وي‌ «براي‌ كساني‌ كه‌ پروا پيشه‌ مي‌كنند» از خدا(ج)  لذا از ارتكاب‌ معاصي‌ وي‌ اجتناب‌ و از تحريف‌ كلام‌ وي ‌و نيرنگ‌جويي‌ بر وي، حذر مي‌كنند «آيا باز هم‌ تعقل‌ نمي‌كنيد؟» يعني‌: كساني‌ كه ‌از اين‌ شيوه‌ دست‌ برنمي‌دارند، از چنان‌ عقل‌ و خردي‌ برخوردار نيستند كه‌ آنها را از اين‌ راه‌ و رسم‌ باطل‌ باز دارد، به‌ همين‌ جهت، به‌سوي‌ اين‌ تعقل‌ فراخوانده ‌شدند.
 
آيه  170
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ به‌ كتاب‌ تمسك‌ مي‌كنند» يعني‌: از يهوديان‌ گروهي‌ هستند كه‌ به ‌كتاب‌ تورات‌ تمسك‌ جسته‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است، عمل‌ مي‌كنند و در امر دين‌ خويش‌ به‌ آن‌ رجوع‌ مي‌كنند «و نماز را برپا داشته‌اند» نماز؛ به‌جهت‌ اهميتي‌ كه‌ دارد، به‌ يادآوري‌ مخصوص‌ شد. پس‌ آنان‌ نيكوكاراني‌ هستند كه‌ پاداش‌ آنها نزد خدا(ج)  ضايع‌ نمي‌شود زيرا چنگ‌ زدن‌ به‌ كتاب‌ آسماني، نماد و نشانه ‌نيكوكاريشان‌ است‌ لذا بدانند كه‌ «ما پاداش‌ مصلحان‌ را ضايع‌ نمي‌كنيم».
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1325.txt">آيه  171</a><a class="text" href="w:text:1326.txt">آيه  172</a><a class="text" href="w:text:1327.txt">آيه  173</a><a class="text" href="w:text:1328.txt">آيه  174</a><a class="text" href="w:text:1329.txt">آيه  175</a><a class="text" href="w:text:1330.txt">آيه  176</a><a class="text" href="w:text:1331.txt">آيه  177</a><a class="text" href="w:text:1332.txt">آيه  178</a></body></html>آيه  171
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يادكن‌ هنگامي‌ را كه‌ كوه‌ را بر فرازشان‌ برافراشتيم» يعني‌: كوه‌ طور را از ريشه ‌بركنده‌ بر فراز سرشان‌ قرارداديم‌ «گويي‌ كه‌ سايباني‌ بود» يعني‌: گويي‌ آن‌ كوه، ابري‌ سايبان‌آسا بود «پس‌ چنان‌ پنداشتند كه‌ كوه‌ بر سرشان‌ فرو خواهد افتاد» و به‌آنان‌ گفتيم‌: «آنچه‌ را كه‌ به‌ شما داده‌ايم‌ به‌ قوت‌ بگيريد» يعني‌: آن‌ را با جدوجهد و تصميم‌ بگيريد «و آنچه‌ را كه‌ در آن‌ است» از احكامي‌ كه‌ براي‌ شما مشروع ‌گردانيده‌ايم‌ «به‌ خاطر بسپاريد» و فراموش‌ نكنيد «شايد كه‌ به‌ تقوي‌ گراييد».
قتاده‌ مي‌گويد: خداي‌ عزوجل‌ كوه‌ را از ريشه‌ بركند و آن‌ را بر فراز سرشان ‌قرارداد، سپس‌ فرمود: يا دستور مرا بگيريد، يا شما را با اين‌ كوه‌ تيرباران‌ مي‌كنم‌.آنها همان‌ لحظه‌ آن‌ را پذيرفتند ولي‌ بعد از آن، مجددا به‌ نافرماني‌ روي‌ آوردند، درحالي‌كه‌ اقتضاي‌ فطرت‌ غير از اين‌ بود چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: 
 
	آيه  172
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن» عهد فطرت‌ را «هنگامي‌ را كه‌ پرورگارت‌ از پشت‌ فرزندان‌ آدم، ذريه ‌آنان‌ را برگرفت» چنان‌كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌: خداي‌ سبحان‌ چون‌ آدم‌ را آفريد، پشتش‌ را مسح‌ كرد و ذريه‌ وي‌ را از آن‌ بيرون‌ آورد، آن‌گاه‌ از آنان‌ بر ربوبيت‌ خويش‌ عهد گرفت، كه‌ اين‌ عهد را «عهد الست» و آن‌ عالم‌ را؛ «عالم‌ ذر» مي‌نامند لذا خداوند متعال‌ فطرت‌ بشر را بر توحيد و خداشناسي‌ سرشته‌ است‌ «وآنان‌ را بر خودشان‌ گواه‌ ساخت» يعني‌: هر يك‌ از آنان‌ را بر شخص‌ خودش‌ گواه‌ ساخت‌ «كه‌ آيا پروردگار شما نيستم‌؟ گفتند: چرا، گواه‌ شديم» بر خودمان‌ به‌ اين‌كه‌ توپروردگار ما هستي‌ «تا مبادا روز قيامت‌ بگوييد، ما از اين‌ امر بي‌خبر بوديم» يعني‌: از شما عهد گرفتيم‌ تا در روز قيامت‌ نگوييد: ما به‌ اين‌ امر كه‌ الله پروردگار ما، يگانه‌ و لاشريك‌ است‌؛ هيچ‌ علم و آگاهي‌ قبلي‌ نداشته‌ايم‌.
 
آيه  173
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا بگوييد كه‌: پدران‌ ما در گذشته‌ مشرك‌ بوده‌اند و ما نسلي‌ پس‌ از آنان‌ بوديم» كه ‌به‌ حق‌ راه‌ نيافته‌ و راه‌ صواب‌ را نمي‌شناختيم‌ لذا كار در ميان‌ ما نيز بر همان‌ شيوه‌اي‌ استمرار يافت‌ كه‌ پيشينيان‌ ما برآن‌ بودند «آيا ما را به‌ خاطر آنچه ‌باطل‌انديشان» از پدران‌ ما «انجام‌ داده‌اند، هلاك‌ مي‌كني‌؟» در حالي ‌كه‌ ما گناهي ‌نداريم، چرا كه‌ در جهل‌ قرار داشته‌ و از انديشيدن‌ ناتوان‌ بوده‌ايم‌ و فقط از ردپاي ‌پدرانمان‌ پيروي‌ كرده‌ايم‌؟ يعني‌: اگر حجت‌ برآنان‌ بر پا نمي‌شد و از آنان‌ عهد قبلي‌ گرفته‌ نمي‌شد، از اين‌ عذر و بهانه‌ها مي‌آوردند.
علما در تفسير آيه‌ «عهد الست» بر دو رأي‌اند: رأي‌ اول‌؛ رأي‌ سلف‌ و رأي‌ دوم‌؛ رأي‌ خلف‌ است‌. رأي‌ سلف‌ بر آن‌ وجهي‌ است‌ كه‌ ما تفسير كرديم، يعني‌اين‌كه‌: پروردگار عزوجل‌ حقيقتا ذريه‌ آدم‌ را از پشت‌ وي‌ بيرون‌ آورد و از آنان ‌عهد و پيمان‌ گرفت‌. اما رأي‌ خلف‌ اين‌ است‌ كه‌: اين‌ آيه‌ از باب‌ مجاز و تمثيل‌ است‌ و خداي‌ عزوجل‌ ذريه‌ آدم‌ را از پشت‌ وي‌ بيرون‌ نياورد بلكه‌ ادله‌ كوني‌ را بر وحدانيت‌ خويش‌ اقامه‌ كرد و عقل‌هاي‌ بني‌آدم‌ بر وحدانيت‌ حق‌ تعالي‌ گواهي‌ داد پس‌ اقامه‌ ادله‌ بر توحيد، به‌ منزله‌ آن‌ است‌ كه‌ گويا باري‌ تعالي‌ به‌ مخلوقش‌ گفته ‌است‌: آيا من‌ پروردگار شما نيستم‌؟ آنان‌ هم‌ پاسخ‌ داده‌اند: چرا، تو پروردگار مايي‌ و ما بر اين‌ حقيقت‌ گواهيم‌. لذا مراد از اين‌ گواه‌ گرفتن، خلقت‌ فطري‌ آنها بر توحيد و يگانه‌پرستي‌ است‌. اين‌ گروه از علما مي‌گويند: به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ پروردگار نفرمود: ما ذريه‌ را از پشت‌ آدم‌ بيرون‌ آورديم‌. بلكه‌ فرمود: ذريه‌ را از پشت‌ بني‌آدم‌ بيرون‌ آورديم‌. يعني‌: نسلهاي‌ بني‌آدم‌ را يكي‌ از پي‌ ديگري ‌آفريديم‌ و براي‌ هر نسل‌ هم‌ از طريق‌ پيامبران‌ص و كتابهاي‌ آسماني‌ و همچنان ‌كتاب‌ مشاهد و منظور كوني‌ خويش‌ ـ كه‌ كائنات‌ است‌ ـ دلايل‌ توحيدي‌ اقامه ‌كرديم‌ و آن‌ نسلها در طول‌ عصرها به‌ زبان‌ قال‌ و حال‌ هر دو، بر توحيد ما گواهي ‌دادند.
ابن‌كثير ميان‌ اين‌ دو توجيه‌ تفسيري‌ ـ از حيث‌ قاعده‌ و مبدأ ـ هيچ‌گونه‌ تعارضي‌ نمي‌بيند و هر دو را موجه‌ مي‌داند. در باب‌ بيرون‌ آوردن‌ نسل‌ آدم‌(ع)  ازپشت‌ وي‌ در عالم‌ «ذر»، احاديثي‌ آم