ه‌ در آنها هر طور كه‌ مي‌خواهيم‌ و مي‌پسنديم‌ تصرف‌ كنيم‌ «بدون‌ شك‌ تو بردبار و رشيدي‌» اين‌ سخن‌ را نيز به‌ شيوه‌ استهزا و تمسخر به‌ شعيب‌(ع)  گفتند زيرا آنان ‌معتقد بودند كه‌ او برخلاف‌ اين‌ دو وصف‌ است‌. به‌ قولي‌: او در باور آنان‌ به ‌راستي‌ بردبار و فهيم‌ و فرزانه‌ بود لذا آن‌ امر و نهي‌هايي‌ را كه‌ به‌ پندارشان‌ برخلاف ‌بردباري‌ و رشد بود، از وي‌ ناپسند شمردند.
	آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» شعيب‌(ع)  در مقام‌ برپاداشتن‌ حجت‌ عليه‌ آنان‌، همانند هر پيامبر ديگري‌: «اي‌ قوم‌ من‌! به‌ من‌ خبر دهيد اگر از جانب‌ پروردگار خود بر بينه‌اي ‌باشم‌» يعني‌: اگر در آنچه‌ كه‌ شما را به‌ آن‌ امر، يا از آن‌ نهي‌ مي‌كنم‌ بر حجتي ‌روشن‌ از جانب‌ پروردگار خود قرار داشته‌ باشم‌ «و به‌ من‌ از جانب‌ خود روزي‌ نيك‌ داده‌ باشد» باز هم‌ سزاوار اين‌ سرزنش‌ و اين‌ گونه‌ برخوردي‌ هستم‌؟ آيا باز هم‌ امر و نهي‌ شما را به‌ صرف‌ اين‌كه‌ شما آن‌ را رد مي‌كنيد فروگذارم‌؟ نقل‌ است‌ كه ‌شعيب‌(ع)  توانگر بود و مال‌ بسياري‌ داشت‌. ولي‌ به‌ قولي‌: هدفش‌ از «روزي ‌نيك‌» نبوت‌ بود. به‌ قولي‌ ديگر: هدف‌ وي‌ برخورداري‌ از انديشه‌ و حكمت‌ بود «و من‌ نمي‌خواهم‌ كه‌ در آنچه‌ شما را از آن‌ باز مي‌دارم‌، با شما مخالفت‌ كنم‌» يعني‌: در شأن‌ من‌ نيست‌ كه‌ شما را از چيزي‌ نهي‌ كنم‌ و باز خود مرتكب‌ آن‌ گردم‌ «من ‌قصدي‌ جز اصلاح‌ ندارم‌» يعني‌: از امر و نهيي‌ كه‌ مي‌كنم‌، قصدي‌ جز اصلاح‌ شما و دفع‌ فساد در دين‌ و معاملاتتان‌ ندارم‌ «تا آنجا كه‌ بتوانم‌» تا حدي‌ كه‌ در گنجايش‌توان‌ و طاقتم‌ باشد «و توفيق‌ من‌ جز به‌ تأييد خدا نيست‌» يعني‌: من‌ پيامبر و هدايتگر و راهبر نشده‌ام‌ مگر به‌ تأييد خداي‌ سبحان‌ و توان‌بخشي‌ و فضل‌ و بخشايش‌ وي‌ برمن‌، در تفويض‌ اين‌ موهبتهاي‌ بزرگ‌ «بر او توكل‌ كردم‌» در تمام‌ امور خويش‌ «و به‌سوي‌ او باز مي‌گردم‌» يعني‌: تمام‌ امورم‌ را به‌ انتخاب‌ او تفويض‌ مي‌كنم‌ و در همه‌ حال‌ به‌سوي‌ او باز مي‌گردم‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1828.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1829.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:1830.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:1831.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:1832.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:1833.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:1834.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:1835.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:1836.txt">آيه  97</a></body></html>آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ قوم‌ من‌! زنهار تا مخالفت‌ شما با من‌، شما را بدانجا نكشاند كه‌ بلايي‌ مانندآنچه‌ به‌ قوم‌ نوح‌ يا قوم‌ هود يا قوم‌ صالح‌ رسيد، به‌ شما نيز برسد» يعني‌: مبادا دشمني‌و ستيزه‌جويي‌، شما را به‌ تكذيب‌ من‌ وادارد كه‌ در آن‌ صورت‌ مجازات‌ شما فرودآمدن‌ عذاب‌ خواهد بود چنان‌كه‌ اين‌ عذاب‌ بر پيشينيانتان‌ فرود آمد «و قوم ‌لوط چندان‌ از شما دور نيست‌» منطقه‌ آنها از منطقه‌ شما، يا زمان‌ آنها از زمان‌ شما دور نيست‌ زيرا قوم‌ لوط از نظر زماني‌، نزديكترين‌ قوم‌ نابود شده‌ به‌ شما هستند پس‌، اگر شما نيز مانند آنان‌ خدا(ج)  را عصيان‌ كنيد، بايد از تكرار ايامي‌ برخود مانند ايام‌ آنان‌ بيمناك‌ باشيد.
