له» يعني‌: چرا در هنگام‌ وارد شدن‌ به‌ باغت‌ نگفتي‌: «آنچه‌ الله خواسته‌ باشد، همان‌ شدني‌ است‌». اين‌ سخن‌ را براي ‌آن‌ گفت‌ تا او را به‌ اعتراف‌ بر اين‌ حقيقت‌ برانگيزد كه‌ آن‌ باغ‌ و هر چه‌ در آن‌ است‌، آفريده‌ خداوند(ج)  و در گرو مشيت‌ اوست‌؛ پس‌ اگر بخواهد آن‌ را باقي ‌مي‌گذارد و اگر بخواهد فاني‌اش‌ مي‌گرداند. و چرا نگفتي‌: «لاقوة الاباالله» يعني‌: هيچ‌ نيرويي‌ جز به‌ مشيت‌ خداوند نيست‌.
اين‌ سخن‌ را براي‌ آن‌ گفت‌ تا او را بر اعتراف‌ به‌ عجز و ناتواني‌اش‌ برانگيزد و به‌ وي‌ بفهماند كه‌ توفيق‌ وي‌ در آباداني‌ آن‌ باغ‌، فقط نتيجه‌ ياري‌ الله(ج)  بوده‌ است‌ نه‌ بر اثر قوت‌ و قدرت‌ خود وي‌ و هيچ‌ كس‌ بر آنچه‌ كه‌ در دست‌ وي‌ از دارايي‌ ونعمت‌ قرار دارد، جز به‌ ياري‌ خدا(ج)  توانا و مسلط نمي‌شود و هيچ‌ چيز جز به‌مشيت‌ الله(ج)  صورت‌ تحقق‌ به‌ خود نمي‌گيرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص به‌ ابوموسي‌(رض)  فرمودند: «آيا تو را بر گنجي‌ از گنج‌هاي‌ بهشت‌راهنمايي‌ نكنم‌؛ آن‌ گنج‌ لاحول‌ ولا قوة‌ الا بالله  است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض)  آمده‌ است‌: «خداوند بر بنده‌اي‌ هيچ‌ نعمتي‌ را ـ اعم‌ از خانواده‌ يا مال‌ يا فرزند ـ ارزاني‌ نمي‌دارد كه‌ او بر آن‌ نعمت‌ (ماشاءالله لا قوة إلا بالله) بگويدو در آن‌، آفتي‌ ـ بجز مرگ‌ ـ ببيند». يعني‌: در آن‌ هيچ‌ آفتي‌ روي‌ نمي‌دهد، جز اين‌كه‌ اجل‌ موعود آن‌ فرا رسيده‌ باشد. از اين‌ جهت‌، برخي‌ از سلف‌ گفته‌اند :«هركس‌ از حال‌، يا مال‌، يا فرزندانش‌ خوشش‌ آمد، بايد بگويد: ماشاءالله لا قوة إلا بالله‌».
آن‌ گاه‌ شخص‌ مؤمن‌ افزود: «اگر مرا از حيث‌ مال‌ و فرزند كمتر از خود مي‌بيني‌» باكي‌ نيست‌ «پس‌ چه‌بسا پروردگارم‌ بهتر از باغ‌ تو به‌ من‌ بدهد» در دنيا يا در آخرت‌ «و بر آن‌» باغت‌ «آفتي‌ از آسمان‌ بفرستد» كه‌ آن‌ را بر آن‌ باغ‌ مقدر نموده‌ است‌. به‌قولي‌؛ حسبان‌: عبارت‌ است‌ از صاعقه‌ «تا به‌ زميني‌ بي‌گياه‌ و لغزنده ‌تبديل‌ گردد» يعني‌: بر اثر آن‌ آفت‌ يا آن‌ صاعقه‌، باغ‌ توي‌ كافر به‌ زميني‌ بي‌گياه ‌تبديل‌ گردد كه‌ از خشكي‌ و بي‌گياهي‌ پاها در آن‌ بلغزد.
 
سوره كهف آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْراً فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا آب‌ آن‌» باغت‌ «فرورفته‌ شود» در اعماق‌ زمين‌ «تا هرگز نتواني‌ آن‌ را به‌دست‌ آوري‌» به‌ هيچ‌ نيرنگ‌ و هيچ‌ وسيله‌اي‌.
 
	سوره كهف آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر ميوه‌هاي‌ او احاطه‌ كرده‌ شد» يعني‌: سرانجام‌، آفت‌ آسماني‌ بر باغش‌ زد وميوه‌هاي‌ باغش‌ را نابود كرد و آنچه‌ بايد به‌ او برسد، رسيد «پس‌ چنان‌ شد كه‌دست‌ بر دست‌ مي‌ماليد» يعني‌: از افسوس‌ و اندوه‌ و حسرت‌، دستهايش‌ را برهم ‌مي‌زد «برآنچه‌ در آن‌ باغ‌ خرج‌ كرده‌ بود» يعني‌: بر اموالي‌ كه‌ در آباداني‌ و سامان‌دهي‌ آن‌ باغ‌ هزينه‌ و صرف‌ كرده‌ بود «درحالي‌كه‌ آن‌ باغ‌ بر داربستهاي‌ خود فروافتاده‌ بود» يعني‌: ستونهايي‌ كه‌ تاكهاي‌ انگور را بر آن‌ مي‌افگنند، فروريخته ‌بود يا ديوارها و سقفها و آباديهاي‌ آن‌ برروي‌ همديگر فرو ريخته‌ بود «و» با اندوه‌ و حسرت‌ «مي‌گفت‌: اي‌ كاش‌ با پروردگار خود هيچ‌ كس‌ را شريك ‌نمي‌گرفتم‌» پس‌ چون‌ بر باد رفتن‌ باغش‌ را ديد، آرزو كرد كه‌ كاش‌ هيچ‌ چيز را باخداي‌ سبحان‌ شريك‌ نمي‌آورد تا باغش‌ از نابودي‌ به‌ سلامت‌ مي‌ماند. يا اين‌سخن‌ را به‌ قصد توبه‌ از شرك‌ گفت‌.
 
	سوره كهف آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ او هيچ‌ گروهي‌ نبود كه‌ او را در برابر خداوند ياري‌ دهند» يعني‌: آن‌ كسان‌ و خدمتكاراني‌ كه‌ او در گذشته‌ به‌ آنها افتخار مي‌كرد، هيچ‌ كاري‌ برايش‌ انجام‌ داده ‌نتوانسته‌ و هيچ‌ سودي‌ به‌ حالش‌ نكردند «و خود انتقام‌گيرنده‌ نبود» يعني‌: خود هم‌توان‌ و قدرتي‌ نداشت‌ كه‌ از الله(ج)  به‌ سبب‌ نابود ساختن‌ باغش‌ انتقام‌ بگيرد.
 
	سوره كهف آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَاباً وَخَيْرٌ عُقْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آنجا فقط ولايت‌ به‌ خداوند حق‌ تعلق‌ دارد» يعني‌: در آن‌ موقف‌، نصرت‌ وكارسازي‌ فقط از آن‌ خداي‌ سبحان‌ است‌ و جز او هيچ‌كس‌ و هيچ‌ نيرويي‌ بر اين‌كارسازي‌ توانا نيست‌. يا معني‌ اين‌ است‌: در روز قيامت‌، سلطه‌ و حاكميت‌ فقط ازآن‌ حق‌ تعالي‌ است‌ و هيچ‌ كس‌ در آن‌ روز با وي‌ در ملكش‌ كشمكش‌ نمي‌كند «اوبهتر است‌ از جهت‌ پاداش‌» دادن‌ به‌ دوستانش‌ «و او بهتر است‌ از نظر فرجام‌» يعني‌: او بهترين‌ بخشنده‌ نيك‌فرجامي‌ به‌ دوستانش‌ مي‌باشد.
بايد دانست‌ كه‌ در اين‌ داستان‌ براي‌ اهل‌ خرد عبرت‌هاست‌؛ از جمله‌ اين‌كه‌: مغرور شدن‌ به‌ آرايشهاي‌ زندگي‌ دنيا به‌ كفر مي‌انجامد.
 	سوره كهف آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌ زندگي‌ دنيا را مثل‌ بزن‌» يعني‌: براي‌ آنان‌ مثلي‌ بزن‌ كه‌ در زيبايي‌ و طراوت‌ و زوال‌ زود هنگام‌ خويش‌ به‌ زندگاني‌ دنيا شباهت‌ دارد؛ «كه‌» زندگاني ‌دنيا «مانند آبي‌ است‌ كه‌ آن‌ را از آسمان‌ فروفرستاديم‌؛ سپس‌ گياه‌ زمين‌ با هم‌ درآميخت‌» يعني‌: چون‌ آب‌ بر گياهان‌ زمين‌ فرود آمد، گياهان‌ با هم‌ در آميختند وبه‌ سبب‌ آب‌ رشد كرده‌ و بسيار شدند تا بدانجا كه‌ پخته‌ و رسيده‌ گرديدند «پس‌ آخر كار» آن‌ گياه‌ «چنان‌ درهم‌ شكسته‌ شد كه‌ بادها پراكنده‌اش‌ كردند» در گوشه‌ وكنار زمين‌ و ديگر از آن‌ گياه‌ هيچ‌ اثري‌ نماند، به‌طوري‌كه‌ زمين‌ به‌ همان‌ حال‌ اول‌ خود برگشت‌. يعني‌: اين‌چنين‌ است‌ حال‌ و وضع‌ زندگي‌ دنيا؛ كه‌ براي‌ آن‌ هيچ ‌بقايي‌ نيست‌ و سرانجام ‌آن‌ منتهي‌ به‌ زوال‌ و نابودي‌ است‌ «و خدا همواره‌ بر هر چيز تواناست‌» ايجاد مي‌كند، فاني‌ مي‌گرداند و از هيچ‌ كاري‌ عاجز نيست‌.
 
آيه  200
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذ