ستيد يا در سرزمين حرم به سر مي بريد، حيواناتي را از قبيل آهو و  غيره شکار نکنيد زيرا برايتان حلال نيست، و صيد به معني حيوان وحشي است که گوشتش خورده مي شود.
« إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ »  بدون شک خدا هرچه را بخواهد مطابق با حکمت خويش به آن حکم مي نمايد، همان طور که شما را به وفا کردن به پيمان ها دستور داد، زيرا وفاي به پيمان منافع شما را تامين مي کند و زيان ها را از شما دور مي نمايد.
و از آنجا که خدا نسبت به شما بسيار مهربان است، چهارپايان را برايتان حلال کرد، و از ميان چهارپايان حلال گوشت، ان دسته را استثنا نمود که بنا به دلايلي عارضي از قبيل مردار شدن ، نام غيرخدا بر آن بودن به هنگام ذبح و خفه شدن و يا مضروب شدن مرده باشند تا شما را محفوظ نگاه دارد. و شما را از صيد در حالت  احرام نهي نمود، و اين به خاطر بزرگداشت و تکريم احرام است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، شعاير خدا و ماه  حرام  و قرباني  را چه ، بدون  قلاده  و چه  با قلاده  حرمت  مشکنيد و آزار آنان  را که  به  طلب  روزي  و  خشنودي  پروردگارشان  آهنگ  بيت  الحرام  کرده  اند ، روا مداريد  و چون  از  احرام  به  در آمديد صيد کنيد و دشمني  با قومي  که  مي  خواهند شما را از  مسجدالحرام  باز دارند وادارتان  نسازد که  از حد خويش  تجاوز کنيد ، و در  نيکوکاري و پرهيز همکاري  کنيد نه  در گناه  و تجاوز  و از خداي  بترسيد که   او به  سختي  عقوبت  مي  کند.
 خداوند متعال مي فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ» اي کساني که ايمان آورده ايد! آنچه را که خدا حرام نموده و به تعظيم آن دستور داده و شما را از ارتکاب آن برحذر داشته است، حلال ندانيد. پس اين نهي، شامل نهي از انجام دادن آن، و نهي از اعتقاد به حلال بودن آن نيز مي گردد. همچنانکه اين نهي شامل انجام ندادن کار زشت و عقيده نداشتن به آن مي باشد. و اين نهي شامل «محرّماتِ احرام» و «محرّمات حرم» مي شود. نيز آنچه خداوند بدان تصريح نموده، در اين نهي داخل است، آنجا که مي فرمايد:« وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ» حرمت ماه حرام را با جنگ و ستم و انجام دادن ديگر منهّيات نشکنيد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« إنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثنَا عَشَرِ شَهرَاَ فِي کِتَبِ اللَّهِ يومَ خَلَقَ السَّمَوتَ وَالارضَ مِنهَا أَربَعَةُ حُرُمُ ذَلِکَ الدِّينُ القَيمِ فَلَا تَظلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَکُم» بي گمان تعداد ماهها نزد خدا، در کتاب تقدير الهي لوح المحفوظ از روزي که آسمانها وزمين را آفريده، دوازده ماه است ؛ چهارتا از آن ماه حرام اند، اين است آئين استوار و محکم، پس در آن بر خود ستم نکنيد.
جمهور علما بر اين باور هستند که حرمت جنگ در ماههاي حرام با اين فرموده الهي منسوخ است که مي فرمايد:« فَإِذاَ انسَلَخَ الأَشهُرُ الحُروُمُ فَاقتُلُوا المشُرِکينَ حَيثُ وَجَدتُّمُوهُم» پس هرگاه ماههاي حرام به پايان رسيدند مشرکان را هرکجا يافتيد، بکشيد. همچنين به دليل نصوص کلي و عام ديگري که در آن به طور مطلق به پيکار با کافران دستور داده شده، و براي نجنگيدن با آنها تهديداتي صورت گرفته است. و همچنين به دليل اينکه پيامبر (ص) با اهل طائف در ماه ذي القعده که يکي از ماههاي حرام است، جنگيد.
گروهي ديگر مي گويند: نهي از پيکار در ماههاي حرام با اين آيه و ديگر آياتي که به طور ويژه از جنگ در ماههاي حرام نهي مي کنند، منسوخ نگرديده است. آنان نصوص مطلقي را که در اين رابطه وارد شده اند بر اين آيه و  امثال آن حمل کرده و گفته اند:« مطلق بر قيد حمل مي شود.» و برخي در اين مورد به تفکيک قضيه پرداخته و گفته اند: آغاز کردن جنگ در ماههاي حرام جايز نيست، اما ادامه جنگي که از قبل آغاز شده، و تکميل کردن آن جايز است. و پيکار پيامبر (ص) را با اهل طائف بر اين صورت حمل نموده اند، زيرا جنگ با اهل طائف در « حنين» و در ماه شوال آغاز شد. همه  اينها در مورد جنگي است که تدافعي نباشد، بلکه مسلمانان جنبه تهاجمي داشته باشند.
اما در جنگ تدافعي که کفار آن را آغاز مي کنند به اجماع همه علما براي مسلمين جايز است به منظور دفاع، در ماههاي حرام و ديگر  ماهها به جنگ با کفار بپردازند.
« وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ» و قربانيي را که در حج، عمره و ديگر موارد به سوي بيت الله برده مي شود، حلال نکنيد، و قرباني را از طريق دزديدن و غيره نگيريد و در مورد آن کوتاهي نورزيد، و باري را که توان حملِ آن را ندارد بر دوش آن نگذاريد، مبادا قبل از رسيدن به جايگاهش تلف شود، بلکه هم قرباني را ، و هم کسي که آن را مي آورد  احترام کنيد.
« وَلاَ الْقَلآئِدَ» اين نوعي خاص از قرباني است که زنجير يا گردن بندي براي آن بافته شده و در گردنش آويخته مي شود تا معلوم گردد اين حيوان مخصوص قرباني است، از اين طريق مردم براي انجام چنين کاري تشويق شوند و سنت و روش رسول اکرم(ص) به آنها آموخته شود و معلوم گردد اين حيوان مخصوص قرباني است و مورد احترام قرار گيرد. بنابراين آويختن گردن بند به گردن قرباني، سنّت، و از شعائر مسنونه است.
« وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ» و کساني را که آهنگ خانه خدا را دارند مورد  تعرّض قرار ندهيد « يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا» يعني هرکس که قصد زيارت بيت الحرام را نمود و از طريق تجارت ومعاملات ِ جايز در صدد به دست آوردن سود و منفعت مادي بود، و با انجام حج، عمره، و طواف خانه خدا، ونماز گذاردن در آن، و ديگر انواع عبادت در پي جلب خشنودي خدا بود، به او تعرض و توهين نکنيد، بلکه او را احترام کنيد، و همه زائران خانه خدا را مورد تکريم قرار دهيد.
تامين امنيت راههايي که  انسان را به خانه خدا مي رساند نيز در اين مقوله داخل است، زيرا کساني که آهنگ خانه خدا را دارند بايد اطمينان و آرامش به سوي کعبه بيايند، بدون اينکه ترسي از کشته شدن يا آسيب رسيدن به جان و اموالشان از طريق دزدي و چپاول و غيره داشته باشند. و اين آيه شريفه با فرموده الهي تخصيص مي يابد که مي فرمايد:« يأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِنَّمَا المُشرِکُونَ نَجِسُ فَلَا يقرَبُوا المَسجِدَ الحَراَمَ بَعَد عَامِهِم هَذاَ» اي کساني که ايمان آورده ايد! همانا مشرکان پليدند، پس، بعد از اين سال نبايد به مسجد الحرام نزديک شوند.
بنابراين به 