د، مولايش‌ گفت: اينك‌ پاكترين‌ دو پاره‌ گوشتش‌ را از تنش‌ بيرون‌ آور! لقمان‌ زبان‌ و قلب‌ آن‌ را بيرون‌ آورد. مدتي‌ گذشت‌ و باز مولايش‌ به‌ وي‌ امر كرد تا گوسفندي‌ را برايش‌ ذبح‌ كند و چون‌ آن‌ را ذبح‌ كرد، به‌ وي‌ گفت: اكنون‌ پليدترين‌ دو پاره‌ گوشت‌ را از آن‌ بيرون‌ آور! لقمان‌ باز هم‌ زبان‌ و دل‌ آن‌ را بيرون‌ آورد. مولايش‌ به‌ وي‌ گفت: وقتي‌ به‌ تو دستور دادم‌ كه‌ پاكترين‌ دو پاره‌ گوشت‌ را از آن‌ بيرون‌ آور، تو دل‌ و زبان‌ آن‌ را بيرون‌ آوردي‌ و اكنون‌ هم‌ كه‌ تو را به‌ بيرون ‌آوردن‌ پليدترين‌ دو پاره‌ گوشت‌ از بدن‌ آن‌ دستور دادم، باز هم‌ دل‌ و زبان‌ آن‌ را بيرون‌ آوردي، دليل‌ اين‌ كار چيست‌؟ لقمان‌ گفت: زيرا اگر اين‌ دو پاك‌ باشند، چيزي‌ از آنها پاكتر نيست‌ و اگر پليد گشتند، چيزي‌ از آنها پليدتر هم‌ نيست‌». البته‌ لقمان‌ به‌سبب‌ شكرگزاري‌ خويش، از حكمت‌ برخوردار شد.
«و هر كس‌ شكر گزارد، همانا به‌سود خويش‌ شكر گزارده ‌است‌» زيرا فايده‌ و حاصل‌ اين‌ شكرگزاري‌ به‌ خود وي‌ برمي‌گردد، چه‌ با شكر است‌ كه‌ انسان‌ هم ‌نعمت‌ را پاس‌ مي‌دارد و حفظ مي‌كند و هم‌ به‌ سبب‌ شكر است‌ كه‌ بنده‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ نعمتهاي‌ افزون‌تري‌ را به‌سوي‌ خويش‌ جلب‌ مي‌كند «و هر كس‌ كفران‌ ورزد» يعني: هر كس‌ كفران‌ و ناسپاسي‌ نعمتها و انكار فضل‌ و منت‌ بزرگ ‌خداي‌ سبحان‌ در بخشيدن‌ آنها را، جانشين‌ شكر گرداند؛ «در حقيقت‌ خداوند بي‌نياز است‌» از شكرگزاري‌ وي‌ «و حميد» است، يعني‌ سزاوار حمد و ستايش‌ از سوي ‌خلق‌ خويش‌ است، هرچند كسي‌ او را سپاس‌ و ستايش‌ نگويد.
	سوره لقمان آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» ياد كن‌ «هنگامي‌ را كه‌ لقمان‌ به‌ پسر خويش‌ ـ درحالي‌كه‌ او را پند مي‌داد ـ گفت‌» يعني: در حالي‌ كه‌ لقمان‌ فرزندش‌ را با نصايح‌ و اندرزهايي‌ مورد خطاب ‌قرار مي‌داد كه‌ او را به‌ پايداري‌ بر توحيد، ترغيب‌ و از شرك‌ باز دارد، به‌ او گفت: «اي‌ فرزندم‌! به‌ خداوند شرك‌ نياور چرا كه‌ شرك‌ ستمي‌ است‌ بزرگ‌» بلكه‌ شرك ‌بزرگترين‌ ستمهاست‌ زيرا حقيقت‌ ستم، برگرداندن‌ حق‌ از اهل‌ آن‌ است‌ و حق‌ در امر عبادت‌ اين‌ است‌ كه‌ عبادت‌ تنها براي‌ خداي‌ يگانه‌ قرار داده‌ شود زيرا غير حق‌ تعالي‌ سزاوار پرستش‌ نيست‌ چرا كه‌ خلق‌ همه‌ آفريده‌ اويند و امر نيز امر اوست‌ پس‌ برگشت‌ از پرستش‌ خداوند (ج) به‌سوي‌ غير وي، نهادن‌ حق‌ در غير جايگاه‌ آن‌ است‌ و اين‌ بزرگترين‌ ستم‌ است‌. هر چند كه‌ خداوند متعال‌ به‌ عبادت‌ كسي‌ نياز ندارد بلكه‌ او بي‌نياز و ستوده‌ مي‌باشد.
 
سوره لقمان آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ انسان‌ در باره‌ پدر و مادرش‌ سفارش‌ كرديم‌» اين‌ حقيقت‌ كه‌ خداوند (ج) سفارش‌ به‌ نيكي‌ و شكرگزاري‌ از پدر و مادر را با سفارش‌ به‌ شكرگزاري‌ از خود مقرون‌ و همراه‌ گردانيد، دلالت‌ بر آن‌ دارد كه‌ حق‌ پدر و مادر از بزرگترين‌ حقوق ‌بر عهده‌ فرزند است‌ و از نظر وجوب‌ نيز، اين‌ حق‌ از بزرگترين‌ و محكمترين‌ حقوق ‌مي‌باشد «مادرش‌ به‌ او باردار شد با ضعفي‌ بر بالاي‌ ضعفي‌» يعني: مادرش‌ او را در شكمش‌ آبستن‌ شد در حالي‌ كه‌ به‌خاطر حمل‌ او با ضعف‌ روزافزون‌ روبه‌رو گشت‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: زن‌ خلقتا ضعيف‌ است‌ و باز اين‌ بارداري، او را با ضعفي ‌ديگر بر بالاي‌ آن‌ ضعف‌ روبه‌رو مي‌كند. «و از شير بازگرفتنش‌ در دو سال ‌است‌» فصال: باز گرفتن‌ طفل‌ از شير است‌.
علما از دو آيه‌ «بقره/233» و «احقاف‌/15» چنين‌ استنباط كرده‌اند كه‌حداقل‌ مدت‌ بارداري، شش‌ ماه‌ است‌. رأي‌ امام‌ ابوحنيفه: اين‌ است‌ كه‌ مدت ‌شيرخوارگي‌ حرام‌كننده‌ (حرمت‌ رضاعي‌) سي‌ ماه‌ مي‌باشد اما ساير فقها آن‌ را دو سال‌ مي‌دانند.
«به‌ او سفارش‌ كرديم‌ كه‌ براي‌ من‌ و پدر و مادرت‌ شكر گزار باش‌» اين‌ مضمون ‌سفارش‌ خداوند (ج) در حق‌ پدر و مادر است‌ كه‌ در آغاز آيه‌ آن‌ را ذكر كرد. حق‌ تعالي‌ با ذكر مشقت‌هايي‌ كه‌ مادر براي‌ فرزندش‌ مي‌كشد، در ميان‌ مضمون ‌سفارش‌ فاصله‌ قرار داد تا حق‌ بزرگ‌ ويژه‌ مادر را به‌ ياد فرزندان‌ آورد و نيز شكرگذاري‌ از پدر و مادر را با شكر گزاري‌ از خودش‌ مقرون‌ ساخت‌ تا به‌ حق‌ والاي ‌آنها توجه‌ دهد «و بازگشت‌ به‌سوي‌ من‌ است‌» نه‌ به‌سوي‌ غير من‌ پس‌ بنگر كه‌ آيا به‌راستي‌ سفارشم‌ را به‌جا آورده‌اي‌ يا خير؟
و از آنجا كه‌ مادر در معرض‌ سه‌ مرحله‌ پياپي‌ از مشقت‌ و سختي، يعني‌ دوران‌ بارداري، دوران‌ شيردهي‌ و وضع‌ حمل‌ قرار دارد لذا سه‌چهارم‌ نيكي‌ فرزند براي ‌وي‌ و يك‌چهارم‌ باقي‌مانده‌ براي‌ پدر قرار داده‌ شده ‌است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است: رسول‌ خدا ص به‌ مردي‌ كه‌پرسيد: چه‌كسي‌ به‌ نيكي‌ بر من‌ ذي‌حق‌تر است‌؟ فرمودند: «مادرت‌». بار ديگر آن‌ مرد پرسيد: بعد از وي‌ چه‌كسي ‌ذي‌حق‌تر است‌؟ فرمودند: «مادرت‌». همين‌گونه‌ آن‌ حضرتص تا بار چهارم ‌اين‌ جمله‌ را در پاسخ‌ وي‌ تكرار كردند و باز پرسيد: بعد از وي‌ چه‌كسي‌؟ اين‌بار فرمودند: «پدرت‌».
	سوره لقمان آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفاً وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر كوشش‌ كردند» پدر و مادرت‌ با تمام‌ تلاش‌ و توان‌ خود «كه‌ تو را وادارند به‌ اين‌ كه‌ چيزي‌ را شريك‌ من‌ گرداني‌ كه‌ بدان‌ علم‌ نداري‌» يعني: علم‌ نداري‌ به‌ اين‌ كه ‌آن‌ چيز به‌حق‌ شريك‌ من‌ است‌ «پس، از آنان‌ اطاعت‌ نكن‌» در اين‌ امر و اين ‌كوشش‌ آنان‌ را ناكام‌ گردان‌ ولي‌ باز هم‌ اين‌كار، تو را از نيكي‌ به‌ آنها در دنيا بازندارد به‌ همين‌ جهت‌ فرمود: «و با آنان‌ در دنيا به‌ نيكي‌ مصاحبت‌ كن‌» با در پيش ‌گرفتن‌ شيوه‌ احسان‌ به‌ آنان‌؛ هرچند بكوشند تا تو را به‌ شرك‌ وادارند «و از راه‌ كسي‌ پيروي‌ كن‌ كه‌ به‌سوي‌ من‌» با توبه‌ و اخلاص‌ «بازگشته‌ است‌» از بندگان‌ صالح‌ و شايسته‌ من‌. يعني‌ از راه‌ مؤمنان‌ پيروي‌ كن، نه‌ از ر