لامه‌ شاه‌ ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «پاسخ‌ اين‌ استفتا تفصيلي‌ داشت‌، پس‌ حق‌ تعالي‌ بعضي‌ مسائل‌ را به‌ آيات‌ سابقه‌ حواله‌ فرمود و آن‌ مسئله‌ تحريم‌ ظلم‌ بر دختران‌ يتيم‌ است‌ و بعضي‌ را در اينجا جواب‌ داد و آن‌ مسئله‌ نشوز و تحريم‌ ميل ‌كلي‌ به‌ يك‌ زن‌ و اعراض‌ از زن‌ ديگر و اباحت‌ طلاق‌ در صورت‌ ضرورت‌ است‌ ـ كه‌ در آيات‌ بعدي‌ (130 ـ 128) مي‌آيد». «و هر خيري‌ كه‌ انجام‌ دهيد» در رعايت‌ حقوق‌ كساني‌ كه‌ ذكرشان‌ رفت‌ «قطعا خدا به‌ آن‌ داناست‌» و شما را برحسب‌ كاركرد شما پاداش‌ مي‌دهد.
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:740.txt">آيه  128</a><a class="text" href="w:text:741.txt">آيه  129</a><a class="text" href="w:text:742.txt">آيه  130</a><a class="text" href="w:text:743.txt">آيه  131</a><a class="text" href="w:text:744.txt">آيه  132</a><a class="text" href="w:text:745.txt">آيه  133</a><a class="text" href="w:text:746.txt">آيه  134</a></body></html>آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه :
اين‌ فروتنان: «همان‌ كساني‌ هستند كه‌ گمان‌ مي‌كنند» يعني: يقين‌ و باور دارند. اعراب‌ گاهي‌ يقين‌ را نيز گمان‌ مي‌نامند. مجاهد مي‌گويد: «هر ظني‌ در قرآن‌ به‌معناي‌ يقين‌ است‌». آري‌! يقين‌ دارند «كه‌ با پروردگار خود ملاقات‌ خواهند كرد» درروز قيامت‌ «و به‌ سوي‌ او باز خواهند گشت‌» و او پاداششان‌ را به‌ تمام‌ و كمال ‌خواهد پرداخت‌ و از فضل‌ خويش‌ نيز بر آن‌ خواهد افزود.

آيه  128
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر زني‌ از نشوز يا اعراض‌ شوهرش‌ بيمناك‌ باشد» نشوز مرد از زنش‌: دوري‌ گزيدن‌ و بدبردنش‌ از وي‌، ميلش‌ به‌ جدايي‌ از وي‌، بازداشتن‌ نفقه‌ از وي‌ و زدن‌ يا دشنام‌دادن‌ وي‌ است‌. و «اعراض» وي‌ از زنش‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ كبرسن‌، يا زشتي‌ و ناهنجاري‌اي‌ در خلقت‌ يا خلق‌ وي‌، يا به‌ سبب‌ دلتنگي‌ از وي‌ و چشم‌دوختن‌ به‌ ازدواج‌ با زني‌ ديگر، يا غير اين‌ از علل‌، با وي‌ انس‌ و الفت‌ نگيرد و با وي‌ كمتر سخن‌ بگويد «پس‌» اگر چنين‌ بود «بر آن‌ دو گناهي‌ نيست‌ در آن‌ كه ‌صلح‌ آورند در ميان‌ خود به‌نوعي‌ از» انواع‌ «صلح‌» مثلا با ساقط كردن‌ تمام‌ نوبت‌زن‌، يا بخشي‌ از نوبت‌ وي‌، يا ساقط كردن‌ بخشي‌ از نفقه‌ يا بخشي‌ از مهرش‌. و درمقابل؛ امتيازي‌ كه‌ مرد به‌ زن‌ مي‌دهد اين‌ است‌ كه‌ او را همچنان‌ در حباله‌ نكاح‌ خويش‌ نگه‌ دارد «و صلح‌ بهتر است‌» يعني‌: صلح‌ و سازشي‌ كه‌ دلها بر آن‌ آرام ‌گرفته‌ و اختلافات‌ با آن‌ برطرف‌ شود، بهتر از جدايي‌، يا ادامه‌ كشمكش‌ وخصومت‌ ميان‌ زن‌ و شوهر است‌.
