علیهماالسلام «اگر مرا پيروي‌ مي‌كني‌ پس‌ در باره‌ چيزي‌ از من‌ سؤال‌ نكن‌» از افعال‌ مخالف‌ با شريعت‌ كه‌ از من‌ مشاهد مي‌كني‌ «تا خود از آن‌ با تو سخن‌آغاز كنم‌» يعني‌: بايد اين‌ من‌ باشم‌ كه‌ تفسير و تأويل‌ افعال‌ خويش‌ و چرايي‌ وچگونگي‌ آنها را براي‌ تو بيان‌ كنم‌، نه‌ اين‌كه‌ تو مرا از آنها مورد سؤال‌ قرار دهي‌. موسي‌(ع)  از باب‌ رعايت‌ ادب‌ شاگرد در برابر استاد، شرط وي‌ را پذيرفت‌.
 
	سوره كهف آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ رهسپار شدند» و در راه‌ به‌ كشتي‌اي‌ برخوردند پس‌ با كشتي‌نشينان ‌گفت‌وگو كردند كه‌ آنان‌ را نيز با خود بردارند، كشتي‌نشينان‌ پذيرفتند و ايشان‌ را باخود برداشتند «تا وقتي‌ كه‌ سوار كشتي‌ شدند، آن‌ را سوراخ‌ كرد» به‌ قولي‌: خضر(ع)  ديوار كشتي‌ را سوراخ‌ كرد تا آن‌ را معيوب‌ گرداند ولي‌ قسمتي‌ را كه‌ به‌ آب ‌نزديك‌ است‌، سوراخ‌ نكرد تا به‌ غرق‌شدن‌ كشتي‌نشينان‌ نينجامد «گفت‌» موسي‌ به‌خضر علیهماالسلام «آيا كشتي‌ را سوراخ‌ كردي‌ تا سرنشينانش‌ را غرق‌ كني‌» موسي‌ نتوانست ‌خود را نگه‌ دارد و بر آنچه‌ كه‌ خضر با كشتي‌ انجام‌ داد، اعتراض‌ نكند لذا اين‌ كار خضر را ناپسند شمرد چرا كه‌ اين‌ كار وي‌ در نگاه‌ اول‌، به‌ نابودي‌ جانها و اموال‌ مي‌انجاميد. در بعضي‌ از روايات‌ آمده‌ است‌: صاحبان‌ كشتي‌ آن‌ دو را بي‌كرايه‌ وبه‌طور رايگان‌ با خود در كشتي‌ سوار كرده‌ بودند زيرا آنها خضر را شناخته‌ بودند پس‌ به‌ او و همراهش‌ حرمت‌ نهادند، از اين‌ جهت‌ انكار موسي‌ بر خضر شديدتربود. يعني‌: آيا درست‌ است‌ كه‌ آنها به‌ من‌ و تو احسان‌ كنند و تو در برابر آن ‌احسان‌، كشتي‌ آنان‌ را معيوب‌ كني‌؟ «واقعا به‌ كاري‌ عظيم‌ مبادرت‌ ورزيدي‌» يعني‌: عجب‌ كار هول‌انگيز و ناروايي‌ را مرتكب‌ شدي‌!.
	سوره كهف آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» خضر(ع)  «آيا نگفته‌ بودم‌ كه‌ تو هرگز نمي‌تواني‌ همپاي‌ من‌ صبر كني‌؟» خضر(ع)  همان‌ سخن‌ سابق‌ خود را به‌ وي‌ يادآوري‌ كرد كه‌ گفته‌ بود: ﴿ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ‏﴾    «آيه‌/ 67».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:256.txt">آيه  203</a><a class="text" href="w:text:257.txt">آيه  204</a><a class="text" href="w:text:258.txt">آيه  205</a><a class="text" href="w:text:259.txt">آيه  206</a><a class="text" href="w:text:260.txt">آيه  207</a><a class="text" href="w:text:261.txt">آيه  208</a><a class="text" href="w:text:262.txt">آيه  209</a><a class="text" href="w:text:263.txt">آيه  210</a></body></html>سوره كهف آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
موسي‌ به‌ خضر «گفت‌: مرا به‌ سبب‌ آنچه‌ فراموش‌ كردم‌ مؤاخذه‌ نكن‌ و در كارم ‌بر من‌ سخت‌ نگير» و با من‌ آسان‌گير باش‌، نه‌ سخت‌گير. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است ‌كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «اين‌ عكس‌العمل‌ اول‌ از جانب‌ موسي‌ در برابر خضر، به‌ سبب‌ فراموشي‌ وي‌ بود. در اين‌ اثنا گنجشكي‌ آمد و در كنار كشتي‌ به‌ دريا نوك ‌زد، خضر به‌ موسي‌ گفت‌: بدان‌ كه‌ علم‌ من‌ و تو در برابر علم‌ خداوند متعال‌، جز مانند آنچه‌ كه‌ اين‌ گنجشك‌ از اين‌ دريا كم‌ كرد، نيست‌».
 
	سوره كهف آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَاماً فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُّكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز رهسپار شدند» يعني‌: خضر و موسي‌ علیهماالسلام از كشتي‌ پياده‌ شده‌ و به‌ راه‌ خود ادامه‌ دادند «تا به‌ نوجواني‌ برخوردند پس‌» خضر «او را كشت‌» خضر همين‌ كه‌ به‌آن‌ پسربچه‌ كه‌ با اطفال‌ ديگر مشغول‌ بازي‌ بود رسيد، سرش‌ را از بدنش‌ بركند و او را به‌ قتل‌ رساند «گفت‌» موسي‌ به‌ خضر: «آيا نفس‌ زكيه‌اي‌ را بدون‌ اين‌كه‌ كسي‌ را به ‌قتل‌ رسانده‌ باشد كشتي‌؟» يعني‌: بي‌آن‌كه‌ كسي‌ را به‌ ناروا به‌ قتل‌ رسانده‌ باشد تا كشتن‌ آن‌ قصاص‌ تلقي‌ شود؟ نفس‌ زكيه‌: يعني‌ شخص‌ پاك‌ و بي‌ گناه‌ «واقعا كار ناپسندي‌ را مرتكب‌ شدي‌» نكرا: يعني‌ بسيار زشت‌ و ناپسند.
	آيه  203
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا را در روزهايي‌ معين‌ ياد كنيد» كه‌ عبارت‌اند از: روزهاي‌ يازدهم، دوازدهم‌ و سيزدهم‌ ذي‌الحجه‌ كه‌ روزهاي‌ زدن‌ جمرات‌ در مني‌ بوده‌ و بي‌ هيچ‌اختلافي‌، ايام‌ تشريق‌ مي‌باشند. البته‌ ذكري‌ كه‌ بدان‌ مأمور شده‌اند؛ تكبير گفتن ‌حجاج‌ در هنگام‌ زدن‌ جمرات‌ (سنگريزه‌ها) در مني، و تكبير گفتن‌ ساير مسلمين‌ در مناطق‌ و سرزمينهايشان‌ در تمام‌ جهان‌ بعد از نمازها و غير آن، از صبح‌ روزعرفه‌ تا بعد از نماز عصر آخرين‌ روز از ايام‌ تشريق‌ است‌. و در اين‌ ذكر، حاجي‌ وغير آن‌ برابرند، جز اين‌ كه‌ غير حاجي‌، در روز عرفه‌ تكبير مي‌گويد، اما حاجي‌ درآن‌ تلبيه‌ مي‌گويد «پس‌ هر كس‌ شتاب‌ كرد» به‌ خارج‌ شدن‌ از مني‌ و بنابراين، اعمال‌ مربوطه‌ «را در دو روز» انجام‌ داد «گناهي‌ بر او نيست‌» يعني: هر كس‌ در روز دوم‌ از ايام‌ تشريق، جمرات‌ را زد و از مني‌ بيرون‌ رفت، گناهي‌ بر او نيست‌ «وهر كس‌ تأخير كرد» و جمرات‌ را در روز سوم‌ نيز زد، آن‌گاه‌ از مني‌ كوچ‌ نمود، نيز«گناهي‌ بر او نيست‌» چون‌ هر دو صورت‌ مباح‌ است‌ و حاجي‌ ميان‌ هر دو امر مخير مي‌باشد. اما ماندن‌ در مني‌ به‌ مدت‌ سه‌ شب‌ و سه روز براي‌ زدن‌ جمرات، بهتراست‌ «براي‌ كسي‌ كه‌ تقوي‌ پيشه‌كرده‌ است‌» و در حج‌ خويش‌، از خدا پروا داشته‌است‌. يعني: گناه‌ به‌ كسي‌ تعلق‌ نمي‌گيرد كه‌ در حج‌ خويش‌ تقوي‌ داشته‌ باشد. بعضي‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويند: گناه‌ به‌ كسي‌ تعلق‌ نمي‌گيرد كه‌ بعد از بازگشتن‌ از حج‌ تقوي‌ را رعايت‌ كند و از تمام‌ گناهان‌ بپرهيزد «و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه‌ درپيشگاه‌ او محشور خواهيد شد» در آخرت، پس‌ شما را در برابر اعمالتان‌ جزامي‌دهد.
بدين‌سان‌، خداوند متعال‌ در هشت‌ آيه‌ - يعني‌ از آيه‌ 196 تا 203 - به‌ بيان‌عمده‌ احكام‌ حج‌ و عمره‌ و ارشادات‌ خويش‌ در آنها پرداخت‌. كه‌ ما در ضمن‌آيات، نظر فقها را نيز تا آنجا كه‌ مجال‌ بود، به‌ اجمال‌ 