 کرد. « وَهُوَ السَّمِيعُ» و او همه صداها را علي رغم اختلاف زبانها و تنوع نيازها مي شنود. « الْعَلِيمُ» و دانا و آگاه است، و دانش و آگاهي او درونها و برونها، پنهان و آشکار و گذشته و آينده را در بر گرفته است.وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ؛ اگر از اکثريتي  که  در اين  سرزمينند پيروي  کني  ، تو را از راه  خدا  گمراه سازند  زيرا جز از پي  گمان  نمي  روند و جز به  دروغ  سخن  نمي  گويند.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ؛ پروردگار تو به  کساني  که  از راه  وي  دور مي  گردند آگاه  تر است  و  هدايت يافتگان  را بهتر مي  شناسد.
خداوند، پيامبرش محمد (ص) را از پيروي کردن از بيشتر مردم بازداشته و مي فرمايد: « وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ» و اگر از بيشتر  کساني که در زمين هستند پيروي  کني، ترا از راه خدا منحرف مي سازند، زيرا بيشتر آنها در اديان و اعمال و علومشان به بيراهه رفته اند؛ دينشان فاسد ، و اعمالشان پيرو خواست هايشان است، و در دانش و علوم خود تحقيق نمي کنند، و آگاهي و علوم آنها انسان را به راه راست نمي رساند.
بلکه از گمان خويش پيروي مي کنند، گماني که آدمي را به حق نمي رساند و از حق بي نياز نمي کند. و از روي ظن و تخمين در مورد خدا مطلب پوچ و بي اساس مي گويند، و هر کس اينگونه باشد شايسته است که خداوند بندگانش را از او برحذر دارد، و حالاتشان را براي آنها توصيف کند، زيرا اين موضوع گرچه خطاب به پيامبر (ص) است اما امتش نيز در ساير احکامي که به آن حضرت اختصاص ندارد، پيرو او هستند.
و خداوند از همه راستگوتر است، و « هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ» و مي داند چه کساني از راه او منحرف مي شوند، و او راه يافتگان و هدايت شدگان را بهتر مي شناسد. پس بر شما مومنان واجب است تا اندرزها و اوامر و نواهي خدا را پيروي کنيد، چون او مصالح و منافع شما را بهتر مي داند، و از خودتان نسبت به شما مهربانتر است.
اين آيه دلالت مي نمايد که براي اثبات حقانيت حق، به کثرت پيروان آن استناد نمي شود، و کم بودن افرادي که راهي را در پيش گرفته اند دليل بر آن نيست که آنها بر حق نيستند، بلکه واقعيت بر خلاف اين است زيرا اهل حق تعدادشان اندک و ارزش و پاداششان نزد خدا بزرگ است.
بلکه بايد حق و باطل را از راههايي که انسان را بدان مي رسانند، شناخت. وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ ، و گفتند: « دل های ما در پرده است». بلکه خداوند آنها را به سبب کفرشان لعنت کرده است، پس بسیار کم ایمان می آورند.
« وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ» و گفتند: دل های ما در پوشش است. یعنی وقتی که آنها را به سوی ایمان فرابخوانی، عذرخواهی نموده و می گویند: دل هایمان در پوشش است. یعنی بر دل هایشان پوشش و پرده هایی قرار دارد. پس دل هایشان آنچه را تو می گویی نمی فهمد، و به گمانشان این عذر از آنها پذیرفته شده و جاهل و نادان و غیرمکلف قلمداد می شوند، در حالیکه آنان دروغ می گفتند. 
بنابراین خداوند متعال فرمود: « بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ» بلکه خداوند به سبب کفرشان آنها را لعنت کرده است. یعنی آنها به سبب کفرشان ملعون و رانده شده هستند، پس تعداد کمی از آها ایمان می آورند. یا می توان گفت معنی آیه چنین است: ایمانشان کم است و کفرشان زیاد.فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ؛ اگر به  آيات  خدا ايمان  داريد از ذبحي  که  نام  خدا بر آن  ياد شده  است   بخوريد.
وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ ؛ چرا از آنچه  نام  خدا بر آن  ياد شده  است  نمي  خوريد و خدا چيزهايي  را، که بر شما حرام  شده  است  به  تفصيل  بيان  کرده  است  ، مگر آنگاه  که  ناچار  گرديد ? بسياري  بي  هيچ  دانشي  ديگران  را گمراه  پندارهاي  خود کنند  هر  
آينه  پروردگار تو به  متجاوزان  از حد داناتر است.
خداوند متعال بندگان مومنش را به مقتضاي ايمانشان فرمان مي دهد که اگر مومن هستند بايد گوشت حلال چهارپايان و ديگر حيوانات را بخورند؛ حيواناتي که هنگام سربريدن، نام خدا بر آن برده شده است. و به حلال بودن آن  اعتقاد دارد. و نبايد مانند اهل جاهليت عمل کنند، که از جانب خودشان بسياري از چيزهاي حلال را حرام ساخته بودند، و اين ناشي از گمراهي آنان بود و شيطان هايشان آنان را بدان سو برده بودند.
پس خداوند بيان داشت که نشان و علامت مومنان، مخالفت با اهل جاهليت است، و نبايد در اين عادات زشت که تغيير شريعت خدا را در بردارد مانند آنان باشند، و از خوردن آنچه که نام خدا بر آن برده شده است امتناع کنند.
زيرا خداوند براي بندگانش آنچه را که بر آنان حرام است توضيح داده است، پس، از ترس اينکه مبادا در حرام گرفتار شوند هيچ اشکال و شبهه اي که ايجاب کند از خوردن برخي از چيزهاي حلال امتناع ورزند، برايشان باقي نمانده است. و آيه شريفه دلالت مي نمايد که اصل در هرچيزي، و به ويژه در خوراکي ها جايز بودن است، و هرگاه شريعت چيزي را حرام نکند آن چيز حلال است. پس آنچه که خداوند در مورد آن سکوت کرده است، حلال مي باشد، زيرا خداوند حرام را به طور مشروح بيان کرده، و آنچه را که بيان نکرده است، حرام نيست.
با وجود اين حرامي که خداوند آن را بيان کرده و توضيح داده است ، به هنگام ضرورت و ناچاري و گرسنگي مباح و جايز نموده است، همان طور که فرموده است:« حُرِمَّت عَلَيکُمُ الَميتَهُ وَالدَّمُ وَلَحمُ الخِنزِيرِ» گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک بر شما حرام شده است.
در آخر مي گويد:« فَمَن اضطُرَّ فِي مَخمَصَةِ غَيرَ مُتَجَانِفِ لِّاثمِ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورُ رَّحِيمُُ» اما هرکس در حالت گرسنگي بدون اينکه به گناه متمايل باشد به خوردن محرّمات ناچار شود، خداوند بخشنده و مهربان است.
سپس خداوند پيامبر و مومنان را از بسياري از مردم برحذر داشت و فرمود:« وَإِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم» و همانا بسياري از مردم با هوي و هوس خود مردم را گمراه مي سازند، « بِغَيْرِ عِلْمٍ» بدون  علم و دليل. پس بنده بايد از امثال اينها پرهيز کند، و علامت چنين  افرادي همانطور که خدا براي بندگانش توصيف نموده است اين است که دعوتشان مبتني بر دليلي نيست و حجت شرعي ندارند، بلکه مبتني بر شبهه هايي برخاسته از خواستهاي فاسد و نظرات باطلشان است. پس ايشان به شريعت و آئين الهي و بندگان خدا تجاوز کرده اند، و خداوند متجاوزان را دوست نمي 