 class="text" href="w:text:475.txt">آيه 157-154</a><a class="text" href="w:text:476.txt">آيه 158</a><a class="text" href="w:text:477.txt">آيه 160-159</a><a class="text" href="w:text:478.txt">آيه 165-161</a></body></html>وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ و همچنين  براي  هر پيامبري  دشمناني  از شياطين  انس  و جن  قرار داديم   براي ، فريب  يکديگر ، سخنان  آراسته  القا مي  کنند  اگر پروردگارت  مي   خواست ، چنين  نمي  کردند  پس  با افترايي  که  مي  زنند رهايشان  ساز ،
وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ؛ تا آنان  که  به  قيامت  ايمان  ندارند گوش  دل  را بدان  سپارند و پسندشان   افتد و هر چه  در خورشان  هست  انجام  دهند.
خداوند متعال پيامبرش (ص) را دلجويي داده و مي فرمايد: همچنانکه دشمناني را براي تو قرار داده ايم که دعوتت را رد کرده و با تو مبارزه مي نمايند، و نسبت به تو حسادت مي ورزند، اين سنت ما است که براي هر پيامبري که وي را به سوي مردم فرستاده ايم دشمناني از انس و جن قرار داده ايم، که برخلاف آنچه آنان آورده اند بپاخاسته اند.« يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا» برخي از آنان کار باطلي را که به سوي آن دعوت مي کنند، براي برخي ديگر مي آرايند، و سخنان آراسته را به آنان القا مي کنند، و آن را به بهترين صورت درمي آورند تا بي خردان فريب آن را بخورند، و ناداناني که حقايق را نمي فهمند و مفاهيم را درک نمي کنند، از آن فرمان برند.
اين عبارت و کلام آراسته شده و بي اساس و فريبکارانه، مورد پسند آنها واقع مي شود، و از آن خشنود مي گردند، در نتيجه حق را باطل، و باطل را حق مي دانند. بنابراين فرمود:« وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ» و تا به اين خسن فريبنده و به ظاهر زيبا، تمايل پيدا کند، « أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ» دلهاي کساني که به روز قيامت ايمان ندارند، چون ايمان نداشتن به روز قيامت و بي بهره بودن از عقل و خرد، آنان را بر اين امر وامي دارد. « وَلِيَرْضَوْهُ» و تا آن را بپسندند. يعني بعد از اينکه به آن تمايل پيدا کردند از آن خشنود مي شوند . پس نخست به آن گرايش و تمايل پيدا کرده و اين کلمات آراسته شده و به ظاهر زيبا را مي شنوند و از آن خشنود شده و آن را مي پسندند، و در دلهايشان زيبا جلوه مي کند وتبديل به عقيده اي ريشه دار و يکي از ويژگيهاي آنها مي گردد. در نتيجه مرتکب کردار و گفتارهايي زشت مي شوند. يعني کردار و رفتار دروغيني انجام مي دهند که زاده اين عقيده زشت است.
پس اين است حالت فريب خوردگاني که از انسانهاي سرکش و شيطان صفت، و جن ها پيروي کرده و دعوتشان را مي پذيرند. و اما کساني که به روز قيامت ايمان دارند، و داراي خرد و انديشه کامل و متين هستند، فريب اين لفّاظي ها و کلمات و جملات بي اساس را نمي  خورند و در چنگال اين فريب کاري ها نمي افتند. بلکه به شناخت حقايق روي آورده و به مفاهيمي مي نگرند که به سوي آن فراخوانده مي شوند. پس اگر آن مفاهيم حق باشد آن را مي پذيرند، و تسليم آن مي شوند، گرچه م فاهيم با کلمات و عبارت هاي ناقص و غيره  کامل ادا شود. و اگر آن مفاهيم باطل باشد، آن را بر پيشاني منادي اش هرکه باشد کوبيده و آن را رد مي کنند، گرچه اين مفاهيم در لباسي زيبا و فريبنده تر از ابريشم عرض اندام کند.
يکي از حکمت هاي الهي در اينکه براي پيامبران، دشمنان و براي باطل ياوراني قرار داده است که به سوي آن دعوت مي کنند، اين است که بندگانش را مورد آزمايش و امتحان  قرار دهد، و راستگو از دروغگو، و عاقل از نادان، و بينا از کور متمايز گردد. و از جمله حکمت هاي او در اين مورد بيان و توضيح حق است، زيرا وقتي که باطل با حق به نبرد بپردازد و در برابر آن مقاومت کند، حق روشن و واضح مي شود، و دلايل حق و شواهدي که بر راستي و حقيقت حق، و باطل بودن باطل دلالت مي نمايند روشن مي گردند، و اين چيزي است که رقابت کنندگان در آن به رقابت مي پردازند.أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ؛ آيا داور ديگري  جز خدا طلب  کنم  و حال  آنکه  اوست  که  اين  کتاب  روشن   رابر شما نازل  کرده  است  ? و اهل  کتاب  مي  دانند که  به  حق  از جانب  پروردگارت  نازل  شده  است   پس  ، از شک  آورندگان  مباش.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ و کلام  پروردگار تو در راستي  و عدالت  به  حد کمال  است   هيچ  کس  نيست   که ، ياراي  دگرگون  کردن  سخن  او را داشته  باشد و اوست  شنوا و دانا.
اي پيامبر! بگو: « أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا» آيا غير از خدا قاضي و حاکمي برگيرم که براي داوري پيش او بروم، و به اوامر و نواهي او پايبند باشم؟ همانا هر آنچه غير از خدا است محکوم است، و حاکم نيست، و داوري و تدبير مردم مشتمل بر نقص و کمبود مي باشد. قاضي و داور، خداوند يگانه ايست که يکتاست، و شريکي ندارد، و آفرينش و امر در دست  اوست. 
« وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً» و اوست که  کتاب را به صورت  مشروح  و مفصّل بر شما نازل  کرد. يعني حلال و حرام و احکام شرع و  اصول و فروع دين را در آن توضيح داده است، و هيچ بيان و توضيحي روشنتر از آن ، و هيچ دليلي بالاتر از آن وجود ندارد، و هيچ حکم و فرماني زيباتر از حکم وي نيست، و هيچ سخني راست تر از سخن وي وجود ندارد. چون احکامش در بردارنده حکمت رحمت است.
و پيروان کتاب هاي گذشته از قبيل يهوديان و نصارا به اين اعتراف مي کنند، « يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ» و مي دانند که آن از جانب پروردگارت و به حق نازل شده است. به همين جهت اخباري که در کتاب هاي يهود و نصارا در اين زمينه آمده است متفق مي باشد. « فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» بنابراين هرگز در اين زمينه شک نکن و از شک کنندگان مباش.
سپس مفصّل و مشروح بودن آن را بيان کرد و فرمود:« وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً» و سخنان و فرمان پروردگارت صادقانه و دادگرانه انجام پذيرفت. يعني در اخبار و سخن هايش صادق و در امر و نهي اش دادگر است. پس راست تر از اخبار خداوند که در اين کتاب عزيز آمده است، و دادگرانه تر از اوامر و نواهي وي وجود ندارد. « لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ» و هيچ دگرگون کننده اي براي سخ نانش نيست، چون آن را محافظت  نموده و در بالاترين حد راستي و در اوج  حقانيت قرار داده است، پس تغيير دادن آن ممکن نيست، و نمي توان سخناني زيباتر از آن را پيشنها