متها را و به‌ آنها اعتراف‌ نمي‌كنند. يا بدان‌ جهت‌ كه‌ منكر آن ‌نعمتهايند، يا از تفكر و نگرش‌ در اين‌ نعمتها غفلت‌ مي‌كنند و در نتيجه‌، آنچه‌ را كه ‌از شكر و سپاس‌ منعم‌ واجب‌ است‌، فرو مي‌گذارند.
 
	آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين» كسي‌ كه‌ آفريننده‌ شب‌ و روز است‌ «الله پروردگار شماست‌ كه‌ آفريننده ‌هر چيزي‌ است‌، خدايي‌ جز او نيست‌ پس‌ از كجا بازگردانيده‌ مي‌شويد؟» يعني‌: پس‌ چگونه‌ به‌ بيراهه‌ رفته‌ و از عبادت‌ وي‌ بر مي‌گرديد و از توحيد وي‌ منصرف‌ ساخته ‌مي‌شويد.
 
	آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ آيات‌ الهي‌ را انكار مي‌كردند، اين‌ گونه‌ رويگردان‌ مي‌شوند» يعني‌: منكران‌ آيات‌ الهي‌ و منكران‌ توحيد وي‌، با چنين‌ بيراهه‌ روي‌هايي‌، از راه‌ ـ يعني ‌از پيروي‌ و متابعت‌ راه‌ پايدار و استوار ـ بازداشته‌ و برگردانيده‌ مي‌شوند.
	آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ زمين‌ را براي‌ شما قرارگاه‌ ساخت» يعني‌: آن‌ را جايگاه ‌استقراري‌ گردانيد كه‌ بر آن‌ مستقر مي‌شويد و ساختمانها و كالاهاي‌ شما نيز بر آن ‌استقرار مي‌يابد در حالي‌كه‌ زمين‌ شما را بر خود به‌طور محكم‌ و استوار نگاه ‌مي‌دارد و در همين‌ زمين‌ زنده‌ شده‌ و هم‌ در آن‌ مي‌ميريد. و كساني‌ كه‌ پنداشته‌اند استقرار زمين‌ با دوران‌ و حركت‌ آن‌ منافات‌ دارد، به‌ خطا رفته‌اند زيرا ما در حالي‌كه‌ سوار ماشين‌ و قطار و هواپيما هستيم‌، احساس‌ راحتي‌ و آرامش ‌مي‌كنيم‌، با آن‌كه‌ وسايل‌ فوق‌ در حال‌ حركت‌ نيز هستند پس ‌اين‌ تعبير به‌ معناي‌ نفي‌حركت‌ زمين‌ نيست‌ «و آسمان‌ را سقفي» برپا و استوار و سرپناهي‌ مستحكم‌ براي ‌شما «گردانيد. و شما را صورتگري‌ كرد و صورتهاي‌ شما را نيكو پرداخت» يعني‌: شما را در ميان‌ جانداران‌ به‌ نيكوترين‌ صورت‌ و زيباترين‌ هيأت‌ آفريد «و شما را از پاكيزه‌ها» يعني‌: از اشياي‌ لذيذ و گوارا در دنيا «روزي‌ داد، اين» ذاتي‌ كه‌موصوف‌ به‌ اوصاف‌ بزرگ‌ و باعظمت‌ ياد شده‌ است‌ «الله پروردگار شما است‌، الله پروردگار عالميان‌ بسيار بابركت‌ است» يعني‌: خير و بركت‌ او بسيار است‌، و او از همه‌ صفات‌ ناشايست‌، مقدس‌، برتر و منزه‌ مي‌باشد.
 
