نيست‌ مادامي‌ كه‌ آمرزش‌ مي‌خواهند. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ كفار قريش‌ به‌ هنگام‌ طواف‌ مي‌گفتند: «غفرانك‌: پروردگارا! از تو آمرزش‌ مي‌خواهيم». ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «در ميان‌ كفار قريش‌ دو امان‌ وجود داشت: يكي‌ وجود پيامبر خداص و ديگري‌ استغفار پس‌ پيامبر خداص از ميانشان‌ رفتند، اما استغفار باقي‌ ماند». همچنان‌ ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «خداوند هيچ‌ قومي‌ را ـ مادامي‌كه ‌انبيايشان‌ در ميانشان‌ باشند ـ به‌ عذاب‌ ريشه‌كن‌ نمي‌كند تا آن‌كه‌ انبيا را از ميانشان ‌بيرون‌ برد». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداي‌ عزوجل‌ دو امان‌ براي‌ امتم‌ نازل‌ نموده‌ است: ﴿ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ‏﴾   «يك‌ امان‌، وجود من‌ در ميانشان‌ است‌ و امان‌ ديگر، استغفار» پس‌ چون‌ من‌ درگذرم‌، استغفار را تا روز قيامت‌ در ميانشان‌ باقي‌ مي‌گذارم». اما به‌ قولي‌ معني‌ اين ‌است: اگر از كساني‌ باشند كه‌ به‌ خدا ايمان‌ داشته‌ باشند و از او آمرزش‌ بخواهند، او عذاب‌كننده‌شان‌ نيست‌. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: خداوند(ج)  عذاب‌كننده‌شان‌ نيست‌ مادامي‌ كه‌ در ميانشان‌ كساني‌ از مسلمانان‌ هستند كه‌ استغفار مي‌كنند ولي‌ چون‌ مسلمانان‌ از ميانشان‌ بيرون‌ رفتند، خداوند(ج)  در روز بدر و بعد از آن‌، عذاب‌شان‌ كرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1403.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:1404.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:1405.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:1406.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:1407.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:1408.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:1409.txt">آيه  40</a></body></html>آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چيست‌ آنان‌ را كه‌ خداوند عذاب‌شان‌ نكند، حال‌ آن‌كه» آنان‌ مردمي‌ را كه‌ به‌خداي‌ يگانه‌ ايمان‌ آورده‌ و از پيامبرش‌ پيروي‌ مي‌كنند «از مسجدالحرام‌ بازمي‌دارند» و به‌ ايشان‌ امكان‌ اداي‌ مناسك‌ را نمي‌دهند. يعني: آنان‌ به‌سبب‌ فجايعي‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌اند، مستحق‌ عذاب‌ خداوند(ج)  هستند ولي‌ اين‌ عذاب‌ به‌ بركت ‌اقامت‌ رسول‌خداص در ميانشان‌، بر آنان‌ نازل‌ نگشت‌. «و» آنان‌ مردم‌ را از مسجدالحرام‌ در حالي‌ باز مي‌دارند كه‌ «متوليان‌ آن‌ نيستند» اين‌ رد سخن‌ مشركان‌ است‌ كه‌ مي‌گفتند: ما متوليان‌ كعبه‌ هستيم‌ «اولياي‌ آن‌ جز متقيان‌ نيستند» يعني: متوليان‌ آن‌ فقط كساني‌اند كه‌ از شرك‌ و معاصي‌ مي‌پرهيزند زيرا خانه‌ كعبه‌ از آن ‌خدا(ج)  است‌ پس‌ دوستان‌ و اولياي‌ بتان‌، بر آن‌ هيچ‌گونه‌ ولايتي‌ ندارند. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ از رسول‌ خداص پرسيدند: اوليا و دوستان‌ شما چه‌كساني‌اند؟ فرمودند: «هر شخص‌ باتقوايي». آن‌گاه‌ تلاوت‌ كردند: ﴿إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ﴾. «ولي‌ بيشتر آنان‌ نمي‌دانند» اين‌ حقيقت‌ را كه‌ چه‌ كسي‌ سزاو ار دوستي‌خدا(ج) ، يا شايسته‌ توليت‌ حرم‌ وي‌ است‌.
