ذاب  دردآور گرفتار آيند.
يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ مي  خواهند که  از آتش  بيرون  آيند در حالي  که  بيرون  آمدني  نباشند و، عذابشان  پاينده  است.
خداوند از حالت و اوصاف زشت کافران، و از عذاب وحشتناکي که در روز قيامت به آن دچار مي شوند خبر داده و مي فرمايد: اگر کافران براي نجات خود از عذاب، پُرِ زمين طلا و همانند آن را بپردازند، از آنها پذيرفته نمي شود و فايده اي براي آنان ندارد. چون زمان و مکان فديه دادن، و خود را رهاندن ، از دست رفته و چيزي جز عذاب دردناک و هميشگي باقي نمانده است که آنها هيچ زمان از آن بيرون نمي آيند و براي هميشه در آن هستند.وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ دست  مرد دزد و زن  دزد را به  کيفر کاري  که  کرده  اند ببريد  اين   عقوبتي است  از جانب  خدا ، که  او پيروزمند و حکيم  است.
فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ هر کس  پس  از کردار ناپسندش  توبه  کند و به  صلاح  آيد ، خدا توبه  او را  مي  پذيرد ، که  او آمرزنده  و مهربان  است.
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ آيا ندانسته  اي  که  فرمانروايي  آسمانها و زمين  از آن  خداست  ، هر که  را، بخواهد عذاب  مي  کند و هر که  را بخواهد مي  آمرزد و بر هر کاري  تواناست  ?
سارق کسي است که مال ارزشمند ديگران را پنهاني و بدون رضايت صاحبش بر مي دارد. دزدي از گناهان کبيره است و موجب مي شود سزاي سختي که عبارت از قطع دست راست است آن طور که در قرائت بعضي از اصحاب آمده است بر آن مترّتب شود.
دست وقتي که به طور مطلق بيان شود، تا مچ دست را در بر مي گيرد، پس هرگاه کسي دزدي کرد دستش از مچ قطع، و در روغن ِ داغ فرو برده مي شود تا خونِ رگها بند بيايد. اما سنّت پيامبر، عام بودن آيه را از چند جهت  مقيد کرده است: اول: دزدي بايد از مکان مورد نگهداري اموال انجام شده، و مال بايد «محرز» باشد، پس اگر دزد، مال غيرِ «محرز» را دزديد دستش قطع نمي گردد. و « مال محرز» به مالي گفته مي شود که در جايي نگهداري گردد که معمولا چنين جايي مال مصون است.
دوم: بايد مال دزديده شده به اندازه يک چهارم دينار يا سه درهم، و يا آنچه که برابر با يک چهارم دينار يا سه درهم است؛ باشد . پس اگر کمتر از اين را دزديد دستش قطع نمي گردد. شايد اين مفهوم از لفظ سرقت و معني آن استنباط مي شود؛ زيرا کلمه سرقت به معني دزديدنِ چيزي است که از آن نگهداري مي شود. پس اگر مال نگهداري ن شد و کسي آن را برداشت از نظر شرع دزدي محسوب نمي شود.
سوم: امري حکيمانه و به جا است که به خاطر دزديده شدن مالِ بي ارزش و کم، دست قطع نگردد، پس بايد اندازه آن مشخص شود، بنابراين اندازه شرعي که در سنّت ثابت است، حکم قرآن درباره دزد را تخصيص مي نمايد. و حکمت در قطع  کردن دست اين است که باعث حفظ اموال مي گردد، و بايد عضوي قطع شود که جنايت از آن سرزده است. و اگر دزد دوباره دزدي کرد ، پاش چپش قطع مي گردد و چنانچه باز هم دزدي کند گفته شده است که دست چپش قطع مي شود. اگر باز هم دزدي کرد پاي راستش قطع مي گردد. و گفته شده است که به زندان انداخته مي شود تا اينکه در زندان بميرد. 
« جَزَاء بِمَا كَسَبَا» قطع دست دزد کيفر دزدي او است، چرا که اموال مردم را دزديده است. « نَكَالاً مِّنَ اللّهِ» و مجازات و عبرتي است از جانب خدا براي دزد و ديگران تا از دزدي بازآيند. زيرا، وقتي بدانند که هرگاه دزدي کنند دستشان قطع خواهد شد ديگر به اين کار اقدام نمي کنند.
« وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» و خداوند چيره و با حکمت است. و از چيرگي و حکمت  اوست که به قطع دست دزد دستور داده است.
« فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» و هرکس پس از ستمي که  مرتکب شده است  توبه  کند، و به اصلاح خود بپردازد، همانا خداوند توبه او را مي پذيرد، بي گمان خداوند آمرزنده و مهربان است . پس هرکس که توبه کرد و گناهان را ترک گفت و اعمال و عيوب خود را اصلاح کرد، خداوند توبه او را مي پذيرد. و اين بدان جهت است که پادشاهي آسمانها و زمين از آنِ خداست و به هر صورت که بخواهد در آن تصرف قدري و شرعي مي کند؛ براساس حکمت و رحمت گسترده اش هرکس را که بخواهد عذاب مي دهد، و هرکس را که نخواهد مورد عفو و بخشش قرار مي دهد.يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ؛ اي  پيامبر ، غمگين  نکند تو را کردار آنان  که  به  کفر مي  شتابند  چه ، آنهايي  که  به  زبان  گفتند که  ايمان  آورديم  و به  دل  ايمان  نياورده  اند و  چه  آن يهودان  که  گوش  به  دروغ  مي  سپارند و براي  گروهي  ديگر که  خود نزد تو  نمي  آيند سخن  چيني  مي  کنند ، و سخن  خدا را دگرگون  مي  سازند ، و مي  گويند  : اگرشما را اينچنين  گفت  بپذيريد و گرنه  از وي  دوري  گزينيد  و هر کس   را که خدا به  فتنه  گري  افکند ، تواش  از قهر خدا رهايي  نخواهي  داد  اينان  کساني  هستند که  خدا نخواسته  است  که  دلهايشان  را پاک  گرداند  آنان  را در دنيا خواري  و در آخرت  عذابي  بزرگ  است.
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ؛ گوش  نهادگان  بر دروغند ، خورندگان  حرامند  پس  اگر نزد تو آمدند  ميانشان ، حکم  کن  يا از ايشان  رويگردان  شو ، و اگر رويگردان  شوي  هيچ  به  تو زياني نرسانند  و اگر ميانشان  حکم  کني  به  عدالت  حکم  کن  که  خدا عدالت   پيشگان  را دوست  دارد.
وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ؛ چگونه  تو را داور قرار مي  دهند ، در حالي  که  تورات  که  حاوي  حکم   خداست در، نزد آنهاست  ? سپس  