اسي که با نصّ مخالفت کند، و معتبر دانسته شدن آن منجر به لغو شدن نصّي گردد، چنين قياسي از زشت ترين قياس هاست.
2- شيطان گفت:« أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ» من از او بهتر هستم. و همين گفته براي نقص و کمبود ابليس پليد کافي است ، چون  او نقص و کمبود خود را با خودپسندي و تکبر و سخن گفتن در مورد خدا آن هم بدون علم و آگاهي اثبات نمود. و چه کمبودي بزرگتر از اين وجود دارد؟!
3- شيطان در برتر قرار دادن آتش بر خاک دروغ گفت، زيرا در ماده خاک فروتني و سکون و متانت وجود دارد، و برکت هاي زمين از قبيل درختان و انواع گياهان گوناگون از خاک مي رويند، اما آتش صفت سبکي و شتابزدگي و سوزندگي دارد.
بنابراين وقتي که ابليس از فرمان خدا سرپيچي کرد از مقام والاي خود به پايين ترين جايگاه سقوط نمود، و خداوند به او فرمود:« فَاهْبِطْ مِنْهَا» از بهشت فرو شو، « فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا» تو حق نداري در آن تکبر کني، چون بهشت سران پاکان است و شايسته پليدترين و بدترين خلق خدا نيست.
« فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ» پس بيرون برو، تو از ذليل شدگان و خوارشدگان هستي. و اين، کيفر تکبر و خودپسندي او بود. بنابراين هنگامي که ابليس دشمني با خدا و با آدم و فرزندانشان را اعلام کرد، از خداوند خواست که او را تا روز رستاخيز مهلت بدهد تا بتواند فرزندان آدم را هرچه بيشتر گمراه سازد. و از آن جا که حکمت الهي اقتضا مي کند بندگان را مورد آزمايش قرار دهد و راستگو از دروغگو، و کسي که از خدا اطاعت مي کند از کسي که از دشمن خدا تبعيت مي نمايد مشخص گردد، خواسته او را پذيرفت و فرمود:« إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ» تو از مهلت يافته گاني.قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ؛ گفت  : حال  که  مرا نوميد ساخته  اي  ، من  هم  ايشان  را از راه  راست  تو  منحرف  مي  کنم.
ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ؛ آنگاه  از پيش  و از پس  و از چپ  و از راست  بر آنها مي  تازم   و  بيشترينشان ، را ناسپاس  خواهي  يافت.
شيطان وقتي از رحمت خدا نااميد شد، گفت:« فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» به سبب اينکه مرا گمراه ساختي، بر سر راه راست تو به کمين مردم مي نشينم. يعني همواره بر سر راه راست تو خواهم بود و نهايت تلاش خود را مبذول مي دارم تا مردم را از در پيش گرفتن راه تو بازدارم.
« ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ» سپس از همه جهات و اطراف بر آنها حمله ور خواهم شد، و از هر راهي که بتوانم به پاره اي از اهدافم دست يابم استفاده خواهم کرد. و از آنجا که شيطان ِ خبيث مي دانست که آنها ناتوانند، و غفلت بر بسياري از آنها غالب است، و براي گمراه کردن آنها تصميم قطعي داشت، گمان برد و گمانش راست درآمد، و گفت:« وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ» و بيشتر آنها را سپاسگزار نخواهي يافت، زيرا به جاي آوردن شکر يکي از نشانه هاي پيمودن راه راست است. و او مي  خواست آنان را از راه راست باز دارد، و شکر خدا را به جاي نياورند. خداوند متعال فرموده است:« إِنَّما يدعُوا حِزبَهُ لِيکُونُوا مِن أَصحَبِ السَّعيرِ» همانا شيطان گروهش را فرا مي خواند تا از اهل دوزخ شوند. و خداوند ما را از آنچه که شيطان گفته، و بر انجام آن تصميم قطعي گرفته است، آگاه کرد تا خود را براي مقابله با دشمن آماده کنيم و با شناخت راهي که شيطان از آن مي آيد و روزنه هايي که از آن به انسان راه پيدا مي کند از وي پرهيز  کنيم. پس خداوند با اين کار بزگترين منّت را بر ما نهاده و بزرگترين نعمت را به ما داده است.قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ؛ گفت  : از اينجا بيرون  شو ، منفور مطرود  از کساني  که  پيروي  تو گزينندو  از همه  شما جهنم  را خواهم  انباشت.
وقتي که شيطان چنين گفت، خداوند فرمود: « اخْرُجْ مِنْهَا» با حقارت و ذلت از اينجا بيرون برو، نه با احترام و اکرام، بلکه « مَذْؤُومًا» ذليل و خوار و نکوهيده، « َّمدْحُورًا» و طرد شده، و رانده شده از خدا. و از رحمت او و از هر خوبي بري شو. « لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ» بي گمان جهنم را از تو و از هرکس از آنان که از تو پيروي کند پرمي سازم. و اين سوگند خداست که جهنم جايگاه و سراي گناهکاران مي باشد و آن را از شياطين و انسانها و جن هايي که از او پيروي مي کنند پر مي سازد.وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ؛ اي  آدم  ، تو و همسرت  در بهشت  مکان  گيريد  از هر جا که  خواهيد  بخوريدولي  به  اين  درخت  نزديک  مشويد که  در شمار بر خويش  ستم  کنندگان   خواهيد شد.
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ؛ پس  شيطان  آن  دو را وسوسه  کرد ، تا شرمگاهشان  را که  از آنها پوشيده ، بوددر نظرشان  آشکار کند  و گفت  : پروردگارتان  شما را از اين  درخت  منع   کردتا مباد از فرشتگان  يا جاويدانان  شويد.
وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ؛ و برايشان  سوگند خورد که  نيکخواه  شمايم.
فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؛ و آن  دو را بفريفت  و به  پستي  افکند  چون  از آن  درخت  خوردند شرمگاههايشان  آشکار شد و به  پوشيدن  خويش  از برگهاي  بهشت  پرداختند پروردگارشان ندا داد : آيا شما را از آن  درخت  منع  نکرده  بودم  و نگفته   بودم  که  شيطان به  آشکارا دشمن  شماست  ?
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ؛ گفتند : اي  پروردگار ما ، به  خود ستم  کرديم  و اگر ما را نيامرزي  و بر، مارحمت  نياوري  از زيان  ديدگان  خواهيم  بود.
قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ؛ گفت  : فرو شويد ، برخي  دشمن  برخي  ديگر ، و تا روز قيامت  زمين  قرارگاه و  جاي  تمتع  شما خواهد بود.
 سپس خداوند آدم را از شر شيطان برحذر داشت و فرمود:« وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ال