أَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر به‌ تكذيب‌كنندگان‌ رسالت‌. ولي‌ اگر اين‌ آيه‌ نيز در سياق ‌حكايت‌ از سخنان‌ ابراهيم‌(ع) باشد، معني‌ اين‌ است: و به‌ ابراهيم‌÷ وحي‌ كرديم ‌كه‌ به‌ قومت‌ بگو: «در زمين‌ سفر كنيد و بنگريد: خداوند چگونه‌ آفرينش‌» پيشينيان ‌شما را «آغاز كرده‌ است‌» با وجود كثرت‌ و اختلاف‌ رنگها، طبايع‌ و زبانهاي‌ آنها؟ و آثار پيشينيان‌ بر وجود آنها دلالت‌ مي‌كند پس‌ از مطالعه‌ در اين‌ آثار به‌ قدرت‌ پرگستره‌ و بي‌نهايت‌ اللهأ پي‌ مي‌بريد.
شيخ‌ سعيد حوي‌ در تفسير «الأساس‌» مي‌گويد: «اين‌ فرموده‌ خداوند متعال ‌معجزه‌اي‌ از معجزات‌ قرآن‌ كريم‌ مي‌باشد و دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اين‌ قرآن‌ همه ‌زمانها و مكانها را مي‌گنجد. چنان‌كه‌ دستور سير و سفر در زمين‌ و نگرش‌ در كيفيت‌ آغاز آفرينش، به‌ ضرورت‌ پژوهش‌ در علم‌ زيست‌شناسي‌ و كاوش‌ در طبقات‌ زمين‌ و علم‌ باستان‌شناسي‌ اشاره‌ دارد و خود اين‌ مستلزم‌ ايجاد موزه‌هايي‌ در اين‌ رابطه‌ است‌ تا كسي‌ كه‌ در زمين‌ به‌ قصد عبرت‌ گرفتن‌ گردش‌ مي‌كند، از ديدن‌ آنها درس‌ و اندرز بگيرد».
«سپس‌ خداوند آن‌ نشأت‌ آخرت‌ را پديد مي‌آورد» براي‌ بار دوم‌ در هنگام ‌رستاخيز. نشأت‌ آخرت: زنده ‌كردن‌ خلق‌ در روز قيامت‌ است‌. اين‌ تعبير، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ آغاز و اعاده‌ آفرينش، دو نشأت‌ است‌ و هر يك‌ از آنها ايجاد و اختراعي‌ نو و بيرون ‌آوردن‌ از عدم‌ به‌ سوي‌ وجود مي‌باشد، تفاوتي‌ كه‌ هست، در اين‌ است‌ كه‌ آخرت‌ ايجادي‌ است‌ بعد از ايجادي‌ كه‌ مانند دارد در حالي‌ كه‌ ايجاد اوليه‌ در دنيا چنين‌ نيست‌. «بي‌گمان‌ خداوند بر هركاري‌ تواناست‌» و هيچ‌ كاري‌ ـ از جمله‌ آغاز و تكرار آفرينش‌ ـ او را عاجز نمي‌گرداند.
 
سوره مريم آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا انسان‌ به‌ ياد نمي‌آورد كه‌ ما قبلا او را آفريده‌ايم‌ و حال‌ آن‌كه‌ چيزي‌ نبوده ‌است‌؟» يعني‌: آيا اين‌ انسان‌ منكر رستاخيز، در آغاز آفرينش‌ خود نمي‌انديشد و در اين‌ حقيقت‌ تأمل‌ نمي‌كند كه‌ قبل‌ از آفرينش‌ به‌ كلي‌ معدوم‌ بوده‌ است‌ و ما او را ايجاد كرده‌ايم‌؟ اگر او در اين‌ حقايق‌ تأمل‌ كند، از آن‌ به‌ امكان‌ اعاده‌ آفرينش ‌راه‌يافته‌ و خيلي‌ ساده‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌رسد زيرا مسلما ابتداي‌ آفرينش‌ يك ‌موجود از بازآفريني‌ و اعاده‌ آن‌ دشوارتر و شگفت‌ انگيزتر است‌.
 
	سوره عنكبوت آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ يُعَذِّبُُ مَن يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَن يَشَاءُ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«هركه‌ را بخواهد عذاب‌ مي‌كند» و آنان‌ كفار و عاصيانند «و به‌ هركه‌ بخواهد رحمت‌ مي‌آورد» با هدايت‌ نمودن‌ وي‌. كه‌ آنان‌ مؤمنان‌ به‌ پروردگار بزرگ، عمل‌كنندگان‌ به‌ اوامر و نواهي‌ وي‌ و تصديق‌كنندگان‌ پيامبران(ع) مي‌باشند «و به‌سوي‌ او بازگردانده‌ مي‌شويد» بعد از مرگ‌ خويش، نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌.
 
سوره عنكبوت آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاء وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شما» اي‌ دروغ‌انگاران‌ رسالتهاي‌ الهي‌ «عاجزكننده‌ نيستيد» پروردگار خويش‌ را و نمي‌توانيد از حكم‌ و قضاي‌ وي‌ بگريزيد «نه‌ در زمين‌ و نه‌ در آسمان‌» پس‌ نه‌ اهل‌ زمين‌ خداي‌ سبحان‌ را در زمين‌ عاجز مي‌توانند كرد و نه‌ اهل‌ آسمان‌ در آسمان‌ ـ اگر او را نافرماني‌ كنند. قطرب‌ مي‌گويد: «معناي‌ آيه‌ اين ‌است: شما دروغ‌انگاران‌ رسالتهاي‌ الهي، در آسمان‌ نيز عاجزكننده‌ خدا نيستيد، چنانچه‌ در آن‌ باشيد». ذكر آسمان‌ در آيه‌ كريمه، معجزه‌ قرآني‌ بزرگي‌ است‌ زيرانشان‌ از آن‌ دارد كه‌ انسان‌ به‌ زودي‌ راهي‌ سفر آسمان‌ خواهد شد. «و جز خدا براي ‌شما وليي‌ نيست‌» كه‌ با شما دوستي‌ و همياري‌ نموده‌ و متولي‌ امور شما گردد و شما را از درگرفت‌ خداوند(ج) بازدارد «و نه‌ شما را نصرت‌دهنده‌اي‌ است‌» كه ‌ياريتان‌ داده‌ و عذاب‌ خداوند(ج) را از شما دفع‌ كند.
 
سوره عنكبوت آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ به‌ آيات‌» تنزيلي‌ يا تكويني‌ «خداوند» يا هر دوي‌ آنها «و به‌ لقاي ‌او» در آخرت‌ «كفر ورزيدند» يعني: منكر برانگيخته ‌شدن‌ پس‌ از مرگ‌ و مابعد آن ‌شدند و به‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران(ع) به‌ آنان‌ خبر داده‌اند عمل‌ نكردند؛ «آن‌ گروه‌ از رحمت‌ من‌ نوميد شده‌اند» در دنيا زيرا نه‌ كتابهاي‌ من‌ در آنان‌ تأثير گذاشت‌ و نه ‌آنچه‌ كه‌ پيامبران‌ من‌ از آن‌ خبر داده‌اند و در روز قيامت‌ نيز از رحمت‌ من‌ ـ كه‌ بهشت‌ است‌ ـ مأيوس‌ مي‌شوند «و آن‌ گروه‌ را عذابي‌ دردناك‌ است‌» در دنيا و آخرت‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1224.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1225.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:1226.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:1227.txt"> آيه  27</a><a class="text" href="w:text:1228.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:1229.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:1230.txt">آيه  30</a></body></html>سوره عنكبوت آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ جواب‌ قومش‌» يعني: جواب‌ قوم‌ ابراهيم‌(ع) بعد از آن‌كه‌ او آنان‌ را به‌سوي‌ يگانگي‌ خدا(ج) فراخواند و اين‌ همه‌ به‌ آنان‌ پند و اندرز گفت‌ «جز اين ‌نبود كه‌ گفتند» بعضي‌ به‌ بعضي‌ ديگر «او را بكشيد يا بسوزانيد» بعد از آن‌كه‌ در ميدان‌ حجت‌ از پا درآمدند، نهايتا بر سوزاندن‌ وي‌ همداستان‌ شدند. اين‌ آيه‌ ـ بعد از بيان‌ چند آيه‌ معترضه‌ در خطاب‌ با محمد ص ـ بازگشتي‌ به‌ داستان ‌ابراهيم‌(ع) است‌. يا كل‌ آيات‌ فوق‌ چنان‌كه‌ ابن‌كثير مي‌گويد، حكايت‌ از سخنان‌ ابراهيم‌(ع) و در سياق‌ آن‌ است‌. «پس‌ خداوند او را از آتش‌ نجات‌ داد» و آتش‌ را بر ابراهيم‌(ع) سرد و سلامتي‌بخش‌ گردانيد «بي‌شك‌ در اين‌» نجات‌ دادن‌ ابراهيم‌(ع) «براي‌ قومي‌ كه‌ ايمان‌ مي‌آورند، نشانه‌هايي‌ است‌» قاطع‌ بر وجود و يگانگي‌ خداوندأ، از آنجا كه‌ آنها اين‌ آتش‌ عظيم‌ را برافروختند و ابراهيم‌(ع) 