فيل‌، ابوذر غفاري‌ و سلمان‌ فارسي‌ رضي‌الله عنهم‌ «پس‌ مژده‌ بده‌ به‌ آن‌ بندگان‌ من‌ كه ‌سخن‌ را مي‌شنوند و از نيكوترين‌ آن‌ پيروي‌ مي‌كنند» يعني‌: به‌ آنان‌ كه‌ سخن‌ حق‌ ـ از كتاب‌ خدا(ج) و سنت‌ رسول‌ وي‌ ـ را مي‌شنوند و از نيكوترين‌ آنچه‌ كه‌ بدان‌ فرمان ‌يافته‌اند، پيروي‌ مي‌كنند و به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌، عمل‌ مي‌نمايند. به‌قولي‌: مراد از آنان‌: كساني‌اند كه‌ سخنان‌ نيك‌ و بد ـ هر دو ـ را مي‌شنوند آن‌گاه‌ سخن‌ نيك ‌را نقل‌ كرده‌ و به‌ آن‌ تكلم‌ مي‌كنند و خود را از سخن‌ زشت‌ بازداشته‌ و به‌ آن‌ تكلم ‌نمي‌كنند. يعني‌: با شنيده‌هاي‌ خود نقادانه‌ برخورد مي‌كنند «اينانند كه‌ الله آنان‌ را هدايت‌ كرده‌ و اينانند همان‌ خردمندان» يعني‌: اينانند كساني‌ كه‌ اخداوند(ج) آنها را در دنيا و آخرت‌ به‌ حق‌ رسانيده‌ و هم‌ اينانند صاحبان‌ خردهاي‌ ناب‌ و سالم‌.
از جابربن‌ عبدالله در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون ‌آيه‌ (لها سبعة ابواب ...) در وصف‌ بهشت‌ نازل‌ شد، مردي‌ از انصار نزد رسول‌‌خدا‌ص آمد و گفت‌: يارسول ‌الله! من‌ هفت‌ تن‌ برده‌ دارم‌ و اينك‌ براي‌ هر دري‌ از درهاي‌ بهشت‌، برده‌اي‌ را آزاد كردم‌. پس‌ آيه‌: (فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ...) درباره‌ وي‌ نازل‌ شد. اما چنان‌كه‌ بارها در اين‌ تفسير شربف‌ ذكر كرده‌ايم‌: اعتبار به‌ عام ‌بودن‌ لفظ است‌ نه‌ به‌ خاص‌ بودن‌ سبب‌ لذا آيه‌ كريمه‌ شامل‌ تمام ‌مؤمنان‌ واجد اين‌ اوصاف‌ در هر زمان‌ و مكاني‌ مي‌شود.
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا كسي‌ كه‌ كلمه‌ عذاب‌ بر وي‌ ثابت‌ شد، آيا تو آن‌ دوزخي‌ را خلاص‌ تواني‌ كرد؟» كلمه‌ عذاب‌ در اينجا، اين‌ فرموده‌ اخداوند(ج) به‌ ابليس‌ است‌: (لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ‏) «ص‌/85» كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌.
مراد آيه‌: تسليت‌ گفتن‌ و دلجويي‌ از رسول‌‌ خدا‌ ص است‌ زيرا آن‌ حضرت‌‌ص به‌ ايمان‌ آوردن‌ قوم‌ خود سخت‌ مشتاق‌ بودند پس‌ خداي‌ عزوجل‌ با اين‌ آيه‌ به‌ايشان‌ فهماند كه‌: هر كس‌ قضاي‌ الهي‌ بر وي‌ سبقت‌ گرفته‌ و وعده‌ عذاب‌ بر وي ‌ثابت‌ و لازم‌ شود، ایشان‌ نمي‌توانند وي‌ را از عذاب‌ برهانند ؛ به‌ اين‌كه‌ وي‌ را در دنيا مؤمن‌ گردانيده‌، يا در روز قيامت‌ از دوزخ‌ بيرونش‌ آورند. يعني‌: اي‌پيامبر ‌ص! پس‌ هيچ‌ علت‌ و انگيزه‌اي‌ براي‌ اين‌ امر وجود ندارد كه‌ تو خود را از اندوه‌ ايمان‌ نياوردنشان‌ هلاك‌ گرداني‌.
