 به او سودي نمي رساند. همانطور که نافرماني گناهکاران به او زياني نمي رساند. « إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ» اگر بخ واهد شما را هلاک نموده واز ميان مي برد، « وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ» و هرکس را که بخواهد پس از شما جايگزين تان مي کند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومي ديگر پديد آورده است.
پس وقتي شما دانستيد که حتما بايد از اين دنيا منتقل شويد، همان طور که کسان ديگري غير از شما منتقل شده اند، و دانستيد که از اين دنيا مي رويد و کوچ مي کنيد و آن را براي کساني که بعد از شما مي آيند، مي گذاريد، همان طور که کساني که پيش از شما بوده اند از دنيا رفته و آن را براي شما به جا گذاشته اند ، پس چرا دنيا را محل استقرار و آرامش و وطن خويش گردنيده ايد، و فراموش کرده ايد که دنيا گذرگاهي است نه محل استقرار؟! و فراموش کرده ايد که پيش روي شما سرا و جهاني است که همه نعمتها را در بردارد و از هر آفت و نقصي بدور است؟ و آن جهاني است که مردمان نخستين و آخرين براي آن تلاش مي کنند، و گذشتگان و آيندگان به سوي آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آن جا براي هميشه مي مانند و  اقامت هميشگي در آن خواهند داشت.
و آن جهان هدف و غايتي است که هدفي بالاتر و راي آن وجود ندارد، و مطلوبي است که هر هدف و امر مطلوبي در آن پايان مي پذيرد، و آنقدر مورد علاقه خردمندان است که هرچيز ديگري را فداي آن مي کنند. سوگند به خدا در آنجا چيزهايي است که انسان ها در پي آنند و چشم از ديدن آن لذت مي برد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت مي پردازند، چيزهايي از قبيل لذت ارواح و زيادي و فراواني شاديها، و نعمت هاي جسم و دل، و نزديک شدن به خدايي که همه غيبها و پنهاني ها را مي داند. همه اينها در آنجا وجود دارد. چه همت و اراده بالايي است همتي که در پي اين خوبي ها مي باشد! و چه خسارتمند است کسي که به بهره اي پست راضي شده است! و چقدر پست و پايين است همّت کسي که معامله زيان بار را برگزيده است! پس آن کس که دچار روي گرداني و غفلت شده است نبايد رسيدن سريع به اين منزل و سرا را بعيد بداند، زيرا« إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ» همانا آنچه به شما وعده داده مي شود خواهد آمد، و شما نمي توانيد خدا را درمانده و ناتوان نماييد، و از عذاب او فرار کنيد، زيرا پيشاني هايتان در دست خدا است و شما تحت تدبير و تصرف او قرار داريد.
«قُل» اي پيامبر! وقتي که قوم خود را به سوي خدا دعوت کردي و سرانجامي که در انتظار آنهاست برايشان بيان نمودي، و آنان از تسليم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزيدند، و از اميالشان پيروي کردندو به شرک خود ادامه دادند ، به آنان بگو:« يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ» اي قوم من! بر حالتي که هستيد و آن را براي خود پسنديده ايد، بمانيد وهمانطور عمل  کنيد، « إِنِّي عَامِلٌ» من هم طبق دستور خدا عمل مي کنيم و تابع خشنودي پروردگارم هستم.
« فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ» به زودي خواهيد دانست که سرانجام نيک از آن چه کسي خواهد بود، به نفع من مي شود يا به نفع شما؟!  و اين انصاف بزرگي است، چرا که خداوند ، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به ميان آورده و سزا و جزا را پيش روي بينندگان قرار داده، و از صراحت گويي پرهيز کرده است، چرا که اشاره و تلويح صريحتر و روشنتر است.
و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نيک در دنيا و آخرت از آن پرهيزگاران است. و عاقبت و سرانجام نيک از آن مومنان است و هرکس که از آنچه پيامبران آورده اند روي گرداني نمايد سر انجامش بد خواهد بود. بنابراين فرمود:« إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» و ستمگران رستگار نمي شوند. پس هر ستمگري گرچه در دنيا از تمام بهره ها برخوردار باشد، در نهايت نابود و مضمحل مي گردد:« إنَّ الله لَيملِي لِلظَّالِم حَتَّي إذاَ أَخَذَهُ لَم يفلِتُه» همانا خداوند به ستمگر مهلت مي دهد، اما ناگهان او را مي گيرد و رهايش نمي کند.وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي  خدا از کشته  ها و چارپاياني  که  آفريده  است  نصيبي  معين  کردند و، به خيال  خود گفتند که  اين  از آن  خداست  و اين  از آن  بتان  ماست   پس   آنچه  از آن  بتانشان  بود به  خدا نمي  رسيد ، و آنچه  از آن  خدا بود به   بتانشان  مي رسيد  به  گونه  اي  بد داوري  مي  کردند.
وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين  ، کاهنان  ، کشتن  فرزند را در نظر بسياري  از مشرکان  بياراستند  تاهلاکشان  کنند و در باره  دينشان  به  شک  و اشتباهشان  افکنند  اگر خدا مي   خواست  چنين  نمي  کردند  پس  با دروغي  که  مي  بافند رهايشان  ساز.
وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي  پندار گفتند : اينها چارپايان  و کشتزاران  ممنوع  است   هيچ  کس   جز، آنکه  ما بخواهيم  ، نبايد از آنها بخورد  و اينها چارپاياني  است  که   سوار شدنشان  حرام  است  و اينها چارپاياني  است  که  نام  خدا را بر آنها  ياد نکنند  به  خدا افترا مي  بندند و به  زودي  به  کيفر افترايي  که  مي   بسته  اندجزايشان  را خواهد داد.
وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه  در شکم  اين  چارپايان  است  براي  مردان  ما حلال  و براي ، زنانمان  حرام  است  ، و اگر مردار باشد زن  و مرد در آن  شريکند  خدا به   سبب  اين  گفتار مجازاتشان  خواهد کرد  هر آينه  او حکيم  و داناست.
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان  کردند کساني  که  به  سفاهت  بي  هيچ  حجتي  فرزندان  خود را کشتند و به   خدا دروغ  بستند و آنچه  را به  ايشان  روزي  داده  بود حرام  کردند  اينان   گمراه  شده  اند و راه  هدايت  را نيافته  اند.
خداوند متعال از بي خردي و ناداني و سبک مغزي و جهالت عميق مشرکاني که پيامب ر (ص) را تکذيب مي کرد