ا برآنند كه‌ وزن‌ اعمال‌ مخصوص ‌مؤمنان‌ است‌ و اعمال‌ كفار؛ هرچه‌ باشد نابود مي‌شود.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ كفه‌ اعمال» نيك‌ «او سبك‌ باشد» و كفه‌ بديها و گناهانش‌ برتري‌ و سنگيني‌ يابد «پس‌ آن‌ گروه، آنانند كه‌ به‌ خود زيان‌ زده‌اند، به‌سبب‌ آن‌ كه‌ به‌ آيات‌ ما ستم‌ مي‌كردند» يعني‌: با آيات‌ ما برخلاف‌ شيوه‌اي‌ كه‌ سزاوار آن‌ بود، تعامل ‌مي‌كردند زيرا سزاوار آيات‌ ما اين‌ بود كه‌ مورد تعظيم‌ و احترام‌ قرار گيرند، نه ‌اين‌ كه‌ با تكذيب‌ و انكار روبرو شوند. ظلم‌: نهادن‌ يك‌ چيز در غير جايگاه‌ آن ‌است‌.
 
	آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«چنين‌ نيست‌» كه‌ شما آرزو و خيال‌پردازي‌ مي‌كنيد، بلكه‌ «هركه‌ كار بد كرد» چون‌ شرك‌ و گناه‌ كبيره‌ و از آن‌ توبه‌ نكرد «و گناهان‌ وي‌ او را فراگرفت‌» يعني: كسي‌ كه‌ همانند اعمال‌ شما عمل‌ كرد و به ‌مانند كفر شما كفر ورزيد تا بدانجا كه‌ كفر وي‌ بر حسناتش‌ احاطه‌ نمود و هيچ‌ حسنه‌اي‌ برايش‌ باقي‌ نماند «پس‌ چنين‌ كساني‌اهل‌ آتشند و در آن‌ جاودانه‌ مي‌مانند» كه‌ سبب‌ جاودانگي‌شان‌ در دوزخ، شرك‌آوردن‌ به‌ خداوند متعال‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عبدالله بن‌مسعودt آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إياكم ومحقرات الذنوب، فإنهن يجتمعن على الرجل حتى يهلكنه‌: هان‌! از گناهان‌ اندك‌ و كوچك‌ شمرده‌ شده‌ برحذر باشيد زيرا اين‌ گناهان‌ بر شخص‌ جمع‌ مي‌شوند تا سرانجام‌ او را نابودمي‌كنند».
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همانا شما را در زمين‌ استقرار داديم» يعني‌: براي‌ شما در آن، جاي‌ بودوباش ‌قرار داديم، يا شما را بر تصرف‌ در زمين‌ توانا گردانيديم‌ «و براي‌ شما در آن‌ وسايل ‌معيشت‌ نهاديم» از خوردني‌ها و نوشيدني‌ها و غيره‌ «اما چه‌ كم‌ سپاسگزاري ‌مي‌كنيد» شكرگزاريتان‌ در برابر اين‌ نعمت‌ها چه‌ اندك‌ است‌!.
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌تحقيق‌ كه‌ شما را آفريديم» يعني‌: آدم‌(ع)  را از خاك‌ آفريديم‌ «باز به‌ صورتگري‌ شما پرداختيم» يعني‌: آدم‌(ع)  و به‌ تبع‌ آن‌ همه‌ شما را صورت‌ بخشيديم‌. يا معني‌ اين‌ است‌: ما اولا ارواح‌ را آفريده‌ و سپس‌ كالبدها را در آنها صورت‌ و سامان‌ بخشيديم‌. يا معني‌ اين‌ است‌: شما را در پشتهاي‌ مردان‌ آفريده‌ و در رحمهاي‌ زنان‌ صورت‌نگاري‌ كرديم‌ «آن‌گاه‌ به‌ فرشتگان‌ گفتيم‌: براي‌ آدم‌ سجده ‌كنيد» به‌ سجده‌ تحيت‌ و شادباش‌ «پس‌ سجده‌ كردند» فرمان‌ ما را اجابت‌ كردند و بي‌درنگ‌ سجده‌ نمودند «مگر ابليس‌ كه‌ از سجده‌كنندگان‌ نبود» و به ‌انگيزه‌ تكبر ازسجده‌كردن‌ براي‌ آدم‌(ع)  ابا ورزيد.
 
	﴿سوره‌ أعراف﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (206) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ آمدن‌ اسم‌ اعراف‌ در آن‌ ـ كه‌ داستانش ‌خواهد آمد ـ «اعراف» ناميده‌ شد.
سوره‌ اعراف‌ ـ بجز هشت‌ آيه‌ از آن‌ ـ مكي‌ است، كه‌ آيات‌ مكي‌ از اين ‌فرموده‌ خداوند متعال‌: ﴿‏‏ واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ  ...﴾ شروع‌ و تا آيه‌: ﴿ وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ...﴾ ادامه‌ دارد.
موضوع‌ اين‌ سوره‌ مباركه، بيان‌ اصول‌ عقيده‌ و تفصيل‌ داستانهاي‌ انبيا‡ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1144.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1145.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:1146.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:1147.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:1148.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:1149.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:1150.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:1151.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:1152.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:1153.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1154.txt">آيه  22</a></body></html>آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداوند متعال‌ به‌ ابليس‌ «چون‌ تو را به‌ سجده‌ امر كردم، چه‌ چيز تو را از اين‌ كه‌ سجده‌ كني‌ بازداشت‌؟» طرح‌ اين‌ سؤال‌ به‌ منظور برپاداشتن‌ حجت‌ عليه ‌ابليس‌ و نماياندن‌ كفر و كبر و عناد و افتخار او به‌ اصل‌ خويش‌ و براي‌ كوبيدن‌ وتوبيخ‌ وي‌ است، وگرنه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ علت‌ سرپيچي‌ ابليس‌ از اطاعت‌ فرمانش ‌داناست‌ و به‌ طرح‌ اين‌ پرسش‌ نيازي‌ ندارد «گفت» ابليس‌ در پاسخ‌ خداوند متعال‌ «براي‌ اين‌ كه‌ من‌ از او بهترم» لذا به‌ پندار ابليس، عامل‌ بازدارنده‌اش‌ از سجده‌ براي‌ آدم‌؛ باورش‌ به‌ برتري‌ بر آدم‌ و عيب‌ پنداشتن‌ اين‌ امر بود كه‌ كسي‌ به‌ پايه‌ وي‌براي‌ كسي‌ به‌پايه‌ آدم‌(ع)  سجده‌ كند «مرا از آتشي‌ آفريده‌اي‌ و او را از گل» ابليس‌ براين‌ باور بود كه‌ عنصر آتش‌ از عنصر گل‌ بهتر است، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ عنصر آتش ‌نوراني‌ و عنصر گل‌ ظلماني‌ است‌ درحالي‌ كه‌ اين‌ قياس‌ ابليس، قياسي‌ باطل‌ واشتباهي‌ آشكار از سوي‌ آن‌ ملعون‌ بود زيرا از شأن‌ خاك‌ و گل، سنگيني‌ و وقار وبردباري‌ و پايداري‌ است‌ چنان‌كه‌ گل‌ محل‌ رويش‌ سبزه‌ و رشد و بالندگي‌ و اصلاح‌ نيز هست‌ درحالي‌ كه‌ از شأن‌ آتش، سوزندان‌ و شتاب‌ و سبكي‌ است‌ چنان‌كه ‌آتش‌ وسيله‌ عذاب‌ نيز مي‌باشد درحالي‌ كه‌ خاك‌ چنين‌ نيست، به‌ همين‌ دليل‌ بود كه‌ عنصر سازنده‌ ابليس‌ او را تباه‌ ساخت‌ درحالي‌كه‌ عنصر سازنده‌ آدم، او را به ‌ساحل‌ توبه‌ و انابت‌ و انقياد و نهايتا مغفرت‌ و نجات‌ كشانيد.
 
	آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداوند(ج)  به‌ ابليس‌ «پس‌ از آن‌ فروشو» يعني‌: اكنون‌ كه‌ تكبر ورزيده‌اي، از آسمان‌ فرودآي‌ زيرا آسمان‌ جايگاه‌ فرمانبرداراني‌ چون‌ فرشتگان ‌است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ را در فرمان‌ وي‌ سركشي‌ نمي‌كنند، از اين‌ مقام‌ به‌سوي ‌زميني‌ فرو شو كه‌ مقر عاصيان‌ و مطيعان‌ هردوست‌ «پس‌ تو را نرسد كه‌ در آن‌ تكبر ن