ان‌ را به‌ نكاح‌ خويش‌ درمي‌آوردند، اما حقوق‌ مقرر در نكاح‌ ـ چون‌ مهر ـ را به‌ آنان‌ نپرداخته‌ و در اين‌ باره‌ با آنان‌ مانند غيرشان‌ از همسران‌ رفتار نمي‌كردند، پس‌ خداي‌ عزوجل‌ از نكاح‌ آنان‌ توسط اوليايشان‌ نهي‌ كرد، مگر اين‌ كه‌ با ايشان‌ به‌ عدل‌ و داد رفتار شود و بالاترين‌ مهري‌ را كه‌ مستحق‌ آن‌ هستند و ساير حقوق‌ زناشويي‌ به‌ آنان‌ داده‌ شود، در غير اين‌ صورت‌ بايد ـ بجز دختران‌ يتيم‌ ـ از زنان‌ ديگر موردپسند خويش‌ به‌ همسري‌ بگيرند. لذا هركس‌ به‌گمان‌ غالب‌ خود مي‌پندارد كه‌ در حق‌ دختر يتيم‌ چنان‌كه‌ بايد عدالت‌ نمي‌كند، بايد از ازدواج‌ با او صرف‌ نظر كرده‌ و يك‌ زن‌ ديگر، يا در صورت‌ ضرورت‌ حتي ‌تا چهار زن‌ را به‌ نكاح‌ خود درآورد و در حق‌ دختر يتيم‌ ستم‌ نكند «و اگر مي‌ترسيديد كه‌ به‌ عدالت‌ رفتار نكنيد» ميان‌ همسرانتان‌ در نوبت‌ هم‌خوابي‌، نفقه‌، معاشرت‌ و مانند آنها، پس‌ فقط «به‌ يك‌ زن‌ اكتفا كنيد» نه‌ بيشتر از آن‌. به‌ قولي‌معني‌ اين‌ است‌: اگر مي‌ترسيديد كه‌ ميان‌ آنها در محبت‌ عدالت‌ نمي‌كنيد ـ پس‌فقط يك‌ زن‌ بگيريد نه‌ بيشتر. اما قول‌ راجح‌ اين‌ است‌ كه‌: عدالت‌ معنوي‌، يا محبت‌ قلبي‌ در آيه‌ كريمه‌ مورد نظر نيست‌ زيرا اين‌ امر از وسع‌ و توان‌ انسان‌ خارج‌است‌، همان‌ گونه‌ كه‌ رسول‌ خداص خود به‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها ـ در مقايسه‌ باساير ازواج‌ مطهرات‌ ـ محبت‌ قلبي‌ بيشتري‌ داشتند. چنانكه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «اللهم هذا قسمي فيما أملك فلا تؤاخذني فيما تملك ولا أملك‌: بار خدايا! اين‌تقسيم‌ من‌ است‌ در چيزي‌ كه‌ من‌ مالك‌ آن‌ هستم‌، پس‌ مرا در آنچه‌ كه‌ تو مالك‌آن‌ هستي (يعني‌ محبت‌ قلبي) و من‌ مالك‌ آن‌ نيستم‌، مورد مؤاخذه‌ قرار نده». «يا» اكتفا كنيد «به‌ آنچه‌ كه‌ مالك‌ شده‌ايد» از كنيزان‌، هرچند تعدادشان‌ بسيار باشد. مراد: معاشرت‌ جنسي‌ با كنيزان‌ از طريق‌ ملكيت‌ است‌، نه‌ از طريق‌ ازدواج‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ كنيزان‌ ملكي‌، حقي‌ در نوبت‌ هم‌خوابي‌ ندارند.
در يكي‌ از روايات‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: مردم‌ از خوردن ‌اموال‌ يتيمان‌ احساس‌ گناه‌ كرده‌ و خود را از آن‌ باز مي‌داشتند، اما در امر زنان‌، با دست‌ باز عمل‌ كرده‌ و هر چه‌ مي‌خواستند از آنان‌ به‌ ازدواج‌ خويش‌ در مي‌آوردند و گاهي‌ ميانشان‌ عدالت‌ كرده‌ و چه‌ بسا كه‌ عدالت‌ را در ميانشان‌ رعايت ‌نمي‌كردند، پس‌ چون‌ از احكام‌ يتيمان‌ سؤال‌ كردند، پيوست‌ با جواب‌ آن‌ اين‌ آيه‌هم‌ نازل‌ شد تا ايشان‌ را به‌ اين‌ امر متوجه‌ سازد كه‌ همان‌ گونه‌ كه‌ از بي‌عدالتي‌ درمورد يتيمان‌ بيم‌ دارند، در مورد زنان‌ نيز از بي‌عدالتي‌ بيمناك‌ بوده‌ و بيشتر از آن‌تعدادي‌ را كه‌ رسيدگي‌ به‌ حقوق‌ آنها برايشان‌ ممكن‌ نيست‌، نكاح‌ نكنند زيرا زنان ‌نيز در ضعف‌ و ناتواني‌شان‌ همانند يتيمان‌ هستند. لذا از اين‌ روايت‌ معناي‌ ديگري‌نيز برمي‌آيد. اما آنچه‌ قبلا در تفسير آيه‌ گفتيم‌، بر مبناي‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها بود، اما اين‌ معني‌ كه‌ از سبب‌ نزول‌ بر مي‌آيد؛ قول‌ ابن‌عباس‌(رض) است‌.