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ليكن‌ كساني‌ كه‌ از پروردگارشان‌ پروا داشته‌اند، براي‌ ايشان‌ غرفه‌هايي‌ است‌ كه‌ بر فراز آنها غرفه‌هاي‌ ديگري‌ بنا شده‌ است» زيرا بهشت‌ درجاتي‌ دارد كه‌ بعضي‌ از آنها بر فراز بعضي‌ ديگر قرار دارند و در محكم‌سازي‌ زيربنا و نيرومندي‌ ساخت‌ و ساز، مانند ساختمان‌ منازل‌ اعمار گرديده‌اند، هرچند كه‌ منازل‌ دنيا نسبت‌ به‌ آنها چيزي ‌به‌ حساب‌ نمي‌آيد. چنان‌كه‌ دوزخ‌ نيز داراي‌ دركاتي‌ است‌ فرودين‌ كه‌ بعضي‌ ازآنها در زير بعضي‌ ديگر قرار دارند «جويباران‌ از زير آنها» يعني‌: از فرودست‌ آن‌ غرفه‌ها «روان‌ است» كه‌ جاري‌ بودن‌ اين‌ جويبارها، نشانه‌ كمال‌ بهجت‌ و خرمي‌ و فزوني‌ صفا و رونق‌ آنهاست‌ «اين‌ وعده‌ خداست‌، خدا خلاف‌ وعده‌ نمي‌كند» پس‌ وعده‌ او خواه‌ناخواه‌ آمدني‌ است‌.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُّخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَاماً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر نديده‌اي‌ كه‌ خدا از آسمان‌ آبي‌ فروفرستاد» يعني‌: از ابر باراني‌ را نازل‌ كرد. شعبي‌ و سعيدبن‌ جبير مي‌گويند: «هرآبي‌ كه‌ در زمين‌ است‌، اصل‌ آن‌ از آسمان ‌مي‌باشد». «پس‌ آن‌ را به‌ چشمه‌هايي‌ كه‌ در دل‌ زمين‌ است‌ راه‌ داد» يعني‌: پس‌ آن آب‌ را در دل‌ زمين‌ درآورد و اسكان‌ داد؛ همانند جريان‌ يافتن‌ خون‌ در عروق ‌بدن‌. ينبوع‌: چشمه‌ آب‌ و ديگر مكانهايي‌ است‌ كه‌ از آنها آب‌ مي‌تراود و برمي‌جوشد «آن‌گاه‌ به‌ وسيله‌ آن‌، كشتزاري‌ را كه‌ رنگهاي‌ آن‌ گوناگون‌ است‌، بيرون ‌مي‌آورد» يعني‌: به‌ وسيله‌ آن‌ آب‌، كشت‌ و محصولي‌ را از زمين‌ بيرون‌ مي‌آورد كه‌ اقسام‌ و انواع‌ گوناگوني‌ دارد ـ از زرد و سبز و سفيد و سرخ‌ و بنفش‌ و نارنجي‌ و غيره‌ ـ يا اگر مراد از الوان‌، اصناف‌ باشد، معني‌ اين‌ است‌: انواع‌ گندم‌ و جو وغيره‌ را به‌ وسيله‌ آن‌ آب‌ بيرون‌ مي‌آورد «سپس‌ مي‌خشكد» آن‌ كشت‌ «آن‌گاه‌ آن‌را زرد مي‌بيني» بعد از سبزي‌ و خرمي‌ و رونق‌ و زيبايي‌ آن‌، به‌طوري‌ كه‌ سبزي‌ و طراوت‌ آن‌ همه‌ از ميان‌ رفته‌ است‌ «سپس‌ آن‌ را ريزه‌ ريزه‌ مي‌گرداند» يعني‌: آن‌ را خورد و درهم‌ شكسته‌ و پاشان‌ مي‌كند «قطعا در اين‌ امر براي‌ صاحبان‌ خرد پندي ‌است» يعني‌: در آنچه‌ گذشت‌؛ از فرود آوردن‌ آب‌ و برآوردن‌ كشت‌، موعظه‌ و اندرزي‌ است‌ كه‌ صاحبان‌ خردهاي‌ سالم‌ از آن‌ بهره‌ مي‌گيرند زيرا مي‌دانند كه‌ حال‌ زندگاني‌ دنيا ـ در سرعت‌ انقطاع‌، نزديكي‌ انقضا و فناي‌ طراوت‌ و تازه‌گي‌ خود ـ نيز مانند حال‌ اين‌ كشت‌ است‌ و بنابراين‌، براي‌ صاحبان‌ خرد در اين‌ امر شكي ‌باقي‌ نمي‌ماند كه‌ اخداوند(ج) بر بعث‌ و حشر و نشر قادر و تواناست‌.
خلاصه‌ اين‌كه‌: آيه‌ كريمه‌ مثلي‌ براي‌ حال‌ دنياست‌، كه‌ هر شخص‌ صاحب‌ عقل ‌سليم‌، آينده‌نگر، دورانديش‌، ژرفبين‌ و انديشمندي‌ كه‌ از سر بيداري‌ و هوشياري‌، به‌ آينده‌ حتمي‌ خود نگاهي‌ ژرف‌ مي‌اندازد، از آن‌ درس‌ و پند مي‌گيرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1969.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1970.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1971.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1972.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:1973.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:1974.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:1975.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:1976.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:1977.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:1978.txt">آيه  31</a></body></html>آيه  22
‏متن