ذشتند و چون‌ آن‌ چهل‌ سال ‌گذشت‌، يوشع‌بن‌نون‌ كه‌ بعد از موسي‌(ع) رهبر قوم‌ گرديد، آنان‌ را به‌ خيزش‌ وجهاد فراخواند و با بهره‌ گيري‌ از توان‌ معنوي‌ نسل‌ نوپايي‌ كه‌ به‌دست‌ موسي‌(ع) برمباني‌ ايمان‌ و جهاد و دانش‌ و پايداري‌، تربيت‌ و پرورش‌ يافته‌ بودند، قيام‌ كرد وفلسطين‌ را فتح‌ كرد». مفسران‌ نقل‌ كرده‌اند: احدي‌ از كساني‌ كه‌ گفته‌ بودند: (ما وارد آن‌ شهر نمي‌شويم‌ مادام‌ كه‌ آن‌ جباران‌ در آن‌ هستند...)، در آن‌ چهل‌ سال‌، وارد سرزمين‌ فلسطين‌ نشد. «پس» اي‌ موسي‌! «بر گروه‌ فاسق‌ ستمگر اندوهگين ‌نباش» بدين‌سان‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌سبب‌ ترك‌ جهاد فرض‌، دوبار آن‌ گروه‌ از بني‌اسرائيل‌ را «فاسق» ناميد.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ داستان‌، متضمن‌ سرزنش‌ يهود و بيان‌ رسوائي‌هايشان‌ و نيز مخالفتهايشان‌ با خداي‌ عزوجل‌ و پيامبر وي‌ است‌.
 
آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ موسي‌ به‌ قوم‌ خود گفت: اي‌ قوم‌ من‌» خطاب‌ وي‌ متوجه‌ كساني‌ ازمردان‌ و زنان‌ قومش‌ مي‌باشد كه‌ گوساله‌ را پرستش‌ كردند «شما با گوساله‌پرستيتان ‌بر خود ستم‌ كرده‌ايد، پس‌ به‌ درگاه‌ آفريدگارتان‌ توبه‌ كنيد» يعني: به‌ درگاه‌ ذاتي‌ توبه ‌كنيد كه‌ شما را آفريد، درحالي‌كه‌ شما با او، ديگران‌ را به‌ پرستش‌ گرفتيد «وخودتان‌ را بكشيد كه‌ اين‌ نزد آفريدگارتان‌ براي‌ شما بهتر است‌» از علي‌(رض) روايت‌شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «بني‌اسرائيل‌ به‌ موسي‌(ع) گفتند: توبه‌ گوساله‌پرستي‌مان‌چيست‌؟ موسي‌u گفت: اين‌ كه‌ برخي‌ از شما برخي‌ ديگر را بكشيد. آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ ابري‌ سياه‌ را بر بالاي‌ سرشان‌ فرستاد تا يك‌ديگر را در هنگام‌ كشتن‌نبينند و مهرشان‌ بر همديگر نجنبد. پس‌ كاردها و خنجرها را برگرفته‌ به‌هم‌درآويختند و چنان‌ شد كه‌ شخص، برادر و پدر و فرزندش‌ را مي‌كشت‌ و پروا نداشت‌ كه‌ چه‌كسي‌ را كشته‌ است‌ تا اين‌ كه‌ هفتاد هزار تن‌ از آنان‌ به‌ قتل‌ رسيدند. در اين‌ هنگام‌ خداوند (ج)به‌ موسي‌ وحي‌ فرستاد كه: فرمانشان‌ ده‌ تا دست‌نگه‌دارند، حقا كه‌ بر كشتگان‌ آمرزيده شد و توبه‌ باقي‌ماندگان‌ نيز پذيرفته‌ آمد». «پس‌ خدا توبه‌ شما را پذيرفت‌» آن‌گاه‌ كه‌ يکديگر را كشتيد و بر باقي‌ماندگانتان ‌هم‌ بخشود «كه‌ او توبه‌پذير مهربان‌ است‌» بر بندگان‌ توبه‌كارش‌.
 
سوره مائدة آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ پيامبر خاتمص! «بر آنان‌ داستان‌ دو پسر آدم‌ را به راستي‌ بخوان‌، هنگامي‌ كه‌ هر يك‌ از آن‌دو قرباني‌اي‌ عرضه‌ داشت» قربان‌: آنچه‌ كه‌ به ‌وسيله‌ آن‌ به ‌خداي‌ عزوجل‌ تقرب‌ جسته‌ مي‌شود؛ از ذبح‌ حيوان‌ يا تقديم‌ صدقه‌اي‌ «پس‌، از يكي‌ از آن‌ دو» قرباني‌اش‌ «پذيرفته‌ شد» او هابيل‌ بود «و از ديگري‌ پذيرفته ‌نشد» كه‌ او قابيل‌ بود.
ابن‌كثير در شرح‌ داستان‌ قابيل‌ و هابيل‌ مي‌گويد: «درآن‌ زمان‌ سنت‌ چنان‌ بود كه‌ حوا در يك‌ شكم‌ دو فرزند توأمان‌ به‌ دنيا مي‌آورد كه‌ يكي‌ از آنها پسر و ديگري‌ دختر بود. آدم‌ به‌ ضرورت‌ حال‌، دخترانش‌ را به‌ پسرانش‌ تزويج‌ مي‌كرد؛ به‌ اين‌ نحو كه‌ دختر اين‌ شكم‌ را به‌ عقد پسر شكم‌ ديگر در مي‌آورد. و اين‌ كار در آن‌ زمان‌ روا بود. از قضا خواهر هابيل‌ از جمال‌ بي‌بهره‌ و خواهر قابيل‌ زيبا بود. آدم‌(ع) طبق‌ سنت‌ و قانون‌ آن‌ زمان‌، خواست‌ تا خواهر هابيل‌ را به‌ عقد قابيل‌ و خواهر قابيل‌ را به‌ عقد هابيل‌ در آورد اما قابيل‌ نپسنديد و گفت‌: من‌ با خواهر خودم‌ عقد مي‌كنم‌! آدم‌(ع) گفت‌: حال‌ كه‌ تو نمي‌پسندي‌ پس‌ هر دويتان‌ قرباني‌اي‌ تقديم‌ كنيد، قرباني‌ هر كس‌ كه‌ پذيرفته‌ شد، آن‌ دختر زيبا از آن‌ وي‌ باشد. قرباني ‌قابيل‌ دسته‌اي‌ از خوشه‌ گندم‌ بود زيرا او شغل‌ كشاورزي‌ داشت‌ و او آن‌ را از پست‌ترين‌ محصول‌ گندم‌ خويش‌ انتخاب‌ كرد ولي‌ هابيل‌ كه‌ صاحب‌ گوسفنداني‌ بود، گوسفندي‌ از بهترين‌ آنها را براي‌ قرباني‌ برگزيد. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ قرباني‌ هابيل‌ را پذيرفت‌ و آن‌ را به‌ بهشت‌ بالا برد اما قرباني‌ قابيل‌ مورد قبول‌ قرار نگرفت‌ و در اينجا بود كه‌ قابيل‌ با هابيل‌ حسد ورزيد» «گفت» قابيل‌ به‌ هابيل‌ «حتما تو را خواهم‌ كشت» انگيزه‌ وي‌ از اين‌ سخن‌، غيرت‌ و رشك‌ بود «هابيل‌ گفت‌: خدا فقط از متقيان‌ مي‌پذيرد» گويي‌ او به‌ برادرش‌ گفت‌: آنچه‌ ديدي‌ از خودت‌ ديدي‌، نه‌ ازمن‌ زيرا سبب‌ عدم‌ پذيرش‌ قربانيت‌، همانا بي‌تقوايي‌ خودت‌ بود. آن‌گاه‌ افزود:
 
	سوره مائدة آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر دست‌ به‌ سوي‌ من‌ دراز كني‌ تا مرا بكشي» يعني‌: اگر قصد قتلم‌ را بكني «من‌ دستم‌ را به‌سوي‌ تو دراز نمي‌كنم‌ تا تو را بكشم‌، چراكه‌ من‌ از خداوند، پروردگار جهانيان‌ مي‌ترسم» يعني‌: من‌ عمل‌ تبه‌كارانه‌ تو را با عملي‌ همانند آن‌، پاسخ ‌نمي‌دهم‌ زيرا در آن‌ صورت‌ من‌ و تو هر دو در ارتكاب‌ گناه‌ باهم‌ برابر مي‌شويم‌ و بدان‌ كه‌ علت‌ اقدام‌ نكردن‌ من‌ به‌ قتل‌، همانا ترس‌ از رب‌العالمين‌ است‌.
اين‌ سخن‌ هابيل‌ به‌معني‌ تسليم‌شدن‌ وي‌ به‌ قتل‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «آن‌گاه‌ كه‌ فتنه‌ برخاست‌، مانند بهترين‌ دو فرزند آدم‌ باش». ايوب‌ سختياني‌مي‌گويد: «درحقيقت‌ اولين‌ كسي‌ كه‌ به‌ اين‌ آيه‌ عمل‌ كرد، عثمان‌بن‌ عفان‌(رض) بود». چنان‌ كه‌ سعدبن‌ابي‌وقاص‌(رض) به‌ هنگام‌ فتنه‌ زمان‌ عثمان‌(رض) گفت‌: گواهي مي‌دهم‌ كه‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ را از رسول‌ خداص شنيده‌ام‌ كه‌ فرمودند: «همانا به‌زودي‌ فتنه‌اي‌ روي‌ خواهدداد كه‌ در آن‌ شخص‌ نشسته‌ بهتر از شخص‌ ايستاده‌، شخص‌ ايستاده‌ بهتر از شخص‌ رونده‌ و شخص‌ رونده‌ بهتر از شخص‌ شتابنده ‌است». گفتم‌: يارسول‌ الله! اگر كار چنان‌ بود كه‌ شخص‌ مهاجم‌ بر 