الت‌ در ميان‌ بندگان‌ است‌ «و تا سرانجام‌، هر كس‌ به‌ حسب‌ آنچه‌ عمل‌ كرده‌ است‌ جزا داده‌ شود» يعني: حق‌ تعالي‌ آسمانها و زمين‌ را براي‌ آن‌ آفريده‌ است‌ تا خلق‌ را به‌ وسيله‌ آنها بر قدرت‌ خويش‌ رهنمون‌ گردد و تا هر كس‌ بر حسب‌ آنچه‌ كه‌ از گناهان‌ و طاعات ‌كرده‌ است‌؛ جزا داده‌ شود پس‌ بدانيد كه‌ قطعا خداوند(ج)  كافر و مؤمن‌ را با هم‌ برابر نمي‌سازد «و آنان‌ مورد ستم‌ قرار نمي‌گيرند» با كاستن‌ از ثواب‌، يا افزودن‌ بر عذابشان‌.
اين‌ آيه‌ كريمه‌، بسان‌ دليلي‌ بر اعلام‌ پيشين‌ در آيه‌ قبل‌ در مورد عدم‌ يكسان‌ بودن ‌نيكان‌ و بدان‌ است‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2409.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2410.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:2411.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2412.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2413.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:2414.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:2415.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2416.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:2417.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2418.txt"> آيه  32</a></body></html>سوره جاثية آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌ كريمه‌ دو سبب‌ نزول‌ دارد، سبب‌ نزول‌ اول‌ مربوط به‌ اين‌ بخش‌ از آيه‌ است:  (‏ أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ  ...) كه‌ به‌قولي: درباره‌ قريش‌ نازل‌ شد زيرا شيوه ‌آنان‌ چنين‌ بود كه‌ مدتي‌ سنگي‌ را مي‌پرستيدند، سپس‌ چون‌ ـ به‌ ظن‌ خود ـ چيز بهتري‌ از آن‌ را مي‌يافتند، سنگ‌ را به‌ دور افگنده‌ و آن‌ چيز ديگر را مي‌پرستيدند. به‌قولي‌ ديگر: اين‌ بخش‌ از آيه‌ درباره‌ حارث‌بن‌قيس‌ سهمي‌ ـ يكي‌ از تمسخركنندگان‌ دين‌ حق‌ ـ نازل‌ شد كه‌ هر چه‌ را نفسش‌ بدان‌ تمايل‌ داشت‌، مي‌پرستيد.
«پس‌ آيا ديدي‌» اي‌ پيامبر ص «كسي‌ را كه‌ هوس‌ خويش‌ را خداي‌ خود قرار داده‌» يعني: كسي‌ كه‌ هوس‌ و خواهش‌ نفس‌ خويش‌ را دين‌ خويش‌ گرفته‌ و فقط به‌ دنبال‌ هواي‌ نفس‌ خويش‌ است‌ پس‌ هر چه‌ را كه‌ نفسش‌ به‌ وي‌ نيك ‌بنماياند، انجام‌ مي‌دهد و هر چه‌ را كه‌ به‌ وي‌ زشت‌ بنماياند، فرو مي‌گذارد، بي‌آن‌كه‌ محبت‌ خداوند(ج)  و رضاي‌ او را مد نظر داشته‌ باشد، يا به‌ نفرت‌ و غضب ‌الهي‌ اهميتي‌ بدهد؟ يا مراد اين‌ است: كافر همان‌ چيزي‌ را كه‌ نيك‌ مي‌پندارد يا بدان‌ هوس‌ مي‌ورزد، مي‌پرستد مانند پرستش‌ سنگ‌، چوب‌ و غيره‌ «و خدا با وجود دانايي‌ وي‌ او را گمراه‌ گردانيده‌» يعني: با آن‌كه‌ چنين‌ كسي‌ به‌ حقيقت‌ آگاه‌ و داناست‌ و هدايت‌ را از گمراهي‌ باز مي‌شناسد ولي‌ با اين‌ وجود، به ‌سبب‌ پيروي‌ از شهوت‌ نفس‌ خويش‌، حق‌ را فروگذاشته‌ و در گمراهي‌ دست‌وپا مي‌زند. يا معني ‌اين‌ است: خداوند(ج) او را بدان‌ جهت‌ كه‌ به‌ سزاوار بودنش‌ براي‌ گمراهي‌ علم ‌داشته‌، گمراه‌ كرده‌ است‌ «و بر گوش‌ و دلش‌ مهر زده‌» يعني: خداوند(ج) بر گوشش ‌مهر زده‌ تا پند و موعظه‌اي‌ را نشنود و بر دلش‌ مهر زده‌ تا هدايت‌ را درك‌ نكند و به ‌آن‌ باورمند نشود «و بر ديده‌اش‌ پرده‌ نهاده‌ است‌» تا راه‌ درست‌ را نبيند و تشخيص‌ ندهد «آيا پس‌ از خدا» يعني: بعد از گمراه‌ ساختن‌ خداوند(ج)  او را «چه‌ كسي ‌هدايتش‌ خواهد كرد؟ آيا پند نمي‌گيريد؟» به‌ پندي‌ عبرت‌آموز تا حقيقت‌ حال‌ را بدانيد؟.
سبب‌ نزول‌ دوم‌ مربوط به‌ اين‌ بخش‌ از آيه‌ است: (وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ...) كه ‌درباره‌ ابوجهل‌ نازل‌ شد زيرا شبي‌ او و وليدبن‌مغيره‌ به‌ خانه‌ كعبه‌ طواف‌ مي‌كردند؛ در اين‌ اثنا با هم‌ درباره‌ رسول‌ خدا ص به‌ گفت‌وگو پرداختند، ابوجهل‌ به‌ وليد گفت: به‌ خدا سوگند؛ من‌ خوب‌ مي‌دانم‌ كه‌ محمد ص در ادعاي‌ نبوت‌ راستگواست‌. وليد بر آشفت‌ و به‌ او گفت: ساكت‌ باش‌! مگر چه‌ چيزي‌ تو را به‌ اين‌ باور رهنمون‌ گشته‌ است‌؟ ابوجهل‌ گفت: اي‌ أباعبدشمس‌! ما او را در كودكي‌اش ‌«راستگوي‌ امين‌» مي‌ناميديم‌، اكنون‌ كه‌ عقل‌ و رشدش‌ به‌ كمال‌ رسيده‌ است‌، او را كذاب‌ و دروغگو مي‌ناميم‌؟! به‌ خدا سوگند كه‌ من‌ خوب‌ مي‌دانم‌ او راستگو است‌! وليد گفت: پس‌ در اين‌ صورت‌، چه‌ چيزي‌ تو را از تصديق‌ وي‌ بازمي‌دارد، چرا درنگ‌ كرده‌اي‌ و به‌ او ايمان‌ نمي‌آوري‌؟ ابوجهل‌ گفت: زيرا در آن‌ صورت‌، دختران‌ قريش‌ درباره‌ من‌ چنين‌ تبصره‌ خواهند كرد كه‌ من‌ به‌ خاطر پاره‌‌ناني‌، از يتيم‌ ابوطالب‌ پيروي‌ كرده‌ام‌...! همان‌ بود كه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «لا يؤمن‌ أحدكم‌ حتي‌ يكون‌ هواه‌ تبعا لما جئت ‌به: يكي‌ از شما ايمان‌ ندارد تا آن‌گاه‌ كه‌ هواي‌ نفسش‌ پيرو آن‌ چيزي‌ نباشد كه‌ من ‌آن‌ را آورده‌ام‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوامامه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ گفت: از رسول‌ خدا ص شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «ما عبد تحت‌ السماء إله‌ أبغض‌ إلي‌ الله ‌من‌ الهوي:  در زير آسمان‌، الهي‌ كه‌ نزد خداوند منفورتر از هواي‌ نفس‌ باشد، مورد پرستش‌ قرار نگرفته‌ است‌».
 
سوره طه آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ موسي‌» بعد از به‌ پايان‌ رساندن‌ ميعاد چهل‌ شب‌ مناجات‌ در طور و گرفتن‌ تورات‌ «خشمگين‌ و اندوهناك‌ به‌سوي‌ قوم‌ خود برگشت‌» أسفا: تأسف‌ سخت‌ و شدت‌ خشم‌ است‌ «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌، آيا پروردگار شما به‌ شما» بر زبان‌ من ‌«وعده‌ نيك‌ نداد» وعده‌ دريافت‌ هر خيري‌ در دنيا و در آخرت‌؟ از جمله‌ به‌شما بهشت‌ را وعده‌ داد؛ چنانچه‌ بر طاعت‌ وي‌ پايداري‌ ورزيد و به‌ شما وعده‌ داد كه‌ كلام‌ خود در تورات‌ را بر زبان‌ من‌ به‌ شما بشنواند تا به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌ عمل‌ كنيد و در نتيجه‌ مستحق‌ پاداش‌ عمل‌ خويش‌ گرديد «آيا مدت‌ بر شما دراز شد» يعني‌: آيا زمان‌ و مدت‌ جدايي‌ام‌ از شما طولاني‌ شد كه‌ به‌ سبب‌ آن‌، وعده‌هاي‌ الهي‌ را فراموش‌ كرديد، درحالي‌كه‌ هنوز از آن‌ مدت‌ بيش‌ از يك‌ ماه‌ وچند روز نگذشته‌ است‌؟ «يا خواستيد خشمي‌ از پروردگارتان‌ بر شما فرود آيد» يا با اين‌ عمل‌ خود خواستيد كاري‌ كنيد كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ خشم‌ و عذاب‌ الهي‌ گريبانگيرتان‌ شود و 