 فقط سر درد خفيفي‌ بود و اين‌ است‌ همان‌ معني‌ تخيل‌ كه‌ در يكي‌ از احاديث‌ آمده ‌است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ گاهي‌ در بيداري‌ نيز مانند خواب‌ تخيل ‌روي‌ مي‌دهد بنابراين‌، مسلم‌ است‌ كه‌ سحر بر ملكات‌ و توانمنديهاي‌ عقلي‌ آن‌ حضرت‌ ص مطلقا هيچ‌ تأثيري‌ نگذاشت‌ همان‌ طوري‌ كه‌ سحر لبيدبن‌اعصم‌ در اموري‌ كه‌ به‌ وحي‌ و رسالت‌ مربوط مي‌شد، نيز هيچ‌ تأثيري‌ نداشت‌ زيرا حق‌ تعالي ‌آن‌ حضرت‌ ص را از هرگونه‌ نقصي‌ از اين‌ گونه‌، يا از هر گونه‌ آشفته‌گي‌ فكري‌، يا اضطراب‌ عصبي‌اي‌ معصوم‌ و محفوظ داشته‌ است‌ چنان‌ كه‌ مي‌فرمايد: (وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ): (خدا از آسيب‌ مردم‌ تو را در پناه‌ خود محفوظ مي‌دارد) «مائده‌/ 67».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4262.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4263.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4264.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4265.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4266.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4267.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4268.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ ناس ﴾</a></body></html>سوره ناس آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ‏


‏ترجمه : ‏
«بگو: پناه‌ مي‌برم‌ به‌ پروردگار مردم» يعني: به‌ آفريدگار و سامان‌دهنده‌ امور و به‌ صلاح‌ آورنده‌ احوال‌ آنان‌. بيضاوي‌ مي‌گويد: «از آن‌ جا كه‌ در سوره‌ قبل‌ پناه بردن‌ به‌ خداوند(ج) از مضار بدني‌ بود و اين‌ مضرات‌ در انسان‌ و غير او عام‌ است‌ لذا در اين‌ سوره‌، پناه‌ بردن‌ به‌ او از مضاري‌ است‌ كه‌ بر نفوس‌ بشري‌ عارض‌ مي‌شود و به‌ بشر مخصوص‌ مي‌باشد.
	آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ مَلِكِ النَّاسِ ‏

‏ترجمه : ‏
و پناه‌ مي‌برم‌ به‌ «ملك‌ مردم» يعني: به‌ ذاتي‌ كه‌ داراي‌ ملك‌ كامل‌، فرمانروايي‌اي‌ تام‌ و سلطه‌اي‌ بي‌رقيب‌ و لايتناهي‌ است‌.
 
	آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ إِلَهِ النَّاسِ ‏


‏ترجمه : ‏
و پناه‌ مي‌برم‌ به‌ «اله‌ مردم» يعني: به‌ معبود مردم‌ و از آنجا كه‌ ملك‌ (فرمانروا) گاهي‌ معبود است‌ و گاهي‌ هم‌ نيست‌ بنابراين‌، حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه‌ روشن‌ كرد كه ‌الوهيت‌ و عبوديت‌ مخصوص‌ وي‌ است‌ و احدي‌ با وي‌ در آن‌ مشاركت‌ ندارد.
 
	 آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
پناه‌ مي‌برم‌ به‌ آنچه‌ ذكر شد؛ «از شر وسوسه‌گر» كه‌ شيطان‌ «خناس» است‌. خناس: يعني‌ بسيار بازپسرونده‌ زيرا هنگامي‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ ياد آورده‌ شود، شيطان‌ بازپس‌ مي‌رود و خود را در هم‌ كشيده‌ و پنهان‌ مي‌شود اما چون‌ ذكر خداوند(ج) در ميان‌ نبود، شيطان‌ بر دل‌ انسان‌ هجوم‌ آورده‌ و وسوسه‌ خود را مي‌گستراند.
	آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ‏

 ‏ترجمه : ‏
«آن‌ كس‌ كه‌ در سينه‌هاي‌ مردم‌ وسوسه‌ مي‌افگند» وسوسه‌ شيطان‌، فراخواندن‌ انسان‌ به‌ فرمانبردن‌ از خود با القاي‌ سخني‌ است‌ پنهاني‌ كه‌ به‌ قلب‌ انسان‌ مي‌رسد بي‌آن‌كه‌ از آن‌ صدايي‌ شنيده‌ شود.
سپس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ بيان‌ اين‌ امر مي‌پردازد كه‌ وسوسه‌افگنان‌ بر دو نوعاند؛ جني‌ و انسي‌ پس‌ مي‌فرمايد:
 
  آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ‏
 ‏ترجمه : ‏
«چه‌ از جن‌ و چه‌ از انس» شيطان‌ جن‌ ـ چنان‌كه‌ گذشت‌ ـ در سينه‌ها و دلهاي‌ مردم‌ وسوسه‌ مي‌افگند اما وسوسه‌ افگني‌ شيطان‌ انسي‌ در دلهاي‌ مردم‌ بدين‌گونه ‌است‌ كه‌ خود را براي‌ انسان‌ در چهره‌ و لباس‌ نصيحت‌گر مشفقي‌ نشان‌ مي‌دهد پس‌، از سخنان‌ وي‌ كه‌ در هيأت‌ خيرخواهي‌ و نصيحت‌ بيان‌ مي‌شود، در دل‌ انسان ‌همان‌ چيزي‌ مي‌افتد كه‌ شيطان‌ جني‌ با وسوسه‌ خود در دل‌ وي‌ مي‌افگند. به‌قولي: ابليس‌ چنان‌كه‌ در دلهاي‌ انسيان‌ وسوسه‌ مي‌افگند، در دلهاي‌ جنيان‌ نيز وسوسه‌ مي‌افگند.
علما در بيان‌ علت‌ گماردن‌ شيطان‌ بر مردم‌ گفته‌اند: گماردن‌ شيطان‌ بر مردم‌ از سوي‌ خداوند(ج) براي‌ آن‌ است‌ كه‌ مردم‌ با وي‌ مجاهده‌ كنند و در اين‌ ميدان ‌آزمايش‌ و امتحان‌ شوند. اما كساني‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ ايشان‌ را در پناه‌ عصمت‌ خود قرار داده‌ است‌، از گزند شياطين‌ در امانند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «كسي‌ از شما نيست‌ مگر اين‌كه‌ همنشين‌ و همراه‌ او (از شياطين) بر او گمارده‌ شده است‌.اصحاب‌ گفتند: حتي‌ شما نيز يا رسول‌ الله؟ فرمودند: آري‌! حتي‌ من‌؛ مگرحقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ مرا بر شيطان‌ همراهم‌ چيره‌ گردانيده ‌است‌ پس‌او به‌ من‌ تسليم‌ شده‌ (يا مسلمان‌ گرديده) و لذا مرا جز به‌ خير فرمان‌ نمي‌دهد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس(رض) آمده ‌است‌ كه: رسول‌ خدا ص در مسجد معتكف‌ بودند پس‌ شبانگاه‌ صفيه‌ به‌ ديدار ايشان‌ آمد و رسول‌ خدا ص با وي‌ از مسجد بيرون‌ آمدند تا او را به‌ منزلش‌ برسانند. در اين‌ اثنا دو مرد از انصار با ايشان‌ روبرو گرديدند و چون‌ رسول‌ خدا ص را ديدند، گامهاي‌ خود را تند تند برداشتند كه‌ سريع‌تر بگذرند. رسول‌ خدا ص خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: «درنگ ‌كنيد؛ اين‌ زن‌ كه‌ با من‌ است‌ صفيه‌ دختر حيي‌ همسر من‌ مي‌باشد». آن‌ دو گفتند: سبحان‌ الله، يا رسول‌الله! (مگر ما در حق‌ شما گمان‌ بدي‌ داشته‌ايم‌؟) رسول‌ خدا ص فرمودند: «إن‌ الشيطان‌ يجري‌ من‌ ابن‌ آدم‌ مجري‌ الدم‌ و إني‌ خشيت‌ أن ‌يقذف‌ في‌ قلوبكما شيئا ـ أو قال‌ ـ شرا: بي‌گمان‌ شيطان‌ در مجراي‌ خون‌ فرزند آدم ‌جاري‌ مي‌شود و من‌ ترسيدم‌ كه‌ در دلهاي‌ شما چيزي‌ بيفگند ـ يا فرمودند ـ شري ‌بيفگند».
همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌مالك‌(رض) آمده ‌است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «همانا شيطان‌ مهارش‌ را بر قلب‌ فرزند آدم‌ قرار مي‌دهد پس‌ اگر او خدا را ياد كرد، واپس‌ مي‌رود و اگر ياد خدا را فراموش‌ كرد، قلبش‌ را فرو مي‌بلعد پس‌ اين‌ است‌ همان‌ وسواس‌ خناس‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌تميمه‌(رض) آمده‌است‌ كه‌ فرمود: «الاغ‌ رسول‌ خدا ص لغزيد و من‌گفتم: نگونسار باد شيطان‌! رسول‌ خدا ص فرمودند: نگو كه‌ شيطان‌ نگونسار باد! زيرا وقتي‌ تو چنين‌ بگويي‌، او خود را بزرگ‌ مي‌بيند و مي‌گويد: آن‌ را به‌ نيرويم ‌فروافگندم‌! اما اگر بگويي: باسم‌ الله: به‌ نام‌ خدا! در اين‌ صورت‌، شيطان ‌احساس‌ كوچكي‌ مي‌كند و چنان‌ خرد و خوار مي‌شود كه‌ مانند مگسي‌ مي‌گردد». ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما مي‌گويد: «هيچ‌ نوزادي‌ تولد نمي‌شود مگر اين‌كه‌ در قلبش‌ وسواس‌ است‌ پس‌ چون‌ خدا ياد شود، شيطان‌ بازپس‌ مي‌رود و چون‌ از ذكر خدا غفلت‌ شد، او وسوسه‌ مي‌افگند». پناه‌ مي‌بريم‌ به