>آيه  118</a><a class="text" href="w:text:276.txt"> آيه  119</a><a class="text" href="w:text:277.txt"> آيه  120</a><a class="text" href="w:text:278.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:279.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:280.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:281.txt"> آيه  124</a><a class="text" href="w:text:282.txt"> آيه  125</a></body></html>سوره طور آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بعضي‌ از آنان‌ به‌ بعضي‌ ديگر به‌ همپرسي‌ روي‌ آورند» يعني: بعضي‌ از بهشتيان ‌از بعضي‌ ديگر در بهشت‌ سؤال‌ مي‌كنند كه‌ در دنيا چه‌ حال ‌و روزي‌ داشته‌ اند، چه‌ رنجهايي‌ ديده‌‌اند و از عاقبت‌ و سرانجام‌ كار چه‌ بيم‌هايي‌ داشته‌ اند؟ زيرا آنها ازاين‌ گفت‌وگوها لذت‌ برده‌، به‌ يك‌ديگر انس‌ گرفته‌ و در ضمن‌ آن‌ به‌ نعمت ‌پروردگار خويش‌ اعتراف‌ مي‌كنند.
 
	سوره طور آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گويند: ما پيش‌ از اين‌ در ميان‌ خانواده‌ خود بيمناك‌ بوديم‌» و از عذاب‌ خداوند(ج) در ترس‌ و نگراني‌ به‌سر مي‌برديم‌. يا ما از عصيان‌ و نافرماني‌ حق‌ تعالي‌ بيمناك ‌بوديم‌.
 
	سوره طور آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ در بيان‌ علت‌ وصول‌ خويش‌ به‌ بهشت‌ مي‌گويند: «پس‌ خدا بر ما منت ‌نهاد» با آمرزش‌ و رحمت‌ خويش‌، يا با توفيق‌ طاعت‌ خويش‌ «و ما را از عذاب ‌سموم‌ حفظ كرد» عذاب‌ سموم: عذاب‌ آتش‌ است‌. سموم‌ جهنم‌ دمه‌اي‌ است‌ كه‌ از گرماي‌ آن‌ به‌ وجود مي‌آيد. به‌قولي: آتشباد جهنم‌ سموم‌ ناميده‌ شد زيرا آن‌ باد وارد مسامات‌ و منافذ بدن‌ مي‌شود.
	سوره طور آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بهشتيان‌ در بيان‌ علت‌ وصول‌ خويش‌ به‌ بهشت‌ مي‌افزايند: «ما پيش‌ از اين‌» در دنيا «او را مي‌خوانديم‌» يعني: خداوند متعال‌ را به‌ يگانگي‌ مي‌خوانديم‌ و او را پرستش‌ مي‌كرديم‌، يا از او مي‌خواستيم‌ كه‌ بر ما با مغفرت‌ و رحمت‌ خويش‌ منت ‌نهد «هرآينه‌ او احسان‌كننده‌ مهربان‌ است‌» بر: بسيار احسان‌ كننده‌ و رحيم: بسيار مهربان‌ است‌ به‌ بندگانش‌.
 
	سوره طور آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اندرز ده‌» يعني: اي‌ پيامبر ص! بر پنددادن‌ و موعظه‌ پايداري‌ ورز «كه‌ تو به‌ نعمت‌ پروردگارت‌» كه‌ همانا نبوت‌ است‌ «نه‌ كاهني‌ و نه‌ ديوانه‌» كاهن: كسي ‌است‌ كه‌ اين‌ پندار را در ديگران‌ القا مي‌كند كه‌ غيب‌ را بدون‌ وحي‌ مي‌داند. عراف: كسي‌ است‌ كه‌ با تكيه‌ بر جنيان‌، راجع‌ به‌ آينده‌ پيشگويي‌ مي‌كند. يعني: اي ‌پيامبر ص! آنچه‌ كه‌ تو مي‌گويي‌، كهانت‌ نيست‌ زيرا تو به‌ وحيي‌ ناطق‌ هستي‌ كه‌ خداوند متعال‌ تو را به‌ ابلاغ‌ آن‌ دستور داده‌ است‌.
 
