اح‌ شده ‌است‌. تفسير «كوثر» در حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌انس‌بن‌مالك‌(رض) چنين‌ بيان‌ شده‌ است: «رسول‌ خدا ص به‌ خواب‌ سبكي‌ فرو رفته‌ بودند سپس‌ تبسم‌كنان‌ سرشان‌ را از خواب‌ برداشتند و خطاب‌ به‌ اصحاب‌ گفتند: آيا مي‌دانيد كه‌ دليل‌ تبسمم‌ چه‌ بود؟ يا اصحاب‌ از ايشان‌ دليل‌ تبسمشان‌ را پرسيدند. فرمودند: همينك‌ بر من‌ سوره‌اي‌ نازل‌ شد. سپس‌ به‌ تلاوت‌ آن‌ پرداختند تا سوره‌ را ختم‌ نمودند. سپس‌ از اصحاب‌ خود پرسيدند: آيا مي‌دانيد كه ‌كوثر چيست‌؟ اصحاب‌ گفتند: خدا(ج) و رسولش‌ داناترند. فرمودند: كوثر نهري ‌است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در بهشت‌ به‌ من‌ عطا كرده ‌است‌ و بر آن‌ خيري‌ است ‌بسيار، امتم‌ در روز قيامت‌ بر آن‌ وارد مي‌شوند و ظروف‌ آن‌ به‌ شماره‌ ستارگان ‌است‌ پس‌ بنده‌اي‌ از آن‌ ربوده‌ مي‌شود و من‌ مي‌گويم: پروردگارا! آخر او از امت ‌من‌ است‌. اما به‌ من‌ مي‌گويند: تو نمي‌داني‌ كه‌ آنان‌ بعد از تو چه‌ پديد آوردند؟».
ابن‌ابي‌ حاتم‌ از سدي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ روايت‌ كرده‌است‌ كه‌ گفت: قريش‌ به‌ كسي‌ كه‌ پسرانش‌ مي‌مرد، مي‌گفتند: فلان‌ بي‌سرانجام‌ و بلاعقب‌ است‌! پس‌ چون‌ قاسم‌، يا ابراهيم‌ فرزند رسول‌ خدا ص درگذشت‌، عاصي‌بن‌وائل‌ گفت: «بتر محمد: محمد بلاعقب‌ گرديد». سپس‌ اين‌ سوره‌ در رد سخنشان‌ نازل‌ گرديد. و در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ روايات‌ ديگري‌ نيز نقل‌ شده ‌است‌ اما مفاد همه‌ آنها اين‌است‌ كه‌ مشركان‌ رسول‌ اكرم‌ ص و پيروانشان‌ را ضعيف‌ و حقير مي‌شمردند و به ‌مرگ‌ اولاد ذكورشان‌ ـ قاسم‌ در مكه‌ و ابراهيم‌ در مدينه‌ ـ خوشحال‌ بوده‌ و ازدرگير شدن‌ مؤمنان‌ با حوادث‌ سخت‌ يا محنت‌بار شادماني‌ مي‌كردند پس‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد تا اعلام‌ كند كه‌ رسول‌ خدا ص نيرومند و پيروز و پيروانشان‌ غالب‌ اند ومرگ‌ فرزندان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از شأن‌ ايشان‌ كم‌ نمي‌كند و اين‌ دشمنان‌ پيامبر ص اند كه‌ در نهايت‌ بلا عقب‌ مي‌باشند زيرا از آنان‌ هيچ‌ نام‌ و آوازه‌ نيكي‌ باقي‌ نمي‌ماند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4230.txt"> آيه  1-2</a><a class="text" href="w:text:4231.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4232.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4233.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4234.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4235.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ کافرون ﴾</a></body></html>﴿ سوره‌ حج ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (78) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ اعلان‌ فريضه‌ حج‌ در آن‌ براي‌ مردم‌ بر زبان ‌ابراهيم‌ خليل‌(ع) بعد از بناي‌ بيت‌ عتيق‌ الهي‌، به‌نام‌ «حج‌» ناميده‌ شد.
اين‌ سوره‌ مباركه‌ دربرگيرنده‌ احكامي‌ چون‌ فرضيت‌ حج‌ و مشروعيت‌ جهاد مسلحانه‌ است‌ و هرچند بيان‌ احكام‌ از ويژگي‌هاي‌ سوره‌هاي‌ مدني‌ است‌ اما در عين‌ حال‌ اين‌ سوره‌ از موضوعات‌ سور مكي‌، چون‌ ايمان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌، توحيد و معاد نيز سخن‌ مي‌گويد، از اين ‌روي‌ جمهور علما بر آنند كه‌ اين‌ سوره‌، ازآيات‌ مكي‌ و مدني‌ هر دو متشكل‌ شده‌ است‌.
 سوره كافرون آيه  1‏متن آيه : ‏‏ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ‏
 آيه  2‏متن آيه : ‏‏ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد ص «اي‌ كافران‌؛ آنچه‌ شما مي‌پرستيد من‌ نمي‌پرستم» يعني: آنچه‌ را كه‌ شما در مورد پرستش‌ بتان‌ از من‌ مي‌خواهيد، انجام‌ نمي‌دهم‌ و من‌ هم‌اكنون‌ در حال‌ حاضر پرستنده‌ خدايان‌ شما نيستم‌.
 
سوره كافرون آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نه‌ شما مي‌پرستيد آنچه‌ من‌ مي‌پرستم» يعني: شما نيز تا آن‌گاه‌ كه‌ بر شرك‌ و كفرتان‌ قرار داشته ‌باشيد، پرستنده‌ خدايي‌ كه‌ من‌ مي‌پرستم‌ نيستيد.
 
	 سوره كافرون آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نه‌ آنچه‌ را شما مي‌پرستيد من‌ پرستش‌ خواهم‌ كرد» يعني: من‌ هرگز در آينده ‌عمر خود نيز خداياني‌ را كه‌ شما مي‌پرستيد، نمي‌پرستم‌.
 
	سوره كافرون آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نه‌ شما پرستش‌ خواهيد كرد آنچه‌ را من‌ مي‌پرستم» يعني: همچنين‌ شما در بقيه‌ عمر خود هرگز خدا(ج) را پرستش‌ نخواهيد كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ بر كفر و انكار وپرستش‌ بتان‌ قرار داشته‌ باشيد زيرا پرستش‌ خداوند(ج) همراه‌ با شريك‌ آوردن‌ به‌ وي‌، مردود و غير قابل‌ اعتبار مي‌باشد.
يك‌ وجه‌ ديگر در تفسير آيه‌ كريمه‌ كه‌ از نظر بعضي‌ دقيق‌تر مي‌باشد، اين‌ است ‌كه‌ گفته‌ شود: آيات‌ (3 ـ 2) بر اختلاف‌ در معبودي‌ كه‌ مورد پرستش‌ قرار مي‌گيرد، دلالت‌ مي‌كند زيرا معبود رسول‌ خدا ص خداي‌ يگانه‌ است‌ و معبود مشركان‌ بتان‌ و خدايان‌ باطل‌ اما دو آيه‌ (5 ـ 4) بر اختلاف‌ در خود عبادت‌ و پرستش‌ دلالت‌ مي‌كند زيرا عبادت‌ رسول‌ خدا ص عبادتي‌ است‌ خالص‌ براي‌ خداوند(ج) كه‌ هيچ‌ شائبه‌ شركي‌ در آن‌ وجود ندارد و هيچ‌ غفلتي‌ از معبود در آن ‌سراغ‌ نمي‌شود درحالي‌كه‌ عبادت‌ مشركان‌ همه‌ به‌ شرك‌ آلوده ‌است‌ پس‌ اين‌ دو نوع‌ عبادت‌ هرگز با هم‌ جمع‌ نمي‌شود. به‌قولي‌ ديگر: در اين‌ آيات‌ تكرار است‌، مراد از تكرار تأكيد مي‌باشد و فايده‌ تأكيد اين‌ است‌ كه‌ طمع‌ كفار از اين‌ امر كه‌ رسول‌ خدا ص خواسته‌شان‌ را در عبادت‌ خدايانشان‌ بپذيرند، به‌ كلي‌ قطع‌ گردد.
 
	سوره كافرون آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ‏

‏ترجمه : ‏
«دين‌ شما براي‌ خودتان‌ و دين‌ من‌ براي‌ خودم» يعني: اگر شما به‌ دين‌ خويش ‌راضي‌ هستيد، بدانيد كه‌ من‌ نيز به‌ دين‌ خويش‌ راضي‌ هستم‌ پس‌ قطعا بدانيد كه‌ دين‌ شرك‌ آلود شما از آن‌ خود شماست‌ و از شما به‌ من‌ تجاوز نمي‌كند و دين ‌توحيدي‌ من‌ نيز محدود به‌ خودم‌ مي‌باشد و شما را با اين‌ باورهاي‌ شرك‌آلودتان ‌بدان‌ راهي‌ نيست‌. بيضاوي‌ مي‌گويد: «بنابراين‌، در آيه‌ كريمه‌ معني‌ اجازه‌ دادن ‌كفر، يا منع‌ از جهاد وجود ندارد تا اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ قتال‌ منسوخ‌ باشد». زمخشري ‌مي‌گويد: «حاصل‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است: من‌ پيامبري‌ هستم‌ كه‌ به‌ سوي‌ شما فرستاده‌ شده‌ام‌ تا شما را به‌ سوي‌ حق‌ و راه‌ نجات‌ فراخوانم‌ پس‌ اكنون‌ كه‌ اين‌ دعوت‌ را از من‌ نپذيرفتيد و مرا درآن‌ پيروي‌ نكرديد، حد اقل‌ مرا به‌ حال‌ خودم‌ واگذاشته‌ و مرا به‌ سوي‌ شرك‌ فرانخوانيد».
امام‌ شافعي(ره) و برخي‌ ديگر از علما با اين‌ آيه‌ كريمه‌ بر يكي ‌بودن‌ ملت‌ كفر استدلال‌ كرده‌ و گفته‌اند: كفار همه‌ يك‌ ملت‌اند بنابراين‌، اگر 