«اين‌ نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ ستم‌ نكنيد» يعني‌: اكتفا نمودن‌ به‌ يك‌ زن‌، نسبت‌ به ‌جمع‌كردن‌ ميان‌ دو زن‌ يا بيشتر از آن‌، به‌ سالم‌ ماندنتان‌ از آلودگي‌ به‌ جور و ستم‌، نزديكتر است‌. امام‌ شافعي؛ در معني‌ (الا تعولوا) گفته‌ است‌: «به‌ نكاح‌ گرفتن‌ يك‌زن‌ نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ عيالوار نشويد». سفيان‌ گفته‌ است‌: «الا تعولوا ـ به‌ اين ‌معني‌ است‌: اكتفا نمودن‌ به‌ يك‌ زن‌، نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ فقير نشويد».
بيان‌ احكام‌:
1 ـ امام‌ ابوحنيفه‌ به‌ جايز بودن‌ نكاح‌ دختر يتيم‌ در حال‌ صغارت‌ وي‌ نظر دارد. اما امام‌ مالك‌، امام‌ شافعي‌ و جمهور علما برآنند كه‌ نكاح‌ دختر يتيم‌ تا آنگاه‌ كه ‌بالغ‌ نگردد، جايز نيست‌.
2 ـ ولي‌ دختر يتيم‌ ـ مثلا پسر عموي‌ وي‌ ـ در صورت‌ عدالت‌ در پرداخت ‌مهر، مي‌تواند بعد از بلوغش‌ با وي‌ ازدواج‌ كند و اين‌ رأي‌ ابوحنيفه‌ است‌، اما زفر و شافعي‌ بر آنند كه‌ ولي‌ نمي‌تواند ـ به‌ عنوان‌ عقدكننده‌ ـ او را به‌ ازدواج‌ خودش‌ درآورد، مگر به‌ اجازه‌ حاكم‌ و زمامدار زيرا ولايت‌ در نكاح‌، شرطي‌ از شروط عقد است‌.
در تفسير «معارف‌ القرآن» آمده‌ است‌: «بعضي‌ از عدم‌ توجه‌ به‌ آيات‌ در يك‌ سوء تفاهم‌ عجيبي‌ قرار گرفته‌اند و آن‌ اين‌ است‌ كه‌: در اين‌ آيه‌ دستور رسيده‌ كه ‌اگر احساس‌ خطر كنيد كه‌ نمي‌توانيد عدل‌ و مساوات‌ را بر قرار نماييد، به‌ ازدواج‌ با يك‌ زن‌ اكتفا كنيد و در آيه‌ ديگري‌ واضح‌ ساخته‌ كه‌ قطعا نمي‌توان‌ عدل‌ ومساوات‌ را رعايت‌ نمود. پس‌ نتيجه‌ اين‌ شد كه‌ نكاح‌ بيش‌ از يك‌ زن‌ مطلقا نا جايزاست‌.
اما بايد انديشيد كه‌ اگر هدف‌ خداوند(ج) در اين‌ آيات‌، جلو گيري‌ از نكاح‌ بيش ‌از يك‌ زن‌ مي‌بود، او چه‌ نيازي‌ داشت‌ كه‌ به‌ اين‌ تفصيل‌ بپردازد كه‌: ﴿فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ﴾  يعني‌ نكاح‌ كنيد از زنان‌ مورد پسندتان‌ دودو، سه‌ سه‌ و چهار چهار» زيرا در آن‌ صورت‌ بي‌ عدالتي‌ يقيني‌ است؛ پس‌ «احساس‌ خطر» در اين‌ مورد معنايي‌ نخواهد داشت‌. به‌ علاوه‌، بيان‌ قولي‌ و عملي‌ رسول‌ خداص و صحابه‌ كرام‌ و تعامل‌ متداوم‌ آنها بر اين‌ گواه‌ است‌ كه‌ اسلام ‌هيچ‌گاه‌ ازدواج‌ با بيش‌ از يك‌ زن‌ را جلو گيري‌ ننموده‌ و حقيقت‌ همان‌ است‌ كه‌رعايت‌ عدالت‌ و مساوات‌ در امور اختياري‌ و عدم‌ توان‌ مساوات‌ در امور غيراختياري‌ يعني‌ در محبت‌ و تمايل‌ قلبي‌ است؛ لذا بين‌ اين‌ دو آيه‌ هيچ‌گونه‌ تعارضي‌وجود ندارد و نه‌ در اين‌ آيات‌ دليلي‌ بر ممنوعيت‌ تعدد زوجات‌ آمده‌ است».
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مهر زنان‌ را از روي‌ طيب‌ خاطر» به‌عنوان‌ هديه‌اي‌ «به‌ ايشان‌ بدهيد و اگر به‌ ميل‌ خودشان‌ چيزي‌ از آن‌ را به‌ شما واگذاشتند، پس‌ آن‌ را حلال‌ و گوارا بخوريد» لذا آنچه‌ در حلال‌ بودن‌ اين‌ واگذاري‌ معتبر است‌، خوشي ‌خاطر زنان‌ است‌، نه‌ مجرد موافقت‌ آنها با الفاظي‌ كه‌ از آن‌ رضايت‌ و طيب ‌خاطر بر نمي‌آيد. ابن‌عباس‌(رض) درتفسير ﴿هَنِيئاً مَّرِيئاً ‏﴾  مي‌گويد: «هرگاه‌ زن‌ بدون‌ زيان ‌رساندن‌ و فريب‌ مرد، مهرخ