‌ زدند» يعني‌: پيمان‌شكني‌ را با طعنه‌ زدن‌ به‌ دين ‌اسلام‌ و دشنام‌گويي‌ به‌ آن‌ همراه‌ كردند «پس‌ با ائمه‌ كفر» يعني‌: با سران‌ وپيشوايان‌ آن‌ «بجنگيد» تخصيص‌ سران‌ كفر به‌ يادآوري‌ از آن‌ رو است‌ كه‌ قتل‌ آنان‌ مهم‌تر است‌ لذا اين‌ بدان‌ معني‌ نيست‌ كه‌ كفار ديگر، كشته‌ نمي‌شوند «چرا كه ‌براي‌ آنان‌ سوگندي‌ نيست» يعني‌: سوگندهاي‌ كافران‌ هرچند در صورت‌ سوگند است‌، اما در حقيقت‌ سوگند نيست‌ تا آنان‌ به‌خاطر آن‌ سزاوار مصون ‌ماندن‌ خون‌ ومالشان‌ باشند. آري‌! با آنان‌ بجنگيد «باشد كه‌ بازايستند» از كفر و پيمان‌شكني‌ و طعنه‌ زدن‌ به‌ اسلام‌ لذا به‌ هوش‌ باشيد كه‌ براي‌ باز داشتن‌شان‌ از فساد، هيچ‌ راهي ‌جز جنگ‌ وجود ندارد.
 
	آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا با گروهي‌ كه‌ سوگندهاي‌ خود را شكستند و بر آن‌ شدند كه‌ رسول‌ خدا را بيرون‌ كنند و آنان‌ بودند كه‌ نخستين‌ بار جنگ‌ را با شما آغاز كردند، نمي‌جنگيد؟» اين‌ خطاب‌ به‌منظور برانگيختن‌ مؤمنان‌ بر جنگ‌ و تأكيد بر تحقق‌ آن‌ است‌ زيرا كساني‌كه‌ پيمان ‌را بشكنند و پيامبرص را از مكه‌ اخراج‌ كنند و خود آغازگر جنگ‌ هم‌ باشند، مسلما سزاوار آنند كه‌ با آنان‌ پيكار شود و هر كس‌ از جنگيدن‌ با آنان‌ كوتاهي‌ ورزد، بي‌گمان‌ شايسته‌ توبيخ‌ است‌ «آيا از آنان‌ مي‌ترسيد؟» يعني‌: مي‌ترسيد كه‌ ازسوي‌ آنان‌ به‌ شما حادثه‌اي‌ ناخوش‌آيند برسد و به‌همين‌ علت‌ جنگ‌ با آنان‌ را فرومي‌گذاريد؟ «خدا سزاوارتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ از وي‌ بترسيد، اگر مؤمنيد» زيرا زيان‌رسان‌ و نفع‌رسان‌ حقيقي‌ فقط اوست‌ پس‌ بايد تنها از او بترسيد و بدانيد كه ‌جنگيدن‌ با كساني‌كه‌ حق‌ تعالي‌ شما را به‌ جنگ آنها فرمان‌ داده‌ است‌، از نشانه‌هاي‌ خداترسي‌ شماست‌ و بدانيد كه‌ ايمان‌ كامل‌ مستدعي‌ آن‌ است‌ كه‌ مؤمن‌ جز از پروردگارش‌ از هيچ‌ نيروي‌ ديگري‌ نترسد و از ديگران‌ پروايي‌ نداشته‌ باشد لذا از غير خدا(ج)  نترسيد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1468.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:1469.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:1470.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:1471.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:1472.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:1473.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:1474.txt">آيه  20</a></body></html>آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) با آن كافران بجنگيد تا خدا آنان را با دست شما عذاب كند و خوارشان دارد و شما را بر ايشان پيروز گرداند و ( با فتح و پيروزي مؤمنان بر كافران ) سينه‌هاي اهل ايمان را شفا بخشد ( و بر دلهاي زخمي ايشان مرهم نهد و درد ديرينه اذيّت و آزار كفّار را از درون آنان بزدايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ » : مراد مؤمناني است كه نتوانسته بودند از مكّه مهاجرت كنند ، و همچنين مسلماناني مورد نظر است كه مشركاني چون قوم خُزاعه درباره آنان غدر كردند و مكر و كيد نمودند .‏
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاءُ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«با آنان‌ بجنگيد، خداوند آنان‌ را به‌دست‌ شما عذاب‌ مي‌كند و رسوايشان‌ مي‌سازد و شما را بر آنان‌ پيروز مي‌گرداند و سينه‌هاي‌ گروهي‌ از مؤمنان‌ را شفا مي‌بخشد» لذا برجنگ‌ شما با مشركان‌، فوايد و آثار مثبت‌ بسياري‌ مترتب‌ است‌، از جمله‌:
1 ـ عذاب‌ نمودن‌ كفار به‌دست‌ مؤمنان‌؛ با كشتن‌ و اسير كردن‌ آنان‌.
2 ـ رسوا ساختن‌ آنان‌، كه‌ اين‌ رسوا ساختن‌ يا با اسارت‌ آنها به‌ دست‌ مؤمنان ‌است‌، يا با ذلت‌ و پستي‌اي‌ كه‌ بر آنان‌ فرود مي‌آيد.
3 ـ پيروز ساختن‌ و مسلط كردن‌ مسلمانان‌ بر آنان‌.
4 ـ شفا بخشيدن‌ و خنك‌ گردانيدن‌ دلها و سينه‌هاي‌ قوم‌ مؤمني‌ كه‌ خود شاهد وحاضر عرصه‌ جنگ‌ نبوده‌اند. و بنابر روايات‌؛ اين‌ قوم‌، قبيله‌ «خزاعه» هم‌ پيمان ‌رسول‌ خداص بودند كه‌ حق‌ تعالي‌ سينه‌هايشان‌ را از سركوب‌ قبيله‌ «بني‌بكر» تشفي‌ داد و آنان‌ را به‌ شكست‌شان‌ دلشاد كرد. «و خشم‌ و خروش‌ دلهايشان‌ راببرد» يعني‌: خداي‌ سبحان‌ با جنگ‌، خشم‌ و غيظ دلهاي‌ مؤمنان‌ را كه‌ به‌سبب ‌پيمان‌شكني‌ كفار سخت‌ برافروخته‌ بودند، برطرف‌ مي‌كند. بايد يادآور شد كه‌ اين ‌وعده‌ها همه‌ تحقق‌ يافت‌ و اين‌ معجزه‌ قرآن‌ كريم‌ است‌ «و خدا توبه‌ هر كه‌ را بخواهد مي‌پذيرد» چنان‌كه‌ توبه‌ كساني‌ از مردم‌ مكه‌ را كه‌ در روز فتح‌ مكه‌ توبه‌ كردند و اسلام‌ آوردند و اسلامشان‌ نيك‌ به‌ سامان‌ شد، پذيرفت‌. اين‌ هم‌ خبري‌ است‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ از مسلمان‌ شدن‌ قريب‌ الوقوع‌ مشركان‌ و توبه‌ آنان‌ مي‌دهد و اين‌ خبر نيز به‌ تحقق‌ پيوست‌ «و خدا داناي‌ حكيم‌ است» به‌ رويدادهاي‌ آينده‌ دانا و در قبول ‌توبه‌ از توبه‌كاران‌ صاحب‌ حكمت‌ است‌.
 
	آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيات‌، خداوند متعال‌ بندگان‌ مؤمنش‌ را از هم‌سويي‌ با كفار اهل‌ كتاب ‌نهي‌ كرده‌ و ايشان‌ را از دشمني‌ نهان‌ و آشكار آنها و حسدي‌ كه‌ بر مؤمنان‌ دارند آگاه‌ مي‌سازد و ايشان‌ را به‌ گذشت‌ و عفو و تحمل‌ تا رسيدن‌ ميعاد جهاد مسلحانه‌ وبه‌ برپايي‌ نماز و پرداخت‌ زكات‌ فرمان‌ مي‌دهد: «بسياري‌ از اهل‌ كتاب‌ از روي‌حسدي‌ كه‌ در دل‌ دارند، دوست‌ داشتند كه‌ شما را بعد از ايمانتان‌ كافر گردانند» از طريق‌شبهه‌افگني‌ در دينتان‌. انگيزه‌ آنان‌ از اين‌ كار حسد است‌ نه‌ حركت‌ در مسير حق ‌زيرا اين‌ كارشان‌ «پس‌ از اين‌» انجام‌ گرفت‌ «كه‌ حق‌ بر آنان‌ آشكار شد» يعني: پس‌ از اين‌ كه‌ دانستند محمدص رسول‌ خداست‌ و اوصاف‌ آن‌ حضرت‌ص را درتورات‌ و انجيل‌ يافتند، دست‌ به‌ اين‌ كار زدند.
حسد بر دو نوع‌ است: حسد پسنديده‌ و حسد ناپسند. حسد ناپسند آن‌ است‌ كه ‌در آرزوي‌ زوال‌ نعمت‌ از برادر مسلمانت‌ باشي، چه‌ همراه‌ با آن، اين‌ آرزو را كه‌آن‌ نعمت‌ از آن‌ تو گردد، داشت