  18</a><a class="text" href="w:text:3260.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:3261.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:3262.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:3263.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:3264.txt">آيه  23-24</a><a class="text" href="w:text:3265.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:3266.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:3267.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:3268.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:3269.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:3270.txt">آيه  30-31</a><a class="text" href="w:text:3271.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:3272.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3273.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3274.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:3275.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:3276.txt">آيه  37-38</a><a class="text" href="w:text:3277.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:3278.txt"> آيه  40</a><a class="text" href="w:text:3279.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:3280.txt">آيه  42</a></body></html>سوره قلم آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زودا كه‌ بر بيني‌ او داغ‌ نهيم» يعني: به‌ زودي‌ بر بيني‌ او داغ‌ سياهي‌ خواهيم ‌نهاد، بدين‌ سان‌ كه‌ قبل‌ از وارد ساختنش‌ به‌ دوزخ‌، چهره‌اش‌ را با آتش‌ سياه‌ خواهيم‌ كرد و بر بيني‌اش‌ داغ‌ و علامتي‌ خواهيم‌ گذاشت‌ و به‌ او در دنيا نيز عار و ننگي‌ را ملحق‌ خواهيم‌ كرد كه‌ هرگز از او جدايي‌ نداشته‌ و به‌ آن‌ داغ‌ ننگين‌ شناخته شود و همين‌طور هم‌ شد زيرا در بدر بيني‌اش‌ را با شمشير مجروح‌ و نشاندار كردند كه‌ اثر آن‌ مادام‌العمر بر رويش‌ باقي‌ ماند. وسم: نهادن‌ علامتي‌ است‌ بر چيزي‌ تا به‌وسيله‌ آن‌ از ديگران‌ متمايز گردد. ابنالعربي‌ به‌ اين‌ مناسبت‌ مي‌گويد: «نشانه ‌گذاشتن‌ بر چهره‌ گنه‌كاران‌ شيوه‌ قديمي‌ مرسوم‌ در ميان‌ مردم‌ است‌ تا بدانجا كه ‌روايت‌ شده‌ است: چون‌ يهود سنگسار كردن‌ زناكار را فرو گذاشتند، در عوض‌ زدن‌ و سياه‌ كردن‌ رويش‌ را جايگزين كردند، كه‌ اين‌ تحريف‌ و وضع‌ باطلي‌ است‌».
علما برآنند كه: بايد روي‌ گواه‌ دروغين‌ را سياه‌ كرد تا نشانه‌اي‌ بر زشتي‌ گناه‌ وي‌ و تشهير و تشديدي‌ براي‌ وي‌ جهت‌ عبرت‌ گرفتن‌ ديگران‌ باشد چراكه‌ بزرگترين ‌اهانت‌، اهانت‌ در چهره‌ است‌ همان‌ طوري‌ كه‌ مقابلتا حقير ساختن‌ چهره‌ در طاعت ‌خداي‌ عزوجل‌ با نهادن‌ آن‌ بر زمين‌، سبب‌ آبرو و عزت‌ ابدي‌ است‌ چنان‌كه‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداوند(ج)  بر آتش‌ حرام‌ كرده‌ است‌ كه‌ جاي‌ اثر سجده ‌بني‌آدم‌ را بخورد». يعني‌ آتش‌ دوزخ‌ بر محل‌ سجده‌ مؤمن‌ كارگر نيست‌.
 
سوره قلم آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما آنان‌ را» يعني: كفار مكه‌ را «آزموديم» زيرا خداوند(ج)  آنان‌ را بر اثر دعاي‌ رسول‌ اكرم‌ ص به‌ قحطي‌ و گرسنگي‌ مبتلا كرد «چنان‌كه‌ صاحبان‌ بوستان ‌را آزموده‌ بوديم» و داستانشان‌ در ميان‌ قريش‌ معروف‌ و مشهور بود. بدين‌ شرح‌ كه‌ در سرزمين‌ يمن‌ در دو فرسنگي‌ صنعاء باغي‌ بود از آن‌ مردي‌ كه‌ حق‌ خداوند(ج) را از آن‌ مي‌پرداخت‌ پس‌ او مرد و باغ‌ به‌ فرزندانش‌ رسيد ولي‌ فرزندانش‌ خير آن‌ را از مردم‌ باز داشتند و به‌ حق‌ خداوند(ج) در آن‌ بخالت‌ كرده‌ و گفتند: مال‌ اندك ‌است‌ و عيال‌ و نانخوار بسيار پس‌ ما را نگنجد كه‌ مانند پدر بذل‌ و بخشش‌ كنيم‌! لذا عزم‌ كردند كه‌ مساكين‌ را از آن‌ محروم‌ گردانند پس‌ فرجام‌ كارشان‌ چنان‌ شد كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در كتابش‌ حكايت‌ نموده‌ است‌. «آن‌ گاه‌ كه‌ سوگند خوردند كه ‌صبحگاهان» پنهان‌ از چشم‌ مساكين‌ برخيزند و «ميوه‌ آن‌ را حتما باز چينند».
 
	سوره قلم آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا يَسْتَثْنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و استثنا نكردند» يعني: ان‌شاءالله نگفتند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: از جمله ‌آن‌ ميوه‌ها و حاصلات‌ مقداري‌ را كه‌ پدرشان‌ به‌ مساكين‌ مي‌داد، استثنا نكرده‌ و سهم‌ مساكين‌ را جدا نكردند.
 
	سوره أنبياء آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در پيش‌ رويشان‌ و آنچه‌ پشت‌ سرشان‌ است‌، مي‌داند» يعني: خداوند متعال‌ آنچه‌ را كه‌ فرشتگان‌ در گذشته‌ عمل‌ كرده‌اند و آنچه‌ را كه‌ در آينده‌ عمل‌ خواهند كرد، مي‌داند پس‌ ايشان‌ هيچ‌ عملي‌ را انجام‌ نداده‌ و هيچ‌ سخني‌ را نگفته‌اند و نمي‌گويند مگر به‌ علم‌ حق‌ تعالي‌ «و جز براي‌ كسي‌ كه‌ خدا رضايت‌ داده‌ شفاعت‌ نمي‌كنند» وكساني‌ كه‌ حق‌ تعالي ‌به‌ شفاعت‌ فرشتگان‌ در حقشان‌ رضايت ‌داده‌، اهل‌ «لااله‌الاالله» اند كه‌ حق‌ تعالي‌ از ايشان‌ خشنود شده‌ است‌ «و خود از خشيت‌ حق‌ تعالي‌ هراسانند» خشيت: ترس‌ همراه‌ با تعظيم‌ و بزرگداشت‌ است‌ اما اشفاق: ترسي‌ است‌ كه‌ با توقع‌ و احتياط و حذر همراه‌ باشد. يعني: فرشتگان‌ به‌سبب‌ شناخت‌ و معرفتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ خداوند(ج) دارند چنان‌كه‌ حق‌ خشيت‌ وي‌ است‌، از وي‌ مي‌ترسند.
 
	سوره قلم آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ درحالي‌ كه‌ آنان‌ غنوده‌ بودند، بلايي‌ شبانه‌ از جانب‌ پروردگارت‌ بر آن‌ باغ‌ به‌گردش‌ درآمد» يعني: آتشي‌ از جانب‌ پروردگار سبحان‌ بر آن‌ باغ‌ زد كه‌ آن‌ را سوختاند تا بدانجا كه‌ سياه‌ و بي‌بر شد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إياكم‌ والمعاصي‌، إن‌ العبد ليذنب‌ فيحرم‌ به‌ رزقا قد كان‌ هيئ‌ له‌، ثم‌ تلا رسول‌الله‌ ص:(‏ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ...)قد حرموا خير جنتهم‌ بذنبهم: هان‌! از گناهان‌ بپرهيزيد زيرا بنده‌ گناهي‌ را مرتكب‌ مي‌شود و به‌سبب‌ آن‌ گناه‌ از رزقي‌ كه‌ برايش‌ مهيا شده‌ بود، محروم‌ مي‌گردد. سپس‌رسول‌ اكرم‌ ص اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند و آن‌گاه‌ فرمودند: به‌ سبب‌ گناه‌ خود از خير باغ‌ خويش‌ محروم‌ شدند».
 
سوره قلم آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مانند كشت‌ بريده‌ شده‌ گرديد» يعني: آن‌ باغ‌ مانند زمين‌ بايري‌ گرديد كه ‌ميوه‌هاي‌ آن‌ قطع‌ شده‌ است‌. يا آن‌ باغ‌ بعد از آن‌كه‌ سوخت‌، در سياهي‌ خود مانند شب‌ گرديد.
	سوره قلم آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ صبحگاهان‌ همديگر را فراخواندند» يعني‌ باغداران‌ چون‌ صبح‌ كردند، همديگر را فراخوانده‌ و بعضي‌ به‌ بعضي‌ ديگر گفتند:
 
	سوره قلم آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌ اگر ميوه‌ چين‌ هس