زار نفر يا بيشتر از آن‌ بود، جايز نيست‌ كه‌ در برابر دشمن‌ فرار و عقب‌نشيني‌ نمود، هر چند تعداد دشمن‌ به‌ مراتب‌ بيش‌ از مسلمانان ‌باشد. احناف‌ در اين‌ حكم‌ به‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ استدلال‌ كرده‌اند: «بهترين‌ همراهان ‌چهارتن‌، بهترين‌ سريه‌ها (گروههاي‌ جنگي‌ پارتيزاني‌) چهارصدتن‌ و بهترين ‌لشكرها چهار هزارتن‌اند و سپاهي‌ كه‌ دوازده‌هزار تن‌ باشد، از كمي‌ تعداد شكست ‌نمي‌خورد و هرگز به‌ اين‌ علت‌ مغلوب‌ نمي‌شود».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1384.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:1385.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:1386.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:1387.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:1388.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1389.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1390.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1391.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1392.txt">آيه  25</a></body></html>آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ شما آنان‌ را نكشتيد بلكه‌ خدا آنان‌ را كشت» با فراهم‌ ساختن‌ اسباب‌ و مقدمات‌ پيروزي‌ شما «و اي‌ محمد! تو نيفگندي‌ وقتي‌ كه‌ افگندي» آن‌ مشت‌ خاك‌ را «بلكه‌ خدا بود كه‌ افگند» يعني: در حقيقت‌ اين‌ تو نبودي‌ كه‌ افگندي‌ بلكه‌ صورت‌ افگندن‌ از تو و حقيقت‌ آن‌ از خداي‌ متعال‌ بود زيرا اگر حقيقتا افگننده‌ تو مي‌بودي‌، اثر يك‌ مشت‌ شن‌ و خاك‌ جز به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ عادتا از انداختن‌ يك ‌فرد بشر متصور است‌، بيش‌ نبود و آنچنان‌ اثري‌ گسترده‌ و شكننده‌ از آن‌ ايجاد نمي‌شد كه‌ ذرات‌ يك‌ مشت‌ خاك‌، به‌ چشم‌ و بيني‌ تمام‌ اعضاي‌ لشكر مشركان ‌برسد و همه‌ را تارومار گرداند پس‌ در حقيقت‌، اين‌ انداختن‌، فعل‌ خداي‌ سبحان‌ بود كه‌ چنين‌ اثر بزرگي‌ بر آن‌ مترتب‌ گشت‌، اثري‌ كه‌ بشر تاب‌ و توان‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد.
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ مي‌كند: رسول‌ اكرمص در روز بدر، دستهاي‌ خود را به‌ آسمان‌ بلند كرده‌ و به‌ بارگاه‌ الهي‌ چنين‌ التجا نمودند: «پروردگارا! اگر اين‌ جمع‌ را هلاك‌ كني‌، ديگر هرگز در زمين‌ مورد پرستش‌ قرارنمي‌گيري». در اين‌ اثنا جبرئيل‌(ع)  در رسيد و به‌ آن‌ حضرت‌ص گفت: مشتي‌ خاك‌ برگير و آن‌ را بر روي‌ مشركان‌ بيفگن‌! رسول‌ خداص مشتي‌ خاك‌ را گرفته‌ و آن‌ را برروي‌ مشركان‌ افگندند و فرمودند: «شاهت‌ الوجوه‌: چهره‌هاي‌ مشركان‌ منفور باد» پس‌ كسي‌ از مشركان‌ نماند مگر اين‌كه‌ بر چشمها و سوراخ‌هاي‌ بيني‌ و دهان‌ وي‌ چيزي‌ از اين‌ مشت‌ خاك‌ رسيد، در اين‌ هنگام‌ بود كه‌ همه‌ پشت‌ كردند و تار و مار شدند. «و تا مسلمانان‌ را از نزد خويش‌ بخششي‌ نيكو عطا كند» يعني: خداوند متعال‌ اين‌ كار را فقط براي‌ آن‌ كرد تا بر مسلمانان ‌نعمتهاي‌ نيكو و زيباي‌ خود را ارزاني‌ بدارد. مراد از ﴿بَلاء حَسَناً ﴾ بخششي‌ نيكو است‌. «همانا الله شنواست» دعاي‌ آنان‌ را «داناست» به‌ احوالشان‌.
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حال‌ اين‌ بود» كه‌ بيان‌ كرديم‌؛ از پيروز ساختن‌ مؤمنان‌ و نگونسار كردن‌ كفار «و بدانيد كه‌ خدا نيرنگ‌ كافران‌ را سست‌ مي‌گرداند» يعني: قطعا هدف‌ از اين‌ عنايات‌ الهي‌ بر شما كه‌ در اين‌ آيات‌ بيان‌ شد، انعام‌ نمودن‌ به‌ مؤمنان‌ و نقش ‌برآب‌ ساختن ‌نقشه‌ كافران‌ بود.
 
	آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر طلب‌ فتح‌ مي‌كرديد پس‌ فتح‌ به‌ شما آمد» خطاب‌ متوجه‌ كفار است‌ و هدف ‌از آن‌ استهزايشان‌ مي‌باشد زيرا در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: مشركان‌ قريش ‌هنگامي‌ كه‌ از مكه‌ براي‌ جنگ‌ با مسلمانان‌ بيرون‌ مي‌رفتند، از خداوند(ج)  خواستند تا ميان‌ آنها و مسلمانان‌ داوري‌ نمايد و در جنگي‌ كه‌ پيش‌ رواست‌، گروه‌ بر حق‌ را پيروز گرداند. لذا خداي‌ عزوجل‌ با لحني‌ تمسخرآلود خطاب‌ به‌ آنان‌ مي‌فرمايد: اگر داوري‌ مي‌خواستيد، اينك‌ نتيجه‌ داوري‌ برايتان‌آمد! «و اگر باز ايستيد» از كفر و دشمني‌ با رسول‌ خداص «آن» بازايستادن‌ از كفر و دشمني‌ «براي‌ شما بهتر است‌؛ و اگر باز گرديد» به‌سوي‌ كفر و دشمني‌ و نبرد عليه‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ «ما هم‌ بر مي‌گرديم» با مسلط ساختن‌ مؤمنان‌ بر شما، همان‌گونه‌ كه‌ ايشان‌ را در بدر بر شما مسلط كرديم‌ «و بدانيد كه‌ گروه‌ شما هرچند زياد باشد، هرگز از شما چيزي‌ را دفع‌ نتوانند كرد» مراد از اين‌ گروه‌، قوم‌ قريش‌ در مكه ‌است‌ «و بدانيد كه‌ خدا با مؤمنان‌ است» پس‌ هر كس‌ خدا با او باشد، قطعا پيروزاست‌.
 
	آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! خدا و فرستاده‌ او را فرمان‌ بريد» در همه‌ چيز و از آن‌ جمله‌ در جنگ‌ «و از او روي‌ برنتابيد درحالي‌كه‌ مي‌شنويد» نداي‌ او را.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مانند كساني‌ نباشيد كه‌ گفتند: شنيديم» پيام‌ حق‌ را و اطاعت‌ كرديم‌ «و حال‌ آن‌ كه‌ نمي‌شنوند» و در حقيقت‌ اطاعت‌ نمي‌كنند. آنان‌ منافقان‌ يا يهوديانند زيرا با گوشهايشان‌ پيام‌ حق‌ را مي‌شنوند، بي‌آن‌كه‌ آن‌ را بفهمند و بدان‌ عمل‌ كنند پس‌ آنان‌ همانند كسي‌ هستند كه‌ اصلا نشنيده‌ است‌. يا مراد اين‌ است: آنان‌ پيام‌ حق‌ را شنيدند ولي‌ آن‌ را اجابت‌ نكردند بلكه‌ گفتند: شنيديم‌ و نافرماني‌ كرديم‌!
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا بدترين‌ جنبندگان» كه‌ بر روي‌ زمين‌ مي‌جنبند و حركت‌ مي‌كنند «نزد خداوند» يعني: در حكم‌ و داوري‌ وي‌ «ناشنوايان‌ لالي‌ هستند كه‌ نمي‌انديشند» در آنچه‌ كه‌ نفعشان‌ در آن‌ است‌ تا به‌سوي‌ آن‌ بشتابند و در آنچه‌ كه‌ زيانشان‌ در آن ‌است‌ تا از آن‌ اجتناب‌ كنند پس‌ آنان‌ در نزد خداوند(ج)  بدترين‌ جنبندگان‌ هستند زيرا هر جنبنده‌اي‌ جز آنان‌ در روي‌ زمين‌، ميان‌ خير و شر ـ به‌ نسبت‌ ـ فرق‌ نهاده ‌و نفع‌ و ضرر خود را از هم