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نماز آنان‌ در خانه‌ كعبه‌ جز سوت‌ كشيدن‌ و كف‌زدن‌ نيست» يعني: در دوره ‌سلطه‌ مشركان‌، خانه‌ كعبه‌ به‌ چنان‌ عبادتي‌ كه‌ خداوند(ج)  در آن‌ بر وجه‌ مشروع ‌مورد تعظيم‌ قرارگيرد، آبادان‌ نبود بلكه‌ كعبه‌ با حركات‌ سبك‌ و بي‌معنايي‌ چون ‌سوت‌ كشيدن‌ و كف‌ زدن‌ ـ آن‌ هم‌ به‌نام‌ نماز ـ عرصه‌گاه‌ حركات‌ وقيحانه‌ آنان‌ شده‌ بود. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: مشركان‌ در خانه‌ كعبه‌ سوت‌ مي‌كشيدند و دست‌ مي‌افشاندند و اين‌ حركات‌ را فقط به‌ اين‌ هدف‌ به‌ جاي‌ نماز قرار مي‌دادند كه‌ نمازگزاران‌ مسلمان‌ را از نمازشان‌ باز داشته‌ و ايشان‌ را در نمازشان‌ به‌ اشتباه‌ افگنند «پس‌ اي‌ كافران‌! به‌ سزاي‌ آن‌ كه‌ كفر مي‌ورزيديد، عذاب‌ را بچشيد» يعني: اين‌ است‌ پاداش‌ شما در برابر آنچه‌ كرديد. مراد سزايي‌ است‌ كه‌ در روز بدر به‌ آنان‌ رسيد.
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
محمدبن‌اسحق‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ نقل‌ مي‌كند: بعد از شكست ‌مشركان‌ در بدر، فرزندان‌ مشركاني‌ كه‌ در بدر كشته‌ شده‌ بودند، از ابوسفيان‌ و ديگراني‌ كه‌ در قافله‌ تجارتي‌ قريش‌ اموالي‌ داشتند، خواستند كه‌ آن‌ اموال‌، صرف‌ انتقام‌ گرفتن‌ از مسلمانان‌ شود و آنها نيز پذيرفتند پس‌ نازل‌ شد: «همانا كافران ‌اموالشان‌ را خرج‌ مي‌كنند تا مردمان‌ را از راه‌ الله بازدارند» با به‌ راه‌ انداختن‌ نبرد عليه‌ رسول‌ خداص و جمع ‌كردن‌ لشكري‌ براي‌ اين‌ هدف‌ «پس‌ زود باشد كه‌ آن‌ را خرج‌كنند، باز» فرجام‌ «آن‌ انفاقشان‌، حسرتي‌ بر آنان‌ باشد» و غرق‌ حسرت‌ و ندامت ‌گردند زيرا آن‌ اموال‌ را ـ بي‌آن‌كه‌ حاصلي‌ از آن‌ به‌ دست‌ آورند ـ مي‌بازند وتلاشهاي‌ مذبوحانه‌شان‌ سراسر برايشان‌ مصيبت‌بار خواهد بود «سپس‌ مغلوب‌ مي‌شوند» و اين‌ وعده‌ ما است‌ چنان‌كه‌ فرموده‌ايم: ‏ كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ‏ :  (خدا مقرر كرده ‌است‌ كه‌ حتما من‌ و فرستادگانم‌ غالب‌ خواهيم‌ شد) «مجادله/‌21». سرانجام‌ كار نيز اين‌گونه‌ بود و وعده‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ واقعيت‌ پيوست‌. لذا اخبار اين‌ آيه‌ از معجزات‌ است‌ و در صورت‌ تكرار شرايط؛ اين‌ معجزه‌ تا روز قيامت‌ به‌حال‌ خود باقي‌ است‌ «و كافران‌ به‌سوي‌ دوزخ‌ رانده‌ مي‌شوند» پس‌ هم‌ اموالشان‌ تباه‌ مي‌شود، هم‌ در دنيا مغلوب‌ مي‌گردند و هم‌ در آخرت‌ مورد عذاب‌ قرار مي‌گيرند و اين‌همه‌ به ‌سود مؤمنان‌ است‌.
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَمِيزَ اللّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چنين‌ است‌ تا خداوند» گروه‌ «پليد را» كه‌ كفارند «از» گروه‌ «پاك» كه‌ مؤمنانند «جدا كند و ناپاكي‌ را روي‌ يك‌ديگر 