از اين‌ آيه‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ ترتيب‌ ميان‌ داستانها در اين‌ سوره‌، ترتيبي‌ زماني ‌است‌، يعني‌ از نظر زمان‌ ابتدا نوح‌، سپس‌ هود، بعد از آن‌ صالح‌، سپس‌ ابراهيم‌ و لوط و در نهايت‌ شعيب‌(ع) مي‌زيسته‌اند.
 
	آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از پروردگار خود آمرزش‌ بخواهيد» در گناهان‌ گذشته‌ خود «سپس‌ به‌ درگاه‌ او توبه‌ كنيد» از گناهاني‌ كه‌ بعدا از شما سر مي‌زند «همانا پروردگار من‌ مهربان‌» است ‌بر تائبان‌ و «دوستدار است‌» بندگان‌ به‌فرمان‌ را زيرا او آنچه‌ را كه‌ مقتضاي‌ محبت ‌است‌، با توبه‌كاران‌ آمرزش‌خواه‌ انجام‌ مي‌دهد؛ از لطف ‌كردن‌ به‌ آنان‌، سوق ‌دادن‌ خير به‌سويشان‌ و دفع‌ شر از ايشان‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:184.xml">صفحة (22)</a><a class="folder" href="w:html:189.xml">صفحة (23) </a><a class="folder" href="w:html:198.xml">صفحة (24)</a><a class="folder" href="w:html:209.xml">صفحة (25)</a><a class="folder" href="w:html:216.xml">صفحة (26) </a><a class="folder" href="w:html:224.xml">صفحة (27)</a><a class="folder" href="w:html:230.xml">صفحة (28)</a><a class="folder" href="w:html:236.xml">صفحة (29) </a><a class="folder" href="w:html:241.xml">صفحة (30)</a><a class="folder" href="w:html:248.xml">صفحة (31)</a><a class="folder" href="w:html:255.xml">صفحة (32) </a><a class="folder" href="w:html:264.xml">صفحة (33)</a><a class="folder" href="w:html:270.xml">صفحة (34)</a><a class="folder" href="w:html:275.xml">صفحة (35) </a><a class="folder" href="w:html:281.xml">صفحة (36)</a><a class="folder" href="w:html:288.xml">صفحة (37) </a><a class="folder" href="w:html:292.xml">صفحة (38)</a><a class="folder" href="w:html:297.xml">صفحة (39)</a><a class="folder" href="w:html:306.xml">صفحة (40) </a><a class="folder" href="w:html:310.xml">صفحة (41)</a></body></html>آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيراً مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفاً وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ شعيب‌! بسياري‌ از آنچه‌ را كه‌ مي‌گويي‌، نمي‌فهميم‌» تو به‌ ما خبرهايي‌ از عالم‌ غيب‌ مي‌دهي‌ كه‌ ما نسبت‌ به‌ آنها هيچ‌ آشنايي‌ و معرفتي‌ نداريم‌، همچون‌ خبر رستاخيز و حشر و نشر و ما آن‌ گونه‌ كه‌ امور محسوس‌ قابل‌ مشاهده‌ را درك‌ مي‌كنيم‌، اين‌ سخنانت‌ را نمي‌فهميم‌ و درك‌ نمي‌كنيم‌. يا معني‌ اين‌ است‌: ما صحت‌ و درستي‌ سخنانت‌ را در نمي‌يابيم‌ «و واقعا تو را در ميان‌ خود ناتوان ‌مي‌بينيم‌» يعني‌: تو چنان‌ نيرويي‌ نداري‌ كه‌ با آن‌ از خود در مقابل‌ ما دفاع‌ كني‌ وتوان‌ مخالفت‌ با ما را داشته‌ باشي‌ «و اگر قبيله‌ تو نبود قطعا سنگسارت ‌مي‌كرديم‌» رهط: عشيره‌ و قبيله‌ شخص‌اند كه‌ او به‌ آنان‌ تكيه‌ كرده‌ و از توان‌ و نيرومندي‌ آنان‌ نيرو مي‌گيرد. دليل‌ اين‌كه‌ آنها قبيله‌ شعيب‌(ع)  را مانع‌ زيان‌ رساندن ‌خود به‌ وي‌ معرفي‌ كردند ـ در ح