تا ساعت‌ نزول‌ اين ‌آيه‌ ـ زيرا بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌، چيزهايي‌ حرام‌ گرديد ـ «هيچ‌چيز بر خورنده‌اي‌ كه‌آن‌ را مي‌خورد حرام‌ نمي‌يابم‌» از خوردنيها و آشاميدني‌ها. يا معني‌ اين‌ است: درآنچه‌ بر من‌ از قرآن‌ وحي‌ شده‌ است‌، هيچ‌ چيز حرامي‌ نمي‌يابم‌ زيرا وحي‌ از طريق‌ سنت‌ چيزهايي‌ را حرام‌ گردانيد. يا معني‌ اين‌ است: در آنچه‌ بر من‌ در مورد چهارپايان‌ وحي‌ شده‌ است‌، هيچ‌ چيز حرامي‌ نمي‌يابم‌ «مگر آن‌ كه‌ مردار باشد» مردار: عبارت‌ از حيوان‌ حلال‌گوشتي‌ است‌ كه‌ ذبح‌ نشده‌ باشد «يا خون‌ريخته‌» يعني: خون‌ روان‌ اما خون‌ غير ريخته‌؛ چون‌ خوني‌ كه‌ بعد از ذبح‌ در عروق ‌حيوان‌ باقي‌ مي‌ماند و خون كبد و طحال‌ (جگر و سپرز) و آنچه‌ از گوشت‌ حيوان‌ كه‌ در هنگام‌ ذبح‌ به‌ خون‌ آغشته‌ شده‌، بخشوده‌ و مباح‌ است‌ «يا گوشت‌ خوك‌ زيرا كه‌ اين‌» يعني: خوك‌ «پليد است‌، يا آنچه‌ كه‌ از روي‌ فسق‌ به‌هنگام‌ ذبح‌ نام‌ غيرخدا بر آن‌ برده‌ شده‌ باشد» يعني: به‌نام‌ بتان‌ ذبح‌ شده‌ باشد. كه‌ اين‌ كار به ‌سبب‌ فروروي ‌مرتكب‌ آن‌ در فسق‌ و نافرماني‌، فسق‌ ناميده‌ شد. از ابن‌عباس‌، ابن‌عمر و عايشه‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمودند: «جز آنچه‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ در اين‌ آيه‌ ذكر كرده‌، هيچ‌ حرام‌ ديگري‌ وجود ندارد». آري‌! آيه: ﴿‏ قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً...﴾ ، بر انحصار محرمات‌ در آنچه‌ كه‌ ذكر شد، دلالت‌ مي‌كرد ـ اگر اين‌ آيه‌ مكي ‌نمي‌بود ـ اما چون‌ اين‌ آيه‌ مكي‌ است‌، بعد از آن‌ در مدينه‌ منوره‌ با نزول‌ سوره‌ «مائده‌» چهار چيز ديگر كه‌ عبارت‌ از: (منخنقه‌، موقوذه‌، مترديه‌ و نطيحه‌) است‌، نيز بر محرمات‌ فوق‌ اضافه‌ شد.[5] به‌ علاوه‌ اينها، تحريم‌ هر درنده‌ نيش‌دار، هر پرنده‌ چنگال‌ دار، خر اهلي‌ و سگ‌ نيز در سنت‌ رسول‌اكرم‌ص به‌اثبات‌ رسيده‌ است‌. «پس‌ كسي‌ كه‌ بدون‌ سركشي‌ و زياده‌ خواهي‌ ناچار» به‌ خوردن ‌اين‌ محرمات‌ «گردد، قطعا پروردگار تو» بر شخص‌ مضطر و ناچار چنانچه‌ از محرمات‌ يادشده‌ تناول‌ كرد «آمرزنده‌ مهربان‌ است‌»[6].
از ابن‌عباس‌ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «اهل‌ جاهليت‌ چيزهايي‌ را مي‌خوردند و چيزهايي‌ را پليد مي‌دانستند و نمي‌خوردند پس‌ خداي‌ عزوجل ‌پيامبرش‌ را برانگيخت‌ و كتابش‌ را نازل‌ كرد و حلال‌ خود را حلال‌ و حرام‌ خود را حرام‌ نمود لذا آنچه‌ را كه‌ خداوند متعال‌ حلال‌ گردانيده‌، حلال‌ است‌ و آنچه‌ را كه ‌حرام‌ كرده‌، حرام‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ از آن‌ سكوت‌ كرده‌، بخشوده‌ است‌. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ نمود».
 
[5] نگاه‌ كنيد به‌ تفسير آيه‌ سوم‌ از سوره‌ «مائده‌».
[6] تفسير «مضطر» و حالت‌ «اضطرار» در سوره‌ «بقره‌» آيه‌ (173) گذشت‌.آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ روشن‌ مي‌سازد كه‌ آنچه‌ را در تورات‌ بر يهوديان‌ حرام ‌كرده‌ بود، محرماتي‌ است‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ ذكر مي‌شود پس‌ اهل‌ جاهليت‌ از كجا و با چه‌ استنادي‌ چيزهاي‌ خاصي‌ را بر خود تحريم‌ كردند درحالي‌ كه‌ تحريم‌ آنها نه‌ درتورات‌ آمده‌ است‌ و نه‌ در قرآن‌؟
«و بر يهود هر جانور ناخن‌داري‌ را حرام‌ ساختيم‌» از مجاهد روايت‌ شده ‌است ‌كه‌ گفت: «مراد از جانور ناخن‌دار: هر حيواني‌ است‌ كه‌ انگشتان‌ پاي‌ آن‌ از هم ‌شكافته‌ نباشد زيرا حيواناتي‌ كه‌ انگشتان‌ آنها از هم‌ شكافته‌ است‌، بر يهوديان‌ حلال ‌بود. او اضافه‌ مي‌كند: چون‌ انگشتان‌ پاي‌ مرغ‌ خانگي‌ و گنجشك‌ از هم‌ شكافته ‌است‌ پس‌ اين‌ پرندگان‌، بر يهوديان‌ حلال‌ بود و يهوديان‌ از گوشت‌ آنها مي‌خوردند اما چون‌ كف‌ پاي‌ شتر، شترمرغ‌ و غاز، داراي‌ انگشتان‌ شكافته‌شده‌ نيست‌، اينها و هر پرنده‌ يا حيوان‌ ديگري‌ كه‌ داراي‌ سپل‌ (سم‌) بوده‌ و انگشتان‌ از هم‌ شكافته‌شده‌اي‌ ندارند، بر آنان‌ حرام‌ بود». «و از گاو و گوسفند، پيه‌ آن‌ دو را بر آنان‌ حرام‌كرديم‌» كه‌ عبارت‌ از: پيه‌ كليه‌ها و پيه‌ رقيقي‌ است‌ كه‌ بر روي‌ شكمبه‌ آنها قراردارد. آن‌گاه‌ حق‌ تعالي پيه‌ پشت‌ و روده‌ها و استخوانها را از اين‌ تحريم‌ استثنا كرده‌ فرمود: «مگر آنچه‌ بر پشت‌ آن‌ دو، يا بر روده‌هاست‌، يا آنچه‌ به‌ استخوان‌ چسپيده ‌است‌» در تمام‌ مواضع‌ بدن‌ حيوان‌ و از آن‌ جمله‌ دنبه‌ وي‌ زيرا دنبه‌ به‌ استخوان‌ دم‌ حيوان‌ چسپيده‌ است‌ پس‌ اين‌ سه‌ نوع‌ پيه‌ و چربي‌، بر يهوديان‌ حرام‌ نيست ‌«اين‌» تحريم‌ «را به ‌سزاي‌ ستم‌كردنشان‌ به‌ آنان‌ كيفر داديم‌» يعني: اين‌ اشيائي‌ كه ‌بر يهوديان‌ حرام‌ گرديد و در قرآن‌ حرام‌ اعلام‌ نشده‌، اساسا از پاكيزه‌هاست‌ اما به‌ مثابه‌ كيفري‌ بر ظلم‌ و ستم‌ و تجاوز يهوديان‌، بر آنان‌ حرام‌ گردانيده‌ شد «و همانا ما راستگوييم‌» در خبري‌ كه‌ پيرامون‌ تحريم‌ اشياي‌ فوق‌ بر يهوديان‌، به‌ تو داديم ‌پس‌ اين‌ پندارشان‌ كه‌ يعقوب‌ (اسرائيل‌) آنها را بر خود حرام‌ كرده‌ بود، اصلا درست‌ نيست‌. يا معني‌ اين‌ است: ما در كيفري‌ كه‌ به‌ آنان‌ داديم‌، عادل‌ هستيم‌.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1109.txt">آيه  147</a><a class="text" href="w:text:1110.txt">آيه  148</a><a class="text" href="w:text:1111.txt">آيه  149</a><a class="text" href="w:text:1112.txt">آيه  150</a><a class="text" href="w:text:1113.txt">آيه  151</a></body></html>آيه  147
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر تو را دروغگو انگاشتند» يعني: اگر يهوديان‌ تو را در اين‌ اموري‌ كه‌ به ‌تو وحي‌ نموديم‌، دروغگو شمردند، يا: اگر مشركاني‌ كه‌ چهارپايان‌ را به‌ اقسام‌ مختلف‌ ذكر شده‌ در آيات‌ (139 ـ 138) تقسيم‌ كردند و بعضي‌ از آنها را حلال‌ و بعضي‌ را حرام‌ پنداشتند، تو را دروغگو شمردند؛ «بگو: پروردگار شما صاحب ‌رحمتي‌ گسترده‌ است‌» و از رحمت‌ اوست‌ حلم‌ و بردباري‌ او به‌ شما و عدم‌ شتابش ‌به‌ كيفردادنتان‌ «ولي‌ عقوبت‌ او از گروه‌ مجرمان‌ بازگردانده‌ نمي‌شود» زيرا اگر سزاوار عذاب‌ شتابان‌ و عاجل‌ باشند، آن‌ را بر آنها فرود مي‌آورد پس‌ دروغ‌انگاران‌ نبايد به‌ رحمت‌ واسعه‌ باري‌ تعالي‌ فريفته‌ شده‌ و از بيم‌ عذابش‌ آ