	سوره كهف آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اما آن‌ ديوار» كه‌ من‌ آن‌ را استوار كردم‌؛ «از آن‌ دو نوجوان‌ يتيم‌ در شهر بود» يعني‌: در آن‌ قريه‌اي‌ كه‌ قبلا ذكر شد. ذكر آن‌ به‌ نام‌ «قريه‌» در آيات‌ قبل‌ وبه‌نام‌ «مدينه‌» در اين‌ آيه‌، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اسم‌ قريه‌ بر شهر نيز اطلاق‌ مي‌شود «و در زير آن‌ گنجي‌ متعلق‌ به‌ آن‌ دو بود» يعني‌: در زير آن‌ ديوار، مالي‌ بزرگ‌ از آن‌دو نوجوان‌ يتيم‌ پنهان‌ ساخته‌ شده‌ بود. كنز: مال‌ مدفون‌ است‌ «و پدرشان‌ نيكوكار بود» لذا صلاح‌ پدر مقتضي‌ آن‌ بود كه‌ رعايت‌ حال‌ فرزندانش‌ بشود و مالشان‌ از نابودي‌ حفظ گردد «پس‌ پروردگار تو خواست‌ كه‌ آن‌ دو نوجوان‌ به‌ حد رشد برسند» يعني‌: به‌ كمال‌ بلوغ‌ و تمام‌ رشد خود برسند «و گنجينه‌ خود را بيرون‌ آورند» از آن‌ مخفي‌گاه‌ پس‌ اگر ديوار فرو مي‌ريخت‌، گنج‌ هم‌ از زير آن‌ بيرون ‌مي‌آمد و چه‌ بسا تلف‌ مي‌شد. «كه‌» اين‌ كار و اين‌ تدبير «رحمتي‌ از جانب‌پروردگارت‌ بود» بر آن‌ دو جوان‌ يتيم‌، به‌ سبب‌ صالح‌ بودن‌ پدرشان‌ «و من‌ آن‌ را از امر خود» يعني‌: از اجتهاد و رأي‌ خود «نكردم‌» بلكه‌ اين‌ كارها همه‌ به‌ دستورخداوند(ج)  بود «اين‌ بود تأويل‌ آنچه‌ كه‌ نتوانستي‌ بر آن‌ شكيبايي‌ ورزي‌» يعني‌: آنچه‌ گفتم‌، تفسير آن‌ كارهايي‌ است‌ كه‌ صبر تو از آنها به‌ سر آمد و بر آنها تاب‌ سكوت ‌نياوردي‌.
لذا روشن‌ شد كه‌ هر سه‌ رويدادي‌ كه‌ خضر(ع)  در آنها دست‌ برد، از باب ‌انتخاب‌ شر آسان‌تر در برابر شر و زيان‌ سنگين‌تر، يعني‌ رعايت‌ قاعده ‌«يختار اهون ‌الشرين‌» بود. در صحيح‌ بخاري‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «خضر را خضر ناميدند زيرا او بر روي‌ بوته‌ علف‌ خشكي‌ نشست‌، بناگاه‌ آن‌ بوته‌ خشك‌ از زير پايش‌ سبز و خرم‌ به‌ جنبش‌ درآمد».
جمهور علما بر آنند كه‌ خضر(ع)  درگذشته‌ است‌، به‌دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف ‌رسول‌ خداص كه‌ اندكي‌ قبل‌ از درگذشت‌ خويش‌ فرمودند: «اين‌ شب‌ را خوب ‌به‌خاطر بسپاريد زيرا در رأس‌ صد سال‌ بعد از اين‌ تاريخ‌، هيچ‌ يك‌ از كساني‌ كه‌ هم‌اكنون‌ برروي‌ زمين‌ زنده‌اند، زنده‌ باقي‌ نمي‌مانند». اما گروهي‌ بر آنند كه ‌خضر(ع)  زنده‌ است‌ زيرا از چشمه‌ حيات‌ نوشيده‌ است‌.
 
سوره طه آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» فرعون‌ «اي‌ موسي‌! آيا آمده‌اي‌ تا با سحر خود ما را از سرزمينمان‌ بيرون ‌كني‌؟» يعني‌: آمده‌اي‌ و عصا را به‌ اژدها برگردانده‌اي‌ ـ كه‌ اين‌ خود نوعي‌ از سحراست‌ ـ تا در مردم‌ اين‌ توهم‌ را القا كني‌ كه‌ پيامبر برحقي‌ هستي‌ و پيرويت‌ بر آنها واجب‌ است‌ آن‌گاه‌ با اين‌ نيرنگ‌ به‌ اين‌ هدف‌ دست‌ يابي‌ كه‌ بر سرزمين‌ ما مسلط گشته‌ و ما را از آن‌ بيرون‌ كني‌؟ علت‌ اين‌كه‌ فرعون‌ ملعون‌ بيرون‌ كردن‌ از سرزمين‌ را عنوان‌ كرد، اين‌ بود تا قوم‌ خويش‌ را از موسي‌(ع) برماند و آنان‌ را نسبت‌ به‌ نيات‌ وي‌ بدبين‌ ساخته‌ از اجابت‌ گفتن‌ به‌ وي‌ روي‌گردان‌ كند.
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ زنده» يعني‌: ذات‌ پاينده‌ و باقي‌اي‌ كه‌ هرگز فنا نمي‌شود «خدايي‌ جز او نيست» و در الوهيت‌ يكتا و منفرد است‌ «پس‌ او ر