ُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ولي‌ در مقابل‌ آن‌ گروه‌ نيكبخت‌، گروه‌ ستمگري‌ قراردارد كه‌ خداوند متعال ‌در بيان‌ حال‌ آن‌ مي‌گويد: «و آن‌ كس‌ كه‌ به‌ پدر و مادر خود گفت: اف‌ بر شما» أف: كلمه‌اي‌ است‌ كه‌ از شخص‌ گوينده‌ در هنگامي‌ صادر مي‌شود كه‌ از آنچه‌ بر وي ‌روي‌ داده‌، دلتنگ‌ شده‌ باشد «آيا به‌ من‌ وعده‌ مي‌دهيد كه‌ زنده‌ بيرون‌ آورده‌ مي‌شوم‌؟» يعني: آيا به‌ من‌ خبر مي‌دهيد كه‌ بعد از مرگ‌ در موعد مقرر از سوي‌خداوند برانگيخته‌ و از قبرم‌ بيرون‌ آورده‌ مي‌شوم‌ در حالي‌كه‌ اين‌ كاري‌ است‌ بعيد و سخت‌ از باور به‌ دور؟ آيا بعد از مرگ‌ هم‌ زندگي‌اي‌ است‌؟ «و حال‌ آن‌كه‌ پيش‌ از من‌ نسلهاي‌ بسياري‌ گذشته‌اند» و از آنان‌ احدي‌ برانگيخته‌ نشده ‌است‌؟ «و آن‌ دو به‌ درگاه‌ خدا استغاثه‌ مي‌كنند» يعني: پدر و مادرش‌ با فرياد و زاري‌ از خداوند(ج) مي‌خواهند كه‌ او را به‌ ايمان‌ توفيق‌ دهد. يا معني‌ اين‌ است: آنها از اين‌ سخن ‌نارواي‌ وي‌ به‌ درگاه‌ خداوند(ج) فرياد بر مي‌آورند و به‌ فرزندشان‌ مي‌گويند: «واي ‌بر تو، ايمان‌ بياور» به‌ زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ «بي‌گمان‌ وعده‌ الهي‌ راست‌ است‌» و هيچ‌ خلافي‌ در آن‌ نيست‌ «ولي‌ او» در تكذيب‌ سخنشان‌ «پاسخ‌ مي‌دهد: اينها جز افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ نيست‌» يعني: آنچه‌ كه‌ شما درباره‌ زنده‌ شدن‌ پس‌ از مرگ ‌مي‌گوييد، جز افسانه‌ها و دروغبافي‌هايي‌ كه‌ پيشينيان‌ در كتابهاي‌ خود به‌ هم‌ بافته‌اند، نيست‌ و زنده ‌شدن‌ بعد از مرگ‌، در حقيقت‌ سخن‌ باطلي‌ است‌ كه‌ عقل ‌آن‌ را نمي‌پذيرد.
 
	سوره أحقاف آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ گروه‌» يعني: گويندگان‌ اين‌ سخنان‌ ناروا «كساني‌اند كه‌ قول‌ بر آنان‌ ثابت ‌شد» يعني: عذاب‌ بر آنان‌ واجب‌ شد. شايد مراد از «قول‌» در اينجا؛ اين‌ سخن‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ ابليس‌ باشد:  (‏ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ): (يقينا جهنم‌ را از تو و كساني‌ از آنان‌ كه‌ از تو پيروي‌ كرده‌اند، همگي‌ پر مي‌سازم‌) «ص/85» كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌. «در جمله‌ امت‌هايي‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ از جن‌ و انس‌ گذشته‌اند» يعني: عذاب‌ بر آنان‌ واجب‌ شده‌ است‌ پس‌ آنان‌ در اين‌ امر به‌ امت‌هاي ‌كافر پيشين‌ ضميمه‌ مي‌شوند «هرآينه‌ آنان‌ زيانكار بوده‌اند».
ابن‌كثير مي‌گويد: «كسي‌ كه‌ پنداشته‌ است‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ عبدالرحمن‌ فرزند ابوبكر(رض) نازل‌ شده‌، قولش‌ ضعيف‌ است‌ زيرا عبدالرحمن‌ بعدا مسلمان‌ شد، اسلامش‌ نيك‌ استوار و از بهترين‌ اهل‌ زمانش‌ گرديد». حافظ ابن‌حجر هم‌ مي‌گويد: «عائشه‌ رضي‌الله عنها نزول‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ عبدالرحمن‌ را نفي‌ نموده‌ و نفي‌ وي‌ از نظر اسناد، نسبت‌ به‌ روايت‌ مؤيد آن‌، صحيح‌تر و به‌ پذيرفتن‌ سزاوارتر است‌». قرطبي‌ مي‌گويد: «صحيح‌ اين‌ است‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ شخص‌ كافري ‌كه‌ عاق‌ پدر و مادرش‌ بود، نازل‌ شد».
 
سوره أحقاف  آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هر يك‌ بر حسب‌ آنچه‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند، درجاتي‌ است‌» يعني: براي‌ هر يك‌ از دو گروه‌ مؤمن‌ و كافر جن‌ و انس‌، نزد خداوند(ج) در روز قيامت‌ مراتبي ‌است‌ «و تا اعمالشان‌ را» يعني: جزاي‌ اعمالشان‌ را «به‌ تمام‌ و كمال‌ دهد و آنان‌ مورد ستم‌ قرار نمي‌گيرند» پس‌ نه‌ از پاداش‌ مؤمنان‌ كاسته‌ مي‌شود و نه‌ بر عذاب‌ كفار افزوده‌ مي‌شود.
 
	سوره أحقاف آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ روز كه‌ كافران‌ بر آتش‌ عرضه‌ مي‌شوند» يعني: روزي‌ كه‌ پرده‌ها كنار زده ‌مي‌شود و كافران‌ به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ مي‌نگرند و به‌ آن‌ نزديك‌ ساخته‌ مي‌شوند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: روزي‌ كه‌ آتش‌ بر آنان‌ پيش‌ كرده‌ شود. آري‌! در آن‌ روز به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: «نعمت‌هاي‌ پاكيزه‌ خود را در زندگي‌ دنيايتان‌ ضايع‌ كرديد و از آنها برخوردار شديد» يعني: در نافرماني‌ خداي‌ سبحان‌ از شهوات‌ و لذات‌ پيروي ‌كرديد و به‌ سبب‌ دروغ‌ انگاشتن‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران(ع) از وعده‌ حساب‌، عقاب‌ و ثواب‌ آورده‌ بودند، از ارتكاب‌ گناه‌ پروا نداشتيد و خرمي‌ و جواني‌ و نيرومندي‌تان‌ را در شهوات‌ زندگي‌ دنيايتان‌ تباه‌ كرديد.
آيه‌ كريمه‌ فرجام‌ ننگين‌ كفار را بيان‌ داشته‌ و اين‌ حقيقت‌ را روشن‌ مي‌سازد كه‌ بهره‌برداري‌ آنان‌ از نعمت‌هاي‌ دنيا به‌خاطر آن‌ است‌ تا در آخرت‌ از آن‌ محروم ‌گردند و اين‌ اقتضاي‌ عدل‌ الهي‌ است‌. پس‌ آيه‌ كريمه‌ بدين‌ معني‌ نيست‌ كه‌ هر كس ‌از نعمت‌هاي‌ پاكيزه‌ و مباح‌ دنيا برخوردار شد، او در آخرت‌ از آنها بهره‌اي‌ ندارد زيرا مؤمن‌ شكر منعم‌ را با ايمان‌ خويش‌ بجا مي‌آورد لذا او در بهره‌گيري‌ از نعمت‌هاي‌ دنيا مورد سرزنش‌ نيست‌ چنان‌كه‌ در آيه‌ (87) از سوره‌ «مائده‌» گذشت:  (لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ): (پاكيزگي‌هاي‌ آنچه‌ را كه‌ خدا بر شما  حلال‌ نموده‌، بر خود حرام‌ نگردانيد). و در آيه‌ (22) از سوره‌ «اعراف‌» گذشت: (‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ): (بگو: چه‌ كسي‌ زينت‌ خداوند را حرام‌ كرده‌ است‌). ليكن‌ بايد گفت‌ كه‌ بريدن‌ از لذتهاي‌ دنيا، اكتفا به‌ ضروريات‌ و ترك ‌تكلف‌، از شيوه‌ سلف‌ شايسته‌ ما است‌ زيرا اگر انسان‌ مؤمن‌ از امور مهم‌ به‌ امور غيرمهم‌ مشغول‌ شود چه‌ بسا اين‌ گرفتاري‌ او را از خداي‌ عزوجل‌ دور گرداند.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: روزي‌ رسول‌ اكرم‌ ص نزد اصحاب‌ صفه‌ رفتند درحالي‌كه‌ آنها مشغول‌ پينه ‌زدن‌ جامه‌هاي‌ خود با پوست‌ حيوانات‌ بودند چرا كه‌ پينه‌اي‌ از جنس‌ پارچه‌ نمي‌يافتند. پس‌ آن‌ حضرت‌ ص خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: «آيا 