سوره طور آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا» مشركان‌ «مي‌گويند:» محمد «شاعري‌ است‌ كه‌ ما در حق‌ وي‌ حوادث‌ روزگار را انتظار مي‌بريم‌» تا بميرد چنان‌ كه‌ ديگران‌ مرده‌اند، يا به‌ هلاكت‌ رسد چنان‌ كه ‌پيشينيان‌ وي‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌اند پس‌ آن‌گاه‌ كار دين‌ و دعوتش‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد و ما از دست‌ وي‌ راحت‌ مي‌شويم‌. ريب: در اصل‌ به‌ معني‌ شك‌ است‌ و بر حوادث ‌نيز اطلاق‌ مي‌شود. منون: زمانه‌ و روزگار، يا مرگ‌ است‌.
ابن‌جرير و ابن‌اسحاق‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: قريش‌ چون‌ در دارالندوه‌ جمع‌ شدند تا در كار رسول‌خدا ص رأي‌ زني‌كنند، گوينده‌اي‌ از آنان‌ گفت: او را زنداني‌ و دربند كنيد، سپس‌ به‌ او «منون‌» را انتظار بكشيد تا نابود شود چنان‌ كه‌ پيشينيان‌ وي‌ از شعراء ـ مانند زهير، نابغه‌ و اعشي‌  ـ هلاك‌ شدند زيرا او نيز يكي‌ از آنان‌ است‌. پس‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
	سوره طور آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: انتظار بكشيد كه‌ من‌ نيز با شما از منتظرانم‌» يعني: انتظار بكشيد مرگ‌ يا هلاكت‌ مرا زيرا من‌ هم‌ با شما از انتظاركشندگان‌ فرجام‌ كار شما هستم‌ و بدانيد كه‌ من‌ به‌ نصرت‌ خداوند(ج) مطمئن‌ و باورمندم‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2708.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2709.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:2710.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:2711.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:2712.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2713.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2714.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:2715.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:2716.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:2717.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2718.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:2719.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2720.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2721.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:2722.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:2723.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:2724.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2725.txt">آيه  49</a></body></html>سوره طور آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر خردهايشان‌ آنان‌ را به‌ اين‌ امر فرمان‌ مي‌دهد» يعني: يا مگر عقلهايشان ‌آنان‌ را به‌ اين‌ ادعاهاي‌ متناقض‌ كه‌ قرآن‌ سحر، يا كهانت‌ يا شعر است‌، دستور مي‌دهد؟ شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بزرگان‌ قريش‌ به‌ خردمندي‌ و تعقل‌ توصيف‌ مي‌شدند پس‌ خداوند متعال‌ بدين‌سان‌ عقلها و خردهايشان‌ را به‌ باد تحقير گرفت‌؛ آن‌گاه‌ كه ‌عقلهايشان‌ شناخت‌ حق‌ از باطل‌ را برايشان‌ به‌ باروبر ننشاند «يا مگر آنها قومي‌ طغيانگرند» كه‌ در عناد از حد گذشته‌اند پس‌ به‌ سبب‌ آن‌ گفته‌اند آنچه‌ را كه‌گفته‌اند؟ بنابراين‌، سخنانشان‌ از اثر خردورزي‌ و تعقل‌ نيست‌ بلكه‌ از اثر طغيان ‌نفس‌ است‌.
	سوره طور آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر مي‌گويند: آن‌ را بر بافته‌» يعني: محمد قرآن‌ را از نزد خود بر بافته‌ و برساخته‌ است‌ «نه‌! بلكه‌ ايمان‌ ندارند» يعني: حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ سبب‌ سرزدن ‌همه‌ اين‌ سخنان‌ متناقض‌ از آنان‌، كافر بودنشان‌ است‌. آري‌! آنان‌ به ‌خداوند متعال‌ ايمان‌ نياورده‌ و آنچه‌ را كه‌ رسول‌ وي‌ص آورده‌ است‌، تصديق ‌نمي‌كنند.
	سوره طه آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِ