وض استفاده‌اي كه از بيت‌المال كرده‌ام، از مسلمانان باشد.»(مترجم)
7) المنتظم از ابن‌جوزي (4/127)؛ اصحاب الرسول (1/105)
8) اشهر مشاهير الاسلام (1/94)
9) التاريخ الاسلامي، نوشته‌ي محمو شاكر، الخلفاء الراشدون، ص104
10) در نهاية الارب آمده است كه ابوبكر وصيت كرد هسمرش اسماء و پسرش عبدالرحمن، او را غسل دهند.(مترجم)
11) الشيخان ابوبكر الصديق و عمر بن الخطاب برواية البلاذري في انساب الاشراف، به تحقيق احسان صدقي العمد، ص69
12) نويري در نهاية الارب حديثي از عمرو بن عاص در فضيلت ابوبكر صديق آورده كه به همين گفتار علي مرتضي شباهت دارد كه ابوبكر براي رسول‌خدا(ص) به منزله‌ي چشم و گوش بوده است. عمرو بن عاص مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمودند: «مي‌خواهم چند نفر از يارانم را نزد پادشاهان بفرستم تا همانند حواريون عيسي، آنان را به اسلام دعوت دهند.» صحابه عرض كردند: «آيا ابوبكر و عمر را هم با ما مي‌فرستيد كه