ده است، و نتيجه نافرماني خدا و پيامبرش را وارد شدن به جهنم قرار داده است . پس هرکس که به طور کامل از خداوند اطاعت نمايد، بدون عذاب وارد بهشت مي شود، و هر کس از خدا و پيامبرش به طور کامل فرمان نبرد، و سرپيچي کند که شرک و گناهاني که پايين تر از آن هستند در نافرماني خدا داخل اند وارد جهنم مي شود، و براي هميشه در آن مي ماند. و کسي که هم مرتکب گناه شده و هم اطاعت خدا را کرده باشد، برحسب طاعت و معصيتي که در او هست، پاداش  و عذاب مي يابد. و نصوص متواتر دلالت مي نمايند که اهل توحيد براي هميشه در جهنم نخواهند بود، زيرا توحيد و يکتاپرستي مانع از خلود در جهنم است.وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً ؛ و از زنان  شما آنان  که  مرتکب  فحشا مي  شوند ، از چهار تن  از خودتان  بر، ضد آنها شهادت  بخواهيد  اگر شهادت  دادند زنان  را در خانه  محبوس   داريدتا مرگشان  فرا رسد يا خدا راهي  پيش  پايشان  نهد.
وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ؛ و آن  دو تن  را که  مرتکب  آن  عمل  شده  اند ، بيازاريد  و چون  توبه  کنند، وبه  صلاح  آيند از آزارشان  دست  برداريد زيرا خدا توبه  پذير و مهربان  است.
« وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ» و زناني که مرتکب زنا مي شوند . زنا را به فاحشه تعبير کرد، چون کاري بسيار زشت است. « فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ» سپس اگر چهار نفر گواهي دادند، از بيرون رفتن آنها جلوگيري کنيد، چرا که باعث فتنه و شک مي شود، زيرا نگاه داشتن در خانه يک عقوبت است. « حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ » تا دم مرگ آنها را زنداني کنيد، « أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً» يا اينکه خداوند براي آنها راهي غير از زنداني شدن در خانه ها قرار مي دهد. اين آيه منسوخ نيست، زيرا تا وقتي که خداوند راهي را روشن کرد به صورت يک راهکار موقت باقي ماند. و در اول اسلام چنين بود، تا اينکه خداوند براي زنان راهي روشن ساخت، و آن اين بود که مرد و زن محصن متاهلي که مرتکب زنا مي شوند، سنگسار شده و مرد و زن غير محصن مجردي که مرتکب زنا مي گرديدند، شلاق زده مي شدند.
همچنين « وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ» مردان و زناني از شما که مرتکب زنا مي شوند، « َفآذُوهُمَا» آنها را با حرف و سرزنش و عيب جويي و زدني که از اين عمل زشت باز دارد، بيازايد. بنابراين هرگاه مردان مرتکب زنا شوند، مورد اذيت و آزار  قرار مي گيرند، و زنان زنداني و اذيت مي شوند.
پس زنداني کردن تا زمان فرا رسيدن مرگ است، و آزار رساندن تا وقتي است که فرد توبه کند و به اصلاح خود بپردازد.
بنابراين فرمود: « فَإِن تَابَا» اگر از گناهي که انجام داده اند، بازگشتند و پشيمان شدند، و تصميم گرفتند آن گناه را تکرار نکنند، « وَأَصلَحَا» و به اصلاح رفتار خود پرداختند، که بر توبه راستين دلالت مي نمايد، « فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا» از آزار رساندن به آنها دست برداريد . 
« إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا» همانا خداوند بسيار توبه پذير است، و توبه گناهکار را مي پذيرد، و رحمت و احسان او بسيار فراوان است. از جمله مهرباني و احسان او اين است که به آنها توفيق توبه داده، و توبه آنان را مي پذيرد، و از آنچه از آنها سر زده است مي گذرد.
از اين دو آيه استنباط مي شود که براي اثبات زنا چهار مرد مومن گواهي دهند و به طريق اولي شرط است که عادل باشند، چون خداوند در مورد اين کار زشت سخت گرفته است، تا عيب بندگانش را بپوشاند، تا جايي که گواهي دادن زنان به تنهايي براي اثبات زنا پذيرفته نمي شود، و گواهي آنها همراه با مردان نيز پذيرفته مي شود، و گواهي دادن کمتر از چهار مرد نيز پذيرفته نمي شود، و بايد به صراحت گواهي دهند، همان طور که احاديث صحيح بر اين مطلب دلالت مي نمايند، و اين آيه نيز به آن اشاره مي کند، زيرا خداوند متعال فرموده است: « فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ» و به اين نيز اکتفا نموده ، و مي فرمايد: « فَإِن شَهِدُواْ» اگر شهادت دادند. يعني بايد شهادت و مشاهده صريح باشد و به چيزي شهادت دهند که آن را به طور آشکار و عيان مشاهده کرده اند، و گواهي دادن آنان بايد شفاف و خالي از هرگونه تعريض و کنايه باشد.
و از اين دو آيه استنباط مي شود که خداوند متعال به منظور ترک زنا آزار رساندن از طريق گفتار و کردار و زنداني کردن را مشروع نموده است.إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ؛ جز اين  نيست  که  توبه  از آن  کساني  است  که  به  ناداني  مرتکب  کاري  زشت   مي  شوند و زود توبه  مي  کنند  خدا توبه  اينان  را مي  پذيرد و خدا دانا و  حکيم  است.
وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَـئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ؛ توبه  کساني  که  کارهاي  زشت  مي  کنند و چون  مرگشان  فرا مي  رسد مي  گويند، که اکنون  توبه  کرديم  ، و نيز آنان  که  کافر بميرند ، پذيرفته  نخواهد شد  براي  اينان  عذابي  دردآور مهيا کرده  ايم.
خداوند به دو صورت توبه بندگان را مي پذيرد، يکي اينکه به بنده توفيق توبه مي دهد، و ديگر  اينکه توبه او را مي پذيرد. در اين آيه خداوند مي فرمايد: پذيرفتن توبه، حقي است بر خدا، و خداوند از روي بخشش و بزرگواري، آن را بر خود واجب گردانده است، و براي کسي که از روي ناداني مرتکب گناه شده است.« بِجَهلَةِ» يعني نسبت به عاقبت و سرانجام گناه جاهل است و فراموش کرده که گناه باعث ناخشنودي و عذاب الهي است . فرموش کرده است که خداوند او را مي بيند، و مراقب او است، و اطلاع ندارد که گناه يا ايمان را ناقص مي کند ، و يا آن را به طور کلي از بين مي برد.
پس هرکس مرتکب گناه و نافرماني خدا گردد، به اين اعتبار جاهل و نادان است، گرچه به حرام بودن گناه دانا باشد. زيرا علم داشتن به حرام بودن کاري شرط است براي اين که آن گناه شمرده شود، و مرتکب آن مورد مجازات قرار گيرد. « ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ» احتمالا به اين معني است که آنها قبل از مشاهده و فرا رسيدن مرگ توبه مي کنند. زيرا خداوند توبه بنده را به شرطي مي پذيرد که قبل از مشاهده مرگ و عذاب قطعي توبه کند. اما بعد از  فرا رسيدن مرگ، توبه گناهکاران پذيرفته نمي شود، و بازگشتن کفار به دين خدا پذيرفته نخواهد شد. همان طور که خداوند در مورد ف