ئيل‌ «بكوش» با حسن‌ سياست، اداره‌ امور آنان‌ به‌ مهرباني‌ و رسيدگي‌ دلسوزانه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ آنان‌ «و از راه ‌و روش‌ فسادگران ‌پيروي‌ نكن» يعني‌: راه‌ عاصيان‌ را نرو و ياور ستمگران‌ نباش‌ بلكه‌ راه‌ اهل‌ صلاح‌ و اصلاح‌ را بپيماي‌. اين‌ سخن‌؛ نصيحت، بيدارباش‌ و تذكري‌ از سوي‌ موسي‌ به ‌برادرش‌ هارون‌ بود و الا هارون‌ خود، نزد خداوند متعال‌ پيامبري‌ بزرگ‌ مقدار است‌.
 
آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ موسَى صَعِقاً فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ موسي‌ به‌ وعده‌گاه‌ ما آمد» براي‌ سخن‌گفتن‌ با ما «و پروردگارش‌ با او سخن‌ گفت» يعني‌: كلام‌ خويش‌ را بي‌واسطه‌ و بدون‌ كيفيت‌ به‌ او شنوانيد. به‌ قولي‌: موسي‌(ع)  كلام‌ خداوند متعال‌ را از تمام‌ جهات‌ شنيد و آن‌ هفتاد تني‌ كه ‌براي‌ رفتن‌ با وي‌ به‌ ميعادگاه‌ انتخاب‌ شده‌ بودند، نيز كلام‌ حق‌ را شنيدند «عرض‌كرد: پرورگارا! مرا به‌ خويش‌ بينا كن‌ تا به‌سوي‌ تو بنگرم». قتاده‌ مي‌گويد: «چون‌ موسي‌ كلام‌ الهي‌ را شنيد، به‌ ديدن‌ وي‌ نيز طمع‌ بست‌ و مشتاق‌ ديدارش‌ گرديد». «فرمود» خداي‌ سبحان‌ «هرگز مرا نخواهي‌ ديد» با اين‌ چشم‌ فاني‌ در اين‌ دنياي ‌فاني‌ بلكه‌ رؤيت‌ من‌ با چشمي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ باقي‌ باشد، در سرايي‌ كه‌ باقي‌ و جاويدان‌ است‌.
تعبير ﴿لَن تَرَانِي﴾ مفيد آن‌ است‌ كه‌ موسي‌ خداوند متعال‌ را در وقتي‌ كه‌ طالب ‌ديدن‌ وي‌ شد، نديد، اما ديدن‌ حق‌ تعالي‌ در آخرت‌ به‌ احاديث‌ متواتر به‌ اثبات ‌رسيده‌ است، چنان‌ تواتري‌ كه‌ بر آشنايان‌ به‌ سنت‌ مطهر پيامبرص مخفي‌ نيست، هم‌ ازاين‌رو، خداوند متعال‌ نفرمود: «لن‌ أري‌: من‌ هرگز ديده‌ نمي‌شوم» بلكه ‌فرمود: (لن‌ تراني‌: تو مرا نمي‌بيني‌). «ولي‌ به‌ كوه‌ بنگر پس‌ اگر بر جاي‌ خود قرارگرفت، مرا خواهي‌ ديد» يعني‌: نه‌ تو توان‌ ديدن‌ مرا داري‌ و نه‌ آنچه‌ كه‌ از نظر جرم، صلابت‌ و قوت‌ از تو بزرگتر است‌ ـ كه‌ عبارت‌ از كوه‌ مي‌باشد ـ لذا اگر در هنگامي‌ كه‌ من‌ خود را به‌ كوه‌ مي‌نمايانم، كوه‌ بر جاي‌ خود قرار گرفت‌ و متزلزل ‌نشد «مرا خواهي‌ ديد» ولي‌ اگر كوه‌ از برداشت‌ تجلي‌ رؤيت‌ من‌ ناتوان‌ گشت، بدان‌كه‌ تو از كوه‌ ناتوان‌تري‌. اين‌ سخن‌ به‌ منزله‌ ارائه‌ تمثيلي‌ براي‌ موسي‌(ع)  به‌وسيله‌ كوه‌ است‌. «پس‌ چون‌ پروردگارش‌ به‌ كوه‌ تجلي‌ كرد» يعني‌: به‌ كوه‌ ظهور كرد. تجلي‌ يك‌ چيز، نمايان‌ شدن‌ آن‌ است‌ «آن‌ كوه‌ را ريزريز كرد» يعني‌: تجلي ‌ذات‌ حق، آن‌ كوه‌ را پخش‌ و متلاشي‌ كرد، چندان‌ كه‌ كوه‌ در هم‌ فروريخت‌ و به‌زمين‌ همواري‌ تبديل‌ شد. به‌ قولي‌: آن‌ كوه‌؛ كوه‌ طور بود. در حديث‌ شريف‌ مرفوع ‌انس‌ آمده‌ است‌: «كوه‌ در زمين‌ فرو رفت». «و موسي‌ بيهوش‌ بر زمين ‌افتاد» صعقا: مأخوذ از صاعقه‌ است، يعني‌: از هوش‌ رفت‌ و بر زمين‌ فروافتاد. «وچون‌ به‌ خود آمد» از آن‌ بيهوشي‌ «گفت‌: تو منزهي» سبحانك‌: اي‌ خداي‌ سبحان‌! تورا تنزيه‌ مي‌كنم‌ و به‌ پاكي‌ ياد مي‌نمايم، به‌ تنزيهي‌ تمام‌ «به‌ درگاهت‌ توبه‌ كردم» از تكرار چنان‌ درخواستي‌ در دنيا «و من‌ نخستين‌ مؤمنانم» به‌ تو، قبل‌ از قوم‌ خود كه‌ به‌ عظمت‌ و جلالت‌ معترفند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «حجاب‌ پروردگار نور است، اگر آن‌ را بردارد، انوار روي‌ وي، تمام ‌آنچه‌ را كه‌ در منظرش‌ از مخلوقاتش‌ قرار مي‌گيرند، مي‌سوزاند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1293.txt">آيه  144</a><a class="text" href="w:text:1294.txt">آيه  145</a><a class="text" href="w:text:1295.txt">آيه  146</a><a class="text" href="w:text:1296.txt">آيه  147</a><a class="text" href="w:text:1297.txt">آيه  148</a><a class="text" href="w:text:1298.txt">آيه  149</a></body></html>آيه  144
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِي وَبِكَلاَمِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود: اي‌ موسي‌! همانا من‌ تو را به‌ پيامها و به‌ كلام‌ خويش‌ بر مردم‌ برگزيدم» يعني‌: تو را از ميان‌ مردم‌ روزگارت‌ به‌ رسالت‌ و شنوانيدن‌ سخن ‌خود ـ بي‌ هيچ‌ واسطه‌اي‌ ـ مخصوص‌ گردانيدم‌ «پس‌ آنچه‌ را به‌ تو عطا كرده‌ام، بگير» يعني‌: اين‌ شرف‌ بزرگ‌ و اين‌ فخر عظيم‌ نبوت‌ و حكمت، يا كلام‌ ومناجات‌ را بگير «و از شكرگزاران‌ باش» بر اين‌ عطاي‌ بزرگ‌ و اين‌ اكرام‌ سترگ‌.
 
	آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ موسي‌ در الواح‌ از هر چيزي» يعني‌: از هر آنچه‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ در دين‌ و دنيايشان‌ به‌ آن‌ نياز داشتند «موعظه‌اي» قرارداديم، كه‌ بني‌اسرائيل‌ و غير آنان‌ از آن‌ پند و اندرز بگيرند «و براي‌ هر چيزي‌ تفصيلي‌ نگاشتيم» از احكامي‌ كه‌ به ‌روشنگري‌ و تفصيل‌ نياز دارد «پس‌ فرموديم‌: آن‌ را به‌ قوت‌ بگير» يعني‌: اي‌موسي‌! الواح‌ را، يا موعظه‌ها و روشنگري‌هاي‌ همراه‌ با تفصيل‌ را، با جديت‌ ونشاط بگير و به‌ آنچه‌ در آنهاست، عمل‌ كن‌. الواح‌: به‌قول‌ راجح، الواح‌ تورات ‌بود «و به‌ قومت‌ دستور بده‌ تا به‌ بهترين‌ آنچه‌ در آن‌ است‌ عمل‌ كنند» يعني‌: به‌ بهترين ‌احكامي‌ كه‌ در تورات‌ است‌ ـ از تكاليفي‌ كه‌ پاداش‌ آنها بيشتر است‌ ـ عمل‌ كنند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ صبر و پايداري‌ در برابر نيرنگ‌ و تجاوز ديگران، عفو وگذشت، عمل‌ به‌ عزيمت‌ نه‌ رخصت، انجام‌ دادن‌ احكام‌ شرعي‌ به‌ نيكوترين‌ وجه‌ آن‌ و ترك‌ اعمال‌ منهيه، از جمله‌ بهترين‌ موعظه‌ها و احكام‌ تورات‌ بود. بدين‌سان، موسي‌(ع)  مأمور شد تا خودش‌ احكام‌ تورات‌ را با قوت‌ و شدتي‌ بيشتر از آنچه‌ كه‌ قومش‌ را بدان‌ امر مي‌كند، بگيرد و بدانها عمل‌ كند «به‌زودي‌ سراي ‌نافرمانان‌ را به‌ شما نشان‌ خواهم‌ داد» تا از ديدن‌ آن‌ عبرت‌ بگيريد. به‌ قولي‌: مراد ازسراي‌ نافرمانان، منازل‌ كفار از ستمگران‌ فرعوني‌ و عمالقه‌ است‌.
 
	آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَ