 ميان‌ صفا و مروه‌ سعي‌ نكرد، بروي‌ گناهي‌نيست‌! عايشه‌ در پاسخش‌ گفت: از آيه‌ برداشت‌ درستي‌ نكرده‌اي‌ اي‌ خواهرزاده‌عزيزم‌! اگر آيه‌ موافق‌ اين‌ تأويل‌ تو بود، بايد عبارت‌ آن‌ چنين‌ مي‌بود: «فلا جناح‌عليه‌ أن‌ (لا) يطوف‌ بهما» به‌ صيغه‌ نفي‌. يعني: «بر آن‌ كس‌ كه‌ ميان‌ آن‌ دو طواف‌نكند، گناهي‌ نيست‌»، درحالي‌كه‌ عبارت‌ به‌ صيغه‌ اثبات‌ است، ثانيا سبب‌ نزول‌ آيه‌اين‌ است‌ كه‌ انصار قبل‌ از اسلام، براي‌ بت‌ منات‌ كه‌ آن‌ را مي‌پرستيدند، احرام‌مي‌بستند و هر كس‌ براي‌ آن‌ احرام‌ مي‌بست، از طواف‌ به‌ صفا و مروه‌ احساس‌حرج‌ و گناه‌ مي‌كرد، بدين‌ خاطر بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ كرد، سپس‌ بعد از آن‌، رسول‌ خداص حكم‌ سعي‌ ميان‌ صفا و مروه‌ را روشن‌ ساخته‌ ومشروعيت‌ آن‌ را اعلام‌ كردند؛ لذا مجاز نيست‌ كه‌ كسي‌ طواف‌ ميان‌ آنها را ترك‌كند. همانا خداوند(ج) حج‌ و عمره‌ كسي‌ را كه‌ ميان‌ صفا و مروه‌ سعي‌ نكند، كامل‌نمي‌گرداند زيرا آنها را از نشانه‌هاي‌ عبادت‌ خويش‌ خوانده‌ است‌ و رسول‌ خداص آن‌ را بر شما فرض‌ گردانيده، پس‌ سعي‌ بجا آوريد».
بخاري‌ نيز در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ روايت‌ كرده‌ است: انس‌بن‌ مالك‌(رض) از صفا ومروه‌ مورد سؤال‌ قرار گرفت، فرمود: «ما بر اين‌ باور بوديم‌ كه‌ سعي‌ بين‌ صفا ومروه‌ از كارهاي‌ جاهليت‌ است‌ لذا چون‌ اسلام‌ آمد، سعي‌ در ميان‌ آن‌ رافروگذاشتيم، سپس‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود». «و هر كس‌ افزون‌ برفريضه، كار نيكي‌ انجام‌ دهد» يعني: افزون‌ بر هفت‌بار، سعي‌ بجا آورد، يا اعمال‌خيري‌ در ساير عبادات‌ انجام‌ دهد «خداوند قدردان‌ و داناست‌» و پاداش‌ آن‌ عمل‌نيك‌ را - هرچند اندك‌ باشد - به‌ بسيار مي‌دهد.
 
 آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌گمان‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو نيز مورد تمسخر قرارگرفتند» لذا تو تنها پيامبري‌ نيستي‌ كه‌ با تكذيب‌ و استهزا روبرو شده‌ است‌ «پس‌ به‌ كافران‌ مهلت‌ دادم‌» املاء: مهلت ‌دادن‌ است‌ «سپس‌ آنان‌ را فروگرفتم‌ پس‌ كيفر من‌ چگونه‌ بود» بر گروه‌هاي ‌كفاري‌ كه‌ به‌ پيامبران‌ استهزا كردند؟!
سپس‌ حق‌ تعالي‌ از قيوميت‌ خويش‌ و اين‌كه‌ مشركان‌ سزاوار عذاب‌ هستند و از سنت‌ خويش‌ در كساني‌ كه‌ اراده‌ گمراهي‌شان‌ را دارد، خبر داده‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكْرُهُمْ وَصُدُّواْ عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ بر هر شخصي‌ بدانچه‌ كرده‌ است‌، مراقب‌ است‌» مانند كسي‌ است‌ كه ‌از همه‌ جا بي‌خبر مي‌باشد؟ يعني‌: آيا خدايي‌ كه‌ متولي‌ امور و مدبر احوال‌ خلق‌ و تعيين‌ آجال‌ و ارزاقشان‌ و ناظر و مراقب‌ تمام‌ اعمال‌ و احوال‌ آنها مي‌باشد، همانند بتان‌ بي‌جان‌ و بي‌شعور و همانند مردگاني‌ است‌ كه‌ مشركان‌ آنها را ـ بجز وي‌ ـ به‌خدايي‌ و پرستش‌ گرفته‌اند؟ بتاني‌ كه‌ نه‌ بر چيزي‌ ناظر و مراقب‌ هستند و نه‌ تدبير امري‌ از امور را برعهده‌ دارند؟ قطعا او همانند آنان‌ نيست‌ «و براي‌ خدا شريكاني ‌قرار دادند» يعني‌: با آن‌كه‌ هرگز نمي‌توان‌ ميان‌ خداي‌ سبحان‌ و بتان‌ بي‌جان‌ هماننديي‌ ديد، با آن‌ هم‌، اين‌ كافران‌ براي‌ خداي‌ سبحان‌ شريكاني‌ قرار دادند «بگو» اي‌ محمد! «نامهايشان‌ را بيان‌ كنيد» يعني‌: از اين‌ شريكاني‌ كه‌ براي‌خداي‌ سبحان‌ قرار داده‌ايد، نام ببريد كه‌ آنها كيستند؟ بدانيد كه‌ آنها حقيرتر از آنند كه‌ «خدايان» ناميده‌ شوند. شاه‌ ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «يعني‌: اوصاف‌آنان‌ را ذكر كنيد تا با اوصاف‌ خداوند(ج)  مقابله‌ شود و فن‌ مماثلت‌ آشكارگردد ـ والله اعلم». «يا مگر او را» يعني‌: خداوند(ج)  را «به‌ آنچه‌ او در زمين ‌نمي‌داند» و نمي‌شناسد «خبر مي‌دهيد» از شركايي‌ كه‌ مي‌پرستيد؟ يعني‌ خداي‌ دانا با وجود آن‌ كه‌ به‌ آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ آگاه‌ مي‌باشد و هيچ‌ چيز بر او پنهان‌ نيست‌، اما در روي‌ زمين‌ چنين‌ شركايي‌ را براي‌ خود سراغ‌ ندارد پس‌ شما اين‌ شركا را از كجا آورده‌ايد؟ دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ فقط زمين‌ را مخصوص‌ساخت‌، اين‌ است‌ كه‌ مشركان‌ شركايي‌ را فقط در زمين‌ برايش‌ ادعا كردند نه‌ درآسمان‌ «يا به‌ سخني‌ سرسري‌ فريفته‌ مي‌شويد» بي‌آن‌كه‌ براي‌ آن‌ حقيقتي‌ باشد؟يعني‌: يا از پدرانتان‌ در سخني‌ بي‌اصل‌ و اساس‌ و سطحي‌ و ميان‌تهي‌ تقليد مي‌كنيد؟ «بلكه‌ براي‌ كافران‌ مكرشان‌ آراسته‌ شده‌» مكرشان‌: كفري‌ است‌ كه‌ سردمداران‌ و شياطين‌، پيروانشان‌ را به‌ آن‌ مي‌فريبند تا به ‌وسيله‌ آن‌ گمراهشان ‌سازند «و از راه‌ بازداشته‌ شده‌اند» يعني‌: خداي‌ سبحان‌ به‌عنوان‌ مجازاتي‌ بر شركشان‌، آنان‌ را از راه‌ خود بازداشته‌، يا شيطان‌ آنان‌ را از راه‌ حق‌ بازداشته‌ است ‌«و هر كه‌ را خدا گمراه‌ كند» و مشيت‌ وي‌ گمراه‌ ساختنش‌ را اقتضا نمايد «او را هيچ‌ راهبري‌ نيست‌» كه‌ به‌سوي‌ خير رهنموني‌اش‌ كند.
حق‌ تعالي‌ در اين‌ دو آيه‌، از طريق‌ اقامه‌ حجت‌ بر بطلان‌ راه‌ و روشي‌ كه‌ مشركان‌ بر آن‌ قرار دارند، درخواست‌ معجزات‌ از سوي‌ آنان‌ را نيز به‌طور ضمني ‌رد كرده‌ است‌.
و بعد از اقامه‌ حجت‌، اين‌ هشدار مطرح‌ مي‌شود:
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ لَّهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برايشان‌ در زندگي‌ دنيا عذابي‌ است‌» با كشته ‌شدن‌، به‌ اسارت‌ درآمدن‌ و مصيبتهاي‌ ديگر «و قطعا عذاب‌ آخرت‌ سخت‌تر است‌» از عذاب‌ دنيا زيرا عذاب‌ دنيا سپري‌ مي‌شود در حالي‌كه‌ عذاب‌ آخرت‌ هميشگي‌ و ابدي‌ است‌، همچنين‌ آتش ‌دوزخ‌ نسبت‌ به‌ آتش‌ دنيا هفتاد برابر سوزان‌تر و سخت‌تر است‌ «و برايشان‌ در برابر خدا هيچ‌ نگهدارنده‌اي‌ نيست‌» كه‌ آنان‌ را از عذابش‌ نگه‌ دارد و نه‌ هيچ‌ پناه‌دهنده‌اي‌ كه‌ از عذاب‌ وي‌ پناهشان‌ دهد.
سپس‌ بشارت‌ به‌ اهل‌ تقوي‌ و هشدار به‌ اهل‌ كفر در يك‌ آيه‌ مي‌آيد:
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2034.txt">آيه  35</a><a class="text" href