: «گوش‌سپردن‌ به‌ سخن ‌ديگران‌، از بارزترين‌ اوصاف‌ رهبران‌ بزرگ‌ است‌ زيرا گوش‌سپردن‌ به‌ ديگران‌، در به‌دست‌ آوردن‌ دلهايشان‌ اثر بزرگي‌ برجا مي‌گذارد ولي‌ منافقان‌ اين‌ خصلت‌ ممتاز را نقيصه‌اي‌ براي‌ رسول‌ خداص قلمداد كردند، درحالي‌كه‌ آيه‌ كريمه‌ نشان‌ داد كه‌گوش ‌دادن‌ رسول‌ خداص به‌ سخن‌ ديگران‌، همراه‌ با احتياط و دقيقا هوشمندانه ‌بوده‌ است‌ به‌طوري‌ كه‌ ايشان‌ ميان‌ سخنان‌ حق‌ مؤمنان‌ و سخنان‌ باطل‌ ديگران‌، فرق‌ مي‌گذاشتند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1524.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:1525.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:1526.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:1527.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:1528.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:1529.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:1530.txt">آيه  68</a></body></html>آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ شما به‌ خدا سوگند ياد مي‌كنند تا شما را خشنود گردانند» منافقان‌ در خلوت‌ و مجالس‌ خصوصي‌شان‌ بر رسول‌ خداص طعنه‌ مي‌زدند و چون‌ اين‌ خبرها به‌ مؤمنان‌ مي‌رسيد، نزد مؤمنان‌ آمده‌ و به‌ ايشان‌ سوگند مي‌خوردند كه‌ آنچه‌ درباره‌آنها به‌ گوش‌ ايشان‌ رسيده‌، واقعيت‌ ندارد و آنها چنان‌ سخناني‌ نگفته‌اند «در صورتي‌ كه‌ اگر مؤمن‌ باشند، سزاوارتر است‌ كه‌ خدا و فرستاده‌ او را خشنود سازند» با طاعت‌ و فرمانبرداري‌ خود ولي‌ آنان‌ به‌ سبب‌ كوري‌ باطني‌ خود، عظمت‌ خداوند(ج)  و مقام‌ منيع‌ پيامبرش‌ را درنمي‌يابند بنابراين‌، قصد دارند تا مسلمانان‌ را با سوگندهاي‌ دروغين‌ خود ارضا نمايند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: مردي‌ از منافقان‌ گفت‌؛ اگر آنچه‌ محمد مي‌گويد، حق‌ باشد مسلمانان‌ از خر هم‌ بدترند! فردي‌ از مسلمانان‌ اين‌ سخنش‌ را شنيد و آن‌ را به‌ رسول‌ خداص رساند، ايشان‌ به‌ دنبال‌ آن‌ منافق‌ فرستاده ‌و او را مورد بازپرسي‌ قرار دادند، اما او پشت‌سرهم‌ سوگند مي‌خورد كه‌ چنين ‌سخني‌ نگفته‌ است‌! همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِداً فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ندانسته‌اند كه‌ هر كس‌ با خدا و پيامبرش‌ مخالفت‌ ورزد» و با ايشان‌ درافتد و دشمني‌ كند «بي‌گمان‌ براي‌ او آتش‌ جهنم‌ است‌ كه‌ در آن‌ جاودانه‌ مي‌ماند، اين» عذاب‌، همانا «خفت‌ و خواريي‌ بزرگ‌ است» و چه‌ خواريي‌ از افتادن‌ به‌ دوزخ ‌و جاودانگي‌ در آن‌ بزرگتر مي‌باشد؟!
 
	آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِئُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«منافقان‌ از آن‌ بيم‌ دارند كه‌ بر مسلمانان» يعني‌: بر رسول‌ اكرم‌ص «سوره‌اي ‌فرود آورده‌ شود» در باره‌شان‌ «كه‌ آنان‌ را» يعني‌: منافقان‌ را «از آنچه‌ در دلهايشان ‌است» از كفر و نفاق‌ و دشمني‌ با خداي‌ عزوجل‌ و پيامبرشص «خبر دهد» يعني‌: آنان‌ را از نفاق‌ نهاني‌اي‌ كه‌ افزون‌ بر نفاق‌ آشكار خود پنهان‌ مي‌دارند، خبر دهد. مراد؛ آگاه‌ساختن‌ منافقان‌ از اين‌ امر است‌ كه‌ مؤمنان‌ از آنچه‌ آنها در دلهاي‌ خود پنهان‌ مي‌دارند، آگاهند «بگو» به‌ منافقان‌ «مسخره‌ كنيد» اين‌ تهديدي‌ برايشان ‌است‌ «بي‌گمان‌ خداوند آشكار كننده‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از آن‌ بيمناكيد» يا با فرودآوردن ‌سوره‌اي‌ و يا با آگاه‌ ساختن‌ پيامبرش‌ از رازهاي‌ خائنانه‌تان‌.
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر از آنان‌ بپرسي» درباره‌ آنچه‌ كه‌ در طعنه‌ زدن‌ به‌ دين‌ و عيب‌جويي ‌مؤمنين‌ گفته‌اند، بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج)  تو را بر آن‌ آگاه‌ كرده‌ است‌؛ «مسلما مي‌گويند: ما فقط شوخي‌ و بازي‌ مي‌كرديم» يعني‌: ما به‌ چيزي‌ از كار تو و مؤمنان ‌مشغول‌ نبوده‌، فقط سرگرم‌ بازي‌ خويش‌ بوده‌ايم‌ «بگو: آيا به‌ خدا و آيات‌ او و پيامبرش‌ تمسخر مي‌كرديد؟» بدين‌سان‌ خداوند متعال‌ انكار دروغين‌شان‌ را رد كرد و آنان‌ را در جايگاه‌ معترفان‌ به‌ وقوع‌ اين‌ جنايت‌ قرار مي‌دهد.
	آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «عذر نياوريد» زيرا اين‌ عذرآوري‌ و التماس‌ دروغين‌ از شما پذيرفته‌ نيست‌ و ديگر اين‌ كارها بعد از بر ملاساختن‌ رازهاي‌ خائنانه‌تان‌، هيچ‌ سودي‌ به‌ حالتان ‌ندارد «همانا شما بعد از ايمانتان» يعني‌: بعد از آن‌كه‌ اظهار ايمان‌ كرده‌ بوديد «كافر شده‌ايد» يعني‌: كفرتان‌ را با استهزايي‌ كه‌ از سويتان‌ روي‌ داد، نمايان ‌ساخته‌ايد «اگر از گروهي‌ از شما درگذريم» مراد از آنان‌: كساني‌ بودند كه‌ ايمانشان‌ را از كدورت‌ نفاق‌ خالص‌ ساخته‌ و از نفاق‌ توبه‌ كردند. و يكي‌ از آنان‌، شخصي ‌به‌نام‌ مخشي‌بن‌حمير بود كه‌ در پيامبرص درآويخت‌ و به‌ زاري‌ مي‌گفت‌: اي ‌رسول‌ خداص! نام‌ خودم‌ و نام‌ پدرم‌ بر من‌ اثر كرد[4] و اين‌ خريت‌ را مرتكب ‌شدم‌! در روايات‌ آمده‌ است‌: توبه‌ مخشي‌ پذيرفته‌ شد و نامش‌ را عبدالرحمن ‌گذاشتند و او از خداوند(ج)  درخواست‌ كرد تا در مكاني‌ نامعلوم‌ به‌ شهادت‌ رسد، همان‌ بود كه‌ در روز جنگ‌ «يمامه» به‌ شهادت‌ رسيد و هيچ‌ نشاني‌ از او نيافتند.
آري‌! اگر گروهي‌ را كه‌ از نفاق‌ توبه‌ كردند، مورد بخشايش‌ قراردهيم‌ «البته‌گروهي‌ ديگر را عذاب‌ مي‌كنيم‌ چراكه‌ آنان‌ مجرم‌ بودند» يعني‌: بر نفاق‌ خويش‌ مصربودند و از آن‌ توبه‌كار نشدند.
از عبدالله بن‌عمرك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «شخصي ‌در غزوه‌ تبوك‌ در مجلسي‌ گفت‌: ما همانند اين‌ قاريان‌ خويش‌ به‌ شكم‌ راغب‌تر، به‌ زبان‌ دروغگوتر و در هنگام‌ نبرد جبون‌تر نديده‌ايم‌! مردي‌ از اهل‌ آن‌ مجلس‌ در پاسخ‌ وي‌ گفت‌: دروغ‌ گفتي‌، تو منافق‌ هستي‌ و اين‌ ياوه‌ها را از سر نفاق ‌مي‌گويي‌، قطعا من‌ رسول‌ خداص را از سخنانت‌ آگاه‌ خواهم‌ ساخت‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ ماجرا به‌ رسول‌ خداص رسيد و در اين‌ ارتباط قرآن‌ نازل‌ شد. راوي‌ اضافه ‌مي‌كن