 از اين‌ ابواب‌، ميادين‌ عظيمي‌ را پيموده‌ و افقهاي‌ جديدي‌ را در جهت‌ ايمان‌ و يقين‌ به‌ روي‌ عقل ‌و قلب‌ انسان‌ رهپوي‌ جستجوگر گشوده‌ است‌. پس‌ در واقع‌ ما در اين‌ آيات‌، دربرابر كتاب‌ باز شده‌ هستي‌ پروردگار عزوجل‌ قرار داريم‌. اسفا! كه‌ غافلان‌ هر لحظه ‌از كنار آنها مي‌گذرند اما لختي‌ هم‌ در برابر آنها درنگ‌ نكرده‌ و دمي‌ ديده‌ جان‌ و دلشان‌ را بر شگفتي‌ها و ابداعات‌ آن‌ باز نمي‌كنند.
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ خدا شريكاني‌ از جن‌ قرار دادند» يعني: مشركان‌، شيطان‌هاي‌ جني‌ را شريك‌ خداي‌ عزوجل‌ پنداشته‌ و به‌ پرستش‌ و تعظيم‌ آنها پرداختند، همان‌گونه‌ كه‌ به‌ پرستش‌ و تعظيم‌ پروردگار مي‌پرداختند «حال‌ آن‌ كه‌ خداوند آنان‌ را آفريده‌ است‌» يعني: در حالي‌كه‌ به‌ قطعيت‌ مي‌دانند كه‌ خداوند(ج) جنيان‌ را آفريده‌است‌. يا: در حالي‌كه‌ مشركان‌ به‌طور قطع‌ مي‌دانند كه‌ خداي‌ عزوجل ‌آفريننده‌ آنهاست‌ پس‌ چگونه‌ ديگران‌ را با آفريدگار متعال‌ خود به‌ پرستش ‌مي‌گيرند؟ «و براي‌ او، پسران‌ و دختراني‌ تراشيدند» يعني: مشركان‌ در خيال‌ خود براي‌ خداوند متعال‌ پسران‌ و دختراني‌ برساختند زيرا ادعا كردند كه‌ فرشتگان ‌دختران‌ خدايند. نصاري‌ نيز ادعا كردند كه‌ مسيح‌(ع) پسر خداست‌، يهود هم‌ ادعا كردند كه‌ عزير پسر خداست‌ «بدون‌ علم‌» بلكه‌ از روي‌ جهل‌ خالص‌ و ناداني ‌محض‌ «او پاك‌ است‌» و مقدس‌ «و برتر است‌» و فراتر «از آنچه‌ وصف ‌مي‌كنند» برايش‌ از سخنان‌ باطل‌ و بي‌اساس‌.
 
	 آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نوپديدآورنده‌ آسمانها و زمين‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ مبدع‌ و نوآورنده‌ آنها بر اين‌ وضع‌ محكم‌ و متين‌ و منظم‌ و استوار، بدون‌ نمونه‌برداري‌ پيشيني‌ است‌ «چگونه‌ براي‌ او فرزندي‌ باشد» يعني: چگونه‌ كسي‌ كه‌ به‌ وصف‌ آفرينندگي ‌آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ در آنهاست‌، موصوف‌ مي‌باشد؛ داراي‌ فرزند است‌؟ آخر چگونه‌ او آنچه‌ را كه‌ خود آفريده‌، به‌ فرزندي‌ مي‌گيرد؟ از سوي‌ ديگر، ولادت‌ از صفات‌ اجسام‌ است‌ و مخترع‌ اجسام‌، خود جسم‌ نيست‌ تا برايش‌ فرزنديا مانندي‌ باشد «در صورتي‌ كه‌ براي‌ او همسري‌ نبوده‌» پس‌ هرگاه‌ برايش‌ همسري ‌وجود نداشته‌ باشد، وجود فرزند هم‌ براي‌ وي‌ ناممكن‌ است‌. همچنان‌ فرزند بايد از دو شيئي‌ كه‌ با هم‌ تناسب‌ داشته‌ باشند، متولد گردد در حالي‌كه‌ هيچ‌ چيز ازمخلوقات‌ خداوند متعال‌ با او هيچ‌ نوع‌ تناسب‌ و تشابهي‌ ندارد؛ زيرا «او همه‌چيز را آفريده‌ است‌» و از آن‌جمله‌ فرشتگان‌ و مسيح‌ و عزير را «و او به‌ هرچيزي ‌داناست‌» پس‌ هر كس‌ بر اين‌ اوصاف‌ باشد، از همه‌ چيز بي‌نياز است‌ درحالي‌ كه‌ فقط نيازمندان‌ خواستار فرزند هستند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1056.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:1057.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:1058.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:1059.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:1060.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:1061.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:1062.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:1063.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:1064.txt">آيه  110</a></body></html>آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ است‌ الله، پروردگار شما» يعني: ذات‌ متصف‌ به‌ اوصاف‌ برتر سابق‌، همانا الله پروردگار شماست‌ «هيچ‌ خدايي‌ جز او نيست‌، آفريننده‌ همه‌چيز است‌ پس‌ او رابپرستيد» يعني: هر كس‌ جامع‌ اين‌ اوصاف‌ باشد، فقط او سزاوار پرستش‌ است ‌بنابراين‌، غيراو را نپرستيد «و او بر همه ‌چيز نگهبان‌ است‌» و ناظر همه‌ اعمال‌ شما مي‌باشد.
 
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چشمها او را درنمي‌يابند» يعني: چشمها به‌ كنه‌ حقيقت‌ او نمي‌رسند. لذا آنچه‌ در اينجا نفي‌ شده ‌است‌، دريافتن‌ و احاطه ‌نمودن‌ بر حق‌ عالي‌ است‌، نه‌ اصل‌ رؤيت‌ وي‌؛ زيرا مؤمنان‌، خداوند متعال‌ را در آخرت‌ مي‌بينند چنان‌كه‌ خود مي‌فرمايد: ﴿‏ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ‏‏ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ‏     ﴾ : (در آن‌ روز، صورتهايي‌ شاداب‌ و مسرورند و به‌ پروردگار خويش‌ مي‌نگرند) «القيامه/‌24 ـ 23». همچنان‌ ديدن‌ حق‌ تعالي‌ در آخرت‌ با احاديث‌ متواتر ـ به‌ چنان‌ تواتري‌ كه‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ را در آن‌ راهي‌ نيست‌ ـ نيز ثابت‌ شده‌ است‌ «و او ديدگان‌ را درمي‌يابد» يعني: حق‌ تعالي ‌به‌ آنها احاطه‌ مي‌كند و به‌ كنه‌ و حقيقت‌ آنها مي‌رسد به ‌طوري‌ كه‌ هيچ‌ پوشيده‌اي ‌از آنها بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
از عكرمه‌ درباره‌ آيه: ﴿‏ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ﴾   : (چشمها او را درنمي‌يابند)، سؤال ‌شد، در پاسخ‌ گفت: آيا شما آسمان‌ را نمي‌بينيد؟ گفتند: چرا؟ گفت: آيا همه ‌آن‌ را مي‌بينيد و نگاهتان‌ همه‌ آن‌ را احاطه‌ مي‌كند؟ گفتند: خير! گفت: پس‌ ديدن ‌خداوند متعال‌ در آخرت‌ نيز اين‌چنين‌ است‌. قتاده‌ مي‌گويد: «او بزرگتر از آن‌ است‌ كه‌ ديدگان‌ او را دريابند».
صاحب‌ تفسير «في‌ظلال‌ القرآن‌» مي‌گويد: «بينايي‌ بشر و حواس‌ و ادراكات ‌ذهني‌ او همه‌ براي‌ آن‌ آفريده‌ شده‌ تا او به‌ وسيله‌ آنها با اين‌ كائنات‌ تعامل‌ كرده‌ و به‌ تكليف‌ خلافت‌ در زمين‌ قيام‌ نمايد و آثار وجود الهي‌ را در صفحات‌ اين‌ هستي‌ آفريده‌ شده‌ درك‌ نمايد اما در باره‌ ذات‌ خداي‌ سبحان‌ بايد گفت‌ كه: قدرت ‌دريافت‌ وي‌ به‌ بشر داده‌ نشده‌ زيرا حادث‌ توان‌ آن‌ را ندارد كه‌ وجود ازلي‌ و ابدي ‌را ببيند... بگذريم‌ از اين‌ كه‌ قيام‌ به‌ امر خلافت‌ در زمين‌، مستلزم‌ ديدن‌ خداي‌ سبحان‌ نيز نيست‌... به‌ هر حال‌؛ اگر پيشينيان‌ گاهي‌ چنين‌ درخواستي‌ مي‌كردند، مي‌گوييم‌ كه‌ آنها ساده‌انديش‌ و كوته‌نظر بوده‌اند ولي‌ درخواست‌ معاصران‌ در اين ‌مورد را بر امري‌ جز سماجت‌ نمي‌توان‌ حمل‌ كرد زيرا اينان‌ از «اتم‌» و «الكترون‌» و «پروتون‌» و «نيوترون‌» سخن‌ مي‌گويند درحالي‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از آنها، اتم‌ والكترون‌ و امثال‌ آنها را نديده‌اند ولي‌ چون‌ آثار اين‌ 