كرد تا بدان‌ عمل‌ كنيد و بدانيد كه ‌گناه‌ فقط گريبان‌ صاحب‌ خويش‌ را مي‌گيرد و بس‌.
 
	آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركس‌ خطا يا اثمي‌ مرتكب‌ شود» خطا: لغزشي‌است‌ كه‌ به‌ عمد يا غير عمد از انسان‌ سرزند، اما «اثم» فقط عامدانه‌ انجام‌ مي‌شود. و بعضي‌ گفته‌اند: «خطا»، گناه‌ صغيره‌ است‌ و «اثم» گناه‌ كبيره‌ «سپس‌ آن‌ را به‌ گردن‌ بي‌گناهي‌ بيندازد» بي‌گناه‌در اين‌ داستان‌، همانا لبيدبن‌ سهل‌ است‌ كه‌ بني‌ابيرق‌ او را به ‌ناحق‌ به‌ دزدي‌ متهم‌ساختند «قطعا بهتان‌ و گناهي‌ آشكار را بر دوش‌ گرفته‌ است‌» بهتان‌: دروغ‌ بستن‌ برشخص‌ بي‌گناه‌ است‌. آن‌ را بهتان‌ ناميدند زيرا بي‌گناه‌ از آن‌ در بهت‌ و حيرت‌ قرارمي‌گيرد، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ از آن‌ بركنار و بي‌خبر است‌، لذا چون‌ مي‌شنود كه‌ آن ‌دروغ‌ را به‌ وي‌ نسبت‌ داده‌اند، مبهوت‌ و متحير مي‌شود.
 
	آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر فضل‌ خدا و رحمت‌ او بر تو نبود» خطاب‌ متوجه‌ رسول‌ خداص است‌. مراد از اين‌ فضل‌ و رحمت‌ بر ايشان‌ اين‌ است‌ كه‌: پروردگار متعال‌ ايشان‌ را به‌ لطف ‌و عنايت‌ و نگه‌داشت‌ خويش‌، در قضيه‌ «بني‌ابيرق» از حق‌ و حقيقت‌ آگاه‌ساخت‌. آري‌! اگر اين‌ امر نبود «طايفه‌اي‌ از آنان‌» يعني‌: از گروه‌ مدافع ‌بني‌ابيرق‌، كه‌ اسيدبن‌ عروه‌ و يارانش‌ بودند «قصد آن‌ كرده ‌بودند كه‌ تو را گمراه ‌سازند» از حكم‌كردن‌ به‌ حق‌ «و گمراه‌ نمي‌كنند مگر خود را» زيرا فرجام‌ اين‌كارشان‌ به‌ خودشان‌ برمي‌گردد «و هيچ‌گونه‌ زياني‌ به‌ تو نمي‌رسانند» زيرا خداي‌سبحان‌ نگهبان‌ توست‌ از كيد و نيرنگ‌ و زيان‌ و گمراهسازي‌ مردمان‌ و او درهمه‌ حال‌ مؤيد توست‌. و نيز بدان‌ جهت‌ كه‌ تو در اين‌ قضيه‌ دزدي‌، به‌ظاهر امر و به ‌اجتهاد خويش‌ عمل‌ كرده‌اي‌، پس‌ قبل‌ از نزول‌ وحي‌ درباره‌ آن‌، هيچ‌ زياني ‌متوجه‌ تو نيست‌ و اينك‌ وحي‌ آمد و حقيقت‌ را برتو روشن‌ ساخت‌ «و خداوند برتو كتاب‌ نازل‌ كرد» يعني‌: او قواعد و احكام‌ و اموري‌ را ـ در اين‌ آيات‌ و غيرآن‌ ـ در حوزه‌ شريعت‌ تو قرار داد كه‌ دربردارنده‌ خير بسياري‌ است‌ «و» نيز بر تو «حكمت‌» نازل‌ كرد. حكمت‌: سنت‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را بر رسول ‌خويش‌ فرو فرستاد «و به‌ تو آموخت‌ آنچه‌ را» كه‌ قبلا «نمي‌دانستي‌» از احكام‌ وامور «و فضل‌ الهي‌ بر تو بزرگ‌» و بسيار «است‌» زيرا لطف‌ و فضلي‌ بزرگتر از نبوت‌ و نزول‌ وحي‌ نيست‌. خطاب‌ به‌ رسول‌خداص، در واقع‌ خطاب‌ به‌ امتشان‌ نيز هست‌، پس‌ امت‌ رسول‌ خداص اين‌ فضل‌ را از طريق‌ كتاب‌ و سنت‌، از آن‌حضرتص به‌ ارث‌ برده‌اند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:724.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:725.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:726.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:727.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:728.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:729.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:730.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:731.txt">آيه  121</a></body></html>آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در بسياري‌ از نجواهايشان‌ خيري‌ نيست‌» نجوا: رازگويي‌ و مشورت‌ پنهاني‌ در امري‌ از امور به‌طريق‌ درگوشي‌ و پوشيده‌ بين‌ دو يا چند تن‌، غالبا در حضور ديگران‌ است‌، به‌طوري‌كه‌ سوءظن‌ حاضران‌ غيرشنونده‌ را برمي‌انگيزد. پس‌ مراد آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ در اغلب‌ رازگويي‌هاي‌ اين‌چنيني‌ مردم‌، خيري‌ نيست ‌«مگر» رازگويي‌ در امور سه‌گانه‌ زير:
«كسي‌ كه‌» به ‌وسيله‌ نجوا «به‌ صدقه‌ يا معروفي‌ فرمان‌ دهد» معروف‌: لفظ عامي‌است‌  كه‌ شامل‌ تمام‌ انواع‌ نيكوكاري‌ها و امور پسنديده‌ مي‌شود «يا» فرمان‌ دهدبه‌ «اصلاح‌ بين‌ مردم‌» اصلاح‌ بين‌ مردم‌؛ عام‌ است‌ در همه‌ مشاجراتي‌ كه‌ ميان‌ آنان‌ در خونها، آبروها، اموال‌ و ديگر دعواها و مرافعات‌ روي‌ مي‌دهد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «آيا شما را از كاري‌ كه‌ درجه‌آن‌ بهتر از درجه‌ روزه‌ و نماز و زكات‌ است‌ آگاه‌ نگردانم‌ ؟ ياران‌ گفتند: چرا يارسول‌الله! فرمودند: اين‌ كار اصلاح‌ ذات‌ البين‌ است‌ زيرا فساد ذات‌البين‌ تراشنده‌است‌، نمي‌گويم‌ تراشنده‌ موي‌ است؛ بلكه‌ تراشنده‌ دين‌ است». «و هركس‌ براي‌طلب‌ خشنودي‌ الله چنين‌ كند» يعني‌: به‌ اين‌ امور سه‌گانه‌ فرمان‌ دهد «به‌زودي‌ او را پاداش‌ بزرگي‌ خواهيم‌ داد» ولي‌ هركسي كه‌ به‌انگيزه‌ ديگري‌ جز خشنودي‌ الله(ج) ـ همچون‌ انگيزه‌ ريا و رياست‌طلبي‌ ـ به‌ امور يادشده‌ فرمان‌ دهد، نه‌تنها مستحق‌ اين‌ستايش‌ و پاداش‌ نيست‌، بلكه‌ حتي‌ ممكن‌ است‌ از گناه‌ آن‌ هم‌ نجات‌ نيابد زيرا اعمال‌، وابسته‌ به‌ نيت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ام‌حبيبه‌ رضي‌الله عنها از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «كلام‌ ابن‌ آدم‌ كله‌ عليه‌ لا له‌، الا ذكرالله عزوجل‌، او امر بمعروف‌، اونهي‌ عن‌ منكر: سخن‌ فرزند آدم‌ تماما به‌ زيان‌ اوست‌ نه‌ به‌سود او، بجز ذكر خداي‌ عزوجل‌، يا امر به ‌معروفي‌، يا نهي‌ از منكري».
 
	آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركس‌ پس‌ از آن‌ كه‌ راه‌ هدايت‌ براي‌ او آشكار شد، با پيامبر مشاقه‌ كند» مشاقه‌: در اصل‌ به‌معناي‌ دشمني‌ و مخالفت‌ است‌. يعني‌: هركه‌ با نجواگري‌ در گناه‌ و تجاوز و نافرماني‌ پيامبرص، راه‌ شقاق‌ و مخالفت‌ با ايشان‌ را در پيش‌بگيرد، پس‌ از آن‌ كه‌ راه‌ هدايت‌ بر او روشن‌ و مشخص‌ شده‌ و صدق‌ و صحت ‌رسالت‌ را با براهين‌ قاطعه‌ آن‌ دانسته‌ است‌ «و» هركس‌ «راهي‌ جز راه‌ مسلمانان ‌را» كه‌ همانا پايداري‌ در دين‌ اسلام‌ و تمسك‌ به‌ ا