ابن‌جريرطبري‌ از عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت‌: «اين‌ آيه‌ناظر بر مردي‌ است‌ كه‌ دو زن‌ دارد و يكي‌ از آنها بدشكل‌ يا بزرگسال‌ است‌، و او به‌وي‌ چندان‌ مايل‌ نيست‌، پس‌ اين‌ زن‌ به‌ شوهرش‌ مي‌گويد: طلاقم‌ نده‌ و در مقابل ‌آن‌ تو درباره‌ من‌ مخير هستي‌ (كه‌ حقم‌ را در نوبت‌ شب‌ رعايت‌ نكني). چنان ‌كه‌سوده‌ بنت‌ زمعه‌ همسر رسول‌ خداص نيز كه‌ پا به‌ سن‌ گذاشته‌ بود، از بيم‌ آن‌ كه ‌مبادا رسول‌ خداص طلاقش‌ دهند، به‌ آن‌ حضرت‌ص گفت‌: يا رسول‌الله! نوبت‌من‌ از آن‌ عائشه‌ باشد». آري‌! او ترجيح‌ داد كه‌ افتخار همسري‌ رسول‌ خداص را از دست‌ ندهد و رسول‌ خداص هم‌ درخواست‌ وي‌ را پذيرفتند تا امتشان‌ درمشروعيت‌ و جواز اين‌ امر به‌ ايشان‌ تأسي‌ و اقتدا كنند «و بخل‌ در نفوس‌ حضوردارد» حق‌ تعالي‌ خبر مي‌دهد كه‌ بخل‌ در نفس‌ هريك‌ از زن‌ و شوهر، بلكه‌ در تمام‌نفس‌ها لانه‌ دارد، به‌طوري‌ كه‌گويي‌ هميشه‌ در نفس‌ها حضور و غلبه‌ داشته‌ و به حكم‌ سرشت‌ و طبيعت‌، در هيچ‌ حالي‌ از آنها غايب‌ نمي‌شود، لذا اين‌ بخل‌ است ‌كه‌ مرد را وامي‌ دارد تا از حسن‌ معاشرت‌، تأمين‌ نفقه‌ زن‌ به‌طور پسنديده‌ و مانند آن‌ از حقوقي‌ كه‌ برعهده‌ وي‌ است‌ امتناع‌ كند، همچنين‌ اين‌ بخل‌ است‌ كه‌ زن‌ را وامي‌ دارد تا وجايبي‌ را كه‌ در قبال‌ شوهرش‌ دارد، به‌ ايفا نگرفته‌ و حاضر نباشد تا از چيزي‌ از حقوقش‌ دربرابر وي‌ درگذرد «و اگر نيكوكاري‌ و پرهيزگاري‌ كنيد» يعني‌: اگر شما مردان‌ با زنان‌ خويش‌ معاشرت‌ نيكو داشته‌ و از آنچه‌ كه‌ جايز نيست؛ چون‌ ناسازگاري‌ و رويگرداني‌، بپرهيزيد «قطعا خدا به‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد آگاه‌ است‌» وشما را در قبال‌ آن‌ به‌ زودي‌ پاداش‌ مي‌دهد.
 
	آيه  129
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شما هرگز نمي‌توانيد ميان‌ زنان‌ عدالت‌ كنيد» در محبت‌ و مقاربت‌ جنسي‌ ونفقه‌ و گفت‌وگو و انس‌ و الفت‌ و غيره‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ به ‌يكي‌ از آنها به‌ هيچ ‌وجهي‌از وجوه‌ نسبت‌ به‌ ديگري‌ تمايل‌ بيشتري‌ نداشته‌ باشيد «هرچند بر عدالت‌ حريص ‌باشيد» از آن‌ رو كه‌ طبايع‌ بشري‌ بر تمايل‌ بيشتر به‌ يكي‌ از آنها سرشته‌ شده‌ است‌، به‌طوري‌ كه‌ مردان‌ دراين‌باره‌ مالك‌ دلهايشان‌ نبوده‌ و هرگز نمي‌توانند نفسهايشان‌را به‌ رعايت‌ برابري‌ تام‌ و تمام‌ ميان‌ زنانشان‌ وادارند، از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص مي‌گفتند: «خدايا! اين‌ نوبت‌بخشي‌ و تقسيم‌ من‌است‌ در آنچه‌ كه‌ من‌ مالك‌ آن‌ هستم‌، پس‌ مرا در آنچه‌ كه‌ مالك‌ آن‌ نيستم ‌سرزنش‌ نكن» «پس‌» اكنون‌ كه‌ هرگز نمي‌توانيد ميان‌ زنان‌ تماما عدالت‌ كنيد «به‌ يك‌طرف‌ يكسره‌ تمايل‌ نورزيد» كه‌ طرف‌ ديگر را تماما ترك‌ نماييد «تا آن‌ كه ‌او را مانند معلقه‌ رها كنيد» معلقه‌: زني‌ است‌ كه‌ نه‌ به‌ معناي‌ واقعي‌ وجود شوهر را احساس‌ مي‌كند و نه‌ مطلقه‌ است‌ كه‌ تكليف‌ خود را بفهمد، لذا در سرگشتگي‌ وبلاتكليفي‌ دست‌وپا مي‌زند. شكي‌ نيست‌ كه‌ اين‌ حال‌ و وضع‌، زيان‌ بزرگي‌ را متوجه‌ او مي‌سازد بنابراين‌، لازم‌ است‌ تا مرد براي‌ او از نفس‌ خويش‌ سهمي‌ بدهد، هرچند كه‌ اين‌ سهم‌ اندك‌ باشد «و اگر به‌ اصلاح‌ بپردازيد» يعني‌: اگر آنچه‌ را كه ‌تباه‌ ساخته‌ايد از امر معاشرت‌ نيكو 