ان‌كه‌ رسول‌ خداص طلب‌ شفا با قرآن‌ را تأييد كردند و در اين‌باره‌ رواياتي‌ صحيح‌ در دست‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ تأييد رسول‌ خداص از دم‌ و دعاي‌ يكي‌ از اصحاب‌ است‌ كه‌ با خواندن‌ سوره‌ فاتحه شخص‌ مارگزيده‌ را درمان‌ كرد. «و» نيز فرود مي‌آوريم‌ از قرآن‌ آنچه‌ را كه ‌«براي‌ مؤمنان‌ رحمت‌ است‌» زيرا قرآن‌ كريم‌ دربرگيرنده‌ علوم‌ سودمندي‌ است‌ كه‌ صلاح‌ دين‌ و دنيا درآنهاست‌ و نيز به‌ سبب‌ آن‌كه‌ در تلاوت‌ قرآن‌ و تدبر خاشعانه‌ در آن‌، پاداشي‌ عظيم‌ و آمرزش‌ و خشنودي‌اي‌ بزرگ‌ از جانب‌ الله (ج)  وجود داردكه‌ به‌ دخول‌ بهشت‌ و نجات‌ از عذاب‌ دوزخ‌ مي‌انجامد «ولي‌» قرآن‌ «بر ستمگران‌» كه‌ تكذيب‌ به‌ دين‌ حق‌ و قرآن‌ را به‌جاي‌ تصديق‌ آن‌ نهاده‌اند «جز زيان ‌نمي‌افزايد» يعني‌: جز هلاكت‌ و نابودي‌ نمي‌افزايد زيرا شنيدن‌ قرآن‌ آنها را شديدا بر سر غيظ و خشم‌ آورده‌ و انگيزه‌ تمرد و سركشي‌ را در آنان‌ بالا مي‌برد، كه‌ بر اثر آن‌ به‌ ارتكاب‌ بيشتر زشتي‌ها و مفاسد روي‌ مي‌آورند و در نتيجه‌ هلاك‌ مي‌شوند.
قرار گرفتن‌ اين‌ آيه‌ بعد از اوامر چهارگانه‌ سابق‌، مشعر بر آن‌ است‌ كه‌ شفا و رحمت‌ در اجراي‌ اين‌ اوامر است‌.
 
	سوره إسراء آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوساً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ بر انسان‌ انعام‌ كنيم‌» با نعمت‌هايي‌ كه‌ موجب‌ شكر است‌، همچون ‌سلامتي‌، توانگري‌، فتح‌ و پيروزي‌ «روي‌ مي‌گرداند» از شكر گزاري‌ براي‌ ما و طاعت‌ و عبادت‌ و ذكر ما «و پهلوي‌ خود را مي‌پيچاند» از طاعت‌ ما و به‌ آن‌ پشت ‌مي‌كند پس‌ از وي‌ چيزي‌ جز تكبر و شانه‌خالي‌ كردن‌ از قيام‌ به‌ حقوق‌ منعم‌ سرنمي‌زند «و چون‌ به‌ وي‌ شري‌ برسد» مانند بيماري‌ يا فقر «يئوس‌ است‌» يئوس‌: سخت‌ نوميد است‌ از رحمت‌ خداي‌ عزوجل‌؛ پس‌ اگر به‌ هدف‌ دست‌ يافت‌، معبود را فراموش‌ مي‌كند و اگر هدفش‌ از دست‌ رفت‌، آه‌ و افسوس‌ و اندوه‌ بر وي‌ چيره‌ شده‌ و نوميد مي‌شود، كه‌ اين‌ هر دو خصلت‌، زشت‌ و ناپسند است‌.
البته‌ از آيات‌ (11 ـ 9) سوره‌ «هود» چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ موقف‌ ياد شده‌ دراين‌ آيه‌، از مواقف‌ كفار است‌ نه‌ از مواقف‌ مؤمنان‌ متوكل‌ چنان‌كه‌ آيه‌ بعدي‌ نيز به ‌اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد:
 
	سوره إسراء آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: هر كس‌ بر طريقه‌ خود عمل‌ مي‌كند» يعني‌: بر طريقه‌ و روشي‌ از هدايت‌ يا گمراهي‌ كه‌ با حال‌ و وضع‌ و شأن‌ و ساختار وي‌ تناسب‌ و سازگاري‌ داشته‌ و با اخلاق‌ و عادات‌ مألوف‌ وي‌ هماهنگ‌ است‌ «و پروردگار شما به‌ هركه‌ راه‌ يافته‌تر باشد، داناتر است‌» يعني‌: در نهايت‌ امر، مميز حق‌ تعالي‌ است‌ پس‌ اوست‌ كه‌ ميان ‌مؤمني‌ كه‌ در هنگام‌ نعمت‌ اعراض‌ نمي‌كند و در وقت‌ محنت‌ مأيوس‌ نمي‌شود و ميان‌ كافري‌ كه‌ شأن‌ و شيوه‌ وي‌ سرمستي‌ و سركشي‌ در برابر نعمت‌ها و نوميدي‌ ويأس‌ در هنگام‌ ناكامي‌هاست‌، تمييز مي‌دهد و هر عمل‌كننده‌اي‌ را در برابر عملش ‌جزا مي‌دهد.
 
	آيه  193
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با آنان‌ چندان‌ نبرد كنيد تا فتنه‌ نابود شود» يعني: بساط شرك‌ درهم‌ پيچيده‌شود، و اين‌ در هنگامي‌ متصور است‌ كه‌ توانايي‌ كفار در بازداشتن‌ مردم‌ از راه‌خدا(ج) به‌كلي‌ از ميان‌ رفته‌ و هر مسلماني‌ بر دين‌ خويش‌ ايمن‌ باشد «و دين‌ فقط دين‌ الهي‌ باشد» و قدرت‌ و سلطه‌ اديان‌ باطل‌ به‌زير آيد. پس‌ چون‌ انسانها از شرك‌ دست‌ بردارند، جنگيدن‌ با آنان‌ روا نيست‌. دين: عقيده، عبادت‌ و عمل‌ صالح‌ - هر سه‌ - را در بر مي‌گيرد «پس‌ اگر دست‌ برداشتند» از شرك، در آن‌ صورت ‌«تجاوز جز بر ستمكاران‌» و جنگيدن‌ جز با آنان‌ كه‌ با شما مي‌جنگند «روانيست‌». عكرمه‌ مي‌گويد: «ستمكاران‌ كساني‌ هستند كه‌ از گفتن‌ كلمه‌ طيبه‌ «لا اله‌الا الله» ابا مي‌ورزند».
 
 سوره إسراء آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو درباره‌ روح‌» يعني‌: از حقيقت‌ و كنه‌ آن‌ «مي‌پرسند» اين‌ همان‌ روحي ‌است‌ كه‌ انسان‌ به‌وسيله‌ آن‌ خلعت‌ حيات‌ در بر مي‌كند، همان‌ روحي‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را آفريد اما كسي‌ را از حقيقت‌ آن‌ آگاه‌ نكرد «بگو: روح‌ از امر پروردگار من ‌است‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ علم‌ روح‌ را در حوزه‌ اختصاص‌ خود قرار داده‌ و انبياي ‌خويش‌ را بر آن‌ آگاه‌ نكرده‌ است‌ «و به‌ شما از علم‌ داده‌ نشده‌ مگر اندكي‌» يعني‌: علمي‌ كه‌ خداوند متعال‌ آن‌ را به‌ شما داده‌، اندك‌ است‌ و هر قدر علم‌ بشر و ميدان‌ مدنيت‌ انكشاف‌ يابد، بشر از گستره‌ بي‌كران‌ معلومات‌ جز اندكي‌ از علم‌ بهره‌ ندارد و معلومات‌ آن‌ نسبت‌ به‌ مجهولاتش‌ بسيار ناچيز است‌.
از سياق‌ آيه‌ بر مي‌آيد كه‌ اين‌ معني‌ هرچند در كل‌ علوم‌ مصداق‌ دارد اما بيشتر ناظر بر علم‌ و دانش‌ بشر در باره‌ روح‌ است‌.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: قريش‌ به‌ يهود گفتند؛ به‌ ما چيزي‌ بياموزيد تا از اين‌ مرد (يعني‌ محمدص) بپرسيم‌. يهود به‌ آنان‌ گفتند: از او درباره‌ روح  ‌سؤال‌ كنيد. پس‌ قريشيان‌ سؤال‌ كردند و خداوند(ج)  اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ موضوع‌ روح‌ در تورات‌ نيز مبهم‌ باقي‌ گذاشته‌ شده‌ است‌.
 
سوره إسراء آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر بخواهيم‌، قطعا آنچه‌ را به‌ تو وحي‌ كرده‌ايم‌، از بين‌ مي‌بريم‌» يعني‌: اگر بخواهيم‌، همين‌ علم‌ اندكي‌ را كه‌ به‌ شما داده‌ايم‌ نيز از سينه‌ها و از كتابها برمي‌داريم‌ ـ و از جمله‌ قرآن‌ را ـ تا بدانجا كه‌ هرگز اثري‌ از آن‌باقي‌ نماند «آن‌گاه‌» اگر بخواهيم‌ آن‌ را از عرصه‌ علم‌ تو ببريم‌ و فراموشت‌ گردانيم‌ «براي‌ خود به‌ سبب‌ آن‌» يعني‌: براي‌ حفظ آن‌ «بر ما وكيلي‌ نيابي‌» يعني‌: كسي‌ را نمي‌يابي‌ كه‌با توكل‌ و ياري‌گرفتن‌ و پشت‌ گرمي‌ از سوي‌ ما، چيزي‌ از قرآن‌ را برگرداند و آن‌را براي‌ تو نگه‌ دارد.
 
	<?xml version="1.0" enc