 فربهي‌ حيوان‌ به‌ آن‌ «بدنه‌» مي‌گويند «براي‌ شما در آنها خير است‌» يعني: براي‌ شما در آنها منافعي‌ ديني‌ و دنيوي‌ است‌ـ چنان‌كه‌ گذشت‌ «پس‌ نام‌ خدا را بر آنها ياد كنيد» در هنگام‌ ذبح‌ آنها «درحالي‌ كه‌ بر پاي‌ ايستاده‌اند» صواف: يعني: در حالي‌ ايستاده‌اند كه‌ چهاردست‌وپاي‌ آنها رديف‌ شده‌ است‌ زيرا شتر به‌ هيأت‌ ايستاده‌ ذبح‌ مي‌شود و يك‌ دست‌ آن‌ در هنگام ‌ذبح‌ بسته‌ مي‌شود تا حركت‌ نكند و كار ذبح‌ را مختل‌ نگرداند «پس‌ چون‌ پهلوهاي ‌آنها بر زمين‌ افتد» يعني: چون‌ آن‌ حيوانات‌ بعد از ذبح‌ و خروج‌ روح‌ از بدن‌ آنها به‌ پهلو درغلتند؛ «از آنها بخوريد» قرطبي‌ مي‌گويد: «علما برآنند كه‌ خوردن‌ شخص‌ از گوشت‌ هدي‌ خويش‌، مستحب‌ است‌ و اجر و پاداش‌ دارد». «و به‌ قانع‌ و معتر بخورانيد» قانع: فقيري‌ است‌ كه‌ به‌ آنچه‌ دارد راضي‌ است‌ و از كسي‌ سؤال‌ نمي‌كند. اما معتر: فقيري‌ است‌ كه‌ خود را بر شما پيش‌ مي‌افگند تا به‌ وي‌ چيزي ‌بدهيد «اين‌گونه‌ آنها را براي‌ شما رام‌ گردانيديم‌» كه‌ به‌ خواسته‌ شما در رفتن‌ به‌ ذبح‌گاهها گردن‌ مي‌نهند و در نتيجه‌، آنها را ذبح‌ مي‌كنيد و از آنها نفع‌ مي‌بريد، بعد از آن‌كه‌ در سواري‌، حمل‌ بار، دوشيدن‌ شير و مانند اين‌ها رام‌ شده‌ شما بودند «باشد كه‌ شكر كنيد» اين‌ نعمتي‌ را كه‌ خداي‌ منان‌ بر شما ارزاني‌ كرده‌ است‌.
	سوره حج آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرگز گوشتهاي‌ آنها به‌ خدا نمي‌رسد» يعني: گوشتهاي‌ اين‌ شتراني‌ كه‌ آنها را به‌جهت‌ رضاي‌ حق‌ تعالي‌ صدقه‌ و قرباني‌ مي‌كنيد، به‌سوي‌ باري‌ تعالي‌ بالا نمي‌رود «و نه‌ خونهاي‌ آنها» كه‌ در هنگام‌ ذبح‌ بر زمين‌ ريخته‌ مي‌شود. آري‌! هيچ‌ يك‌ از اينها از حيث‌ اين‌كه‌ گوشت‌ و خونند به‌ خدا(ج) نمي‌رسند «ولي‌ اين‌ تقواي‌ شماست‌ كه‌ به‌ وي‌ مي‌رسد» يعني: پاكي‌ و تقواي‌ دلهاي‌ شما همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را مي‌پذيرد و بر آن‌ پاداش‌ مي‌دهد «اين‌ گونه‌ آنها را براي‌ شما رام‌ گردانيد تا خدا را به‌ بزرگي‌ ياد كنيد به‌ شكر آن‌كه‌ شما را راه‌ نمود» به‌سوي‌ خود؛ باآموختن‌ دين‌ و شريعت‌ و هموار كردن‌ راه‌ رضا و محبت‌ خويش‌. مراد از ﴿لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ ﴾ الله ‌اكبر گفتن‌ ذبح‌كننده‌ در هنگام‌ ذبح‌ است‌. اين‌ آيه‌ دليل‌ مشروعيت‌ جمع‌كردن‌ ميان‌ «بسم‌الله» و «الله اكبر» در هنگام‌ ذبح‌ است‌ «و محسنان‌ را بشارت ‌ده‌» به‌ دريافت‌ پاداش‌ الهي‌. اطلاق‌ نام‌ «محسن‌» بر هركسي‌ كه‌ از وي‌ به‌ جهت ‌رضاي‌ خدا(ج) سخن‌ يا عمل‌ خيري‌ صادر شود، صحيح‌ است‌.
ابن‌منذر از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: مشركان‌ در هنگام‌ ذبح‌ حيوانات‌، خون‌ آنها را به‌ سوي‌ كعبه‌ مي‌ريختند وآن‌ خونها را به‌سوي‌ كعبه‌ مي‌افشاندند پس‌ مسلمانان‌ نيز خواستند تا چنين‌ كنند، اين ‌بود كه‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: ﴿‏ لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا...﴾.
در نزد امام‌ ابوحنيفه‌: اداي‌ قرباني‌ بر مالك‌ نصابي‌ كه‌ مقيم‌ باشد نه‌ مسافر، واجب‌ است‌، به‌دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف: «من‌ وجد سعة‌ فلم‌ يضح‌ فلا يقربن‌ مصلانا: هر كس‌ در زندگي‌ مادي‌ خويش‌ گشايشي‌ يافت‌ و قرباني‌ نكرد پس‌ به‌ مصلاي‌ ما نزديك‌ نشود».
 
سوره كهف آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُواً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» هشدار را بگيرند كه‌: «جهنم‌ جزاي‌ آنان‌ است‌، به‌ سبب‌ اين‌كه‌ كافر شدند و آيات‌ من‌ و پيامبرانم‌ را به‌ تمسخر گرفتند» مفسران‌ در تعيين‌ اين ‌«زيانكارترين‌انسانها» اختلاف ‌نظر دارند؛ به‌قولي‌: آنان‌ يهود و نصاري‌ اند، به‌ قولي‌: آنها كفار مكه‌ و به‌قولي‌: آنها راهبان‌ متولي‌ صومعه‌ها اند. همچنين‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه ‌علي‌(رض)  خوارج ‌«حروريه‌» را نيز از مصاديق‌ آنان‌ دانسته‌ است‌.
 
	سوره حج آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا خداوند از كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند، دفاع‌ مي‌كند» يعني: خداوند(ج) غائله‌ها و توطئه‌هاي‌ مشركان‌ را از مؤمنان‌ دفع‌ مي‌كند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: خداوند(ج) حجت‌ مؤمنان‌ را بلند و برتر مي‌گرداند «زيرا خدا هيچ‌ خيانتكار كفوري‌ را دوست‌ ندارد» بلكه‌ ناسپاسان‌ و خائنان‌ در عهدها و امانت‌ها، نزد خداي‌ سبحان‌ منفورند و هيچ‌ محبوبيتي‌ ندارند.
بعد از آن‌ كه‌ خداوند(ج) با طرح‌ موضوع‌ دفاع‌ از مسلمانان‌، آنان‌ را در بلندترين‌ درجات‌ اطمينان‌ قرار داد، به‌ ايشان‌ اذن‌ قتال‌ مي‌دهد:
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:462.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:463.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:464.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:465.txt">آيه  42-43</a><a class="text" href="w:text:466.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:467.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:468.txt">آيه  46</a></body></html>سوره حج آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ كساني‌ كه‌ كفار با آنان‌ مي‌جنگند اذن‌ قتال‌ داده‌ شد، به ‌سبب‌ اين‌كه‌ آنان‌ مورد ظلم‌ قرار گرفته‌اند و البته‌ خداوند بر نصرت ‌دادنشان‌ تواناست‌» و اين‌ بشارت‌ به‌ پيروزي ‌مؤمنان‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: مشركان‌ مكه‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا ص را با دست ‌و زبان‌ مورد آزار و اذيت‌ قرار مي‌دادند، اصحاب‌ از اين‌ وضع‌ نزد رسول‌ خدا ص شكايت‌ مي‌بردند اما آن‌ حضرت‌ ص به‌ ايشان‌ مي‌فرمود: صبر كنيد و شكيبايي‌ ورزيد زيرا من‌ هنوز به‌ جنگيدن‌ فرمان‌ نيافته‌ام‌. تا اين‌كه‌ آن‌ حضرت‌ ص مأمور به‌ هجرت‌ شدند و خداي‌ سبحان‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ را در سال‌ دوم ‌هجري‌ در مدينه‌ نازل‌ نمود. آري‌! بعد از آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ مؤمنان‌ را در هفتادواندي‌ آيه‌ به‌ خودداري‌ از جنگ‌ فراخواند، اين‌ اولين‌ آيه‌اي‌ است‌ كه‌ در مورد رخصت‌ دادن‌ به‌ جنگ‌ نازل‌ شده‌ است‌. البته‌ اجازه‌ دادن‌ جنگ‌ براي ‌مؤمنان‌، از جمله‌ دفاع‌ الهي‌ از ايشان‌، يعني‌ از مصاديق‌ روشن‌ آيه‌ (38) از همين‌سوره‌ است: ﴿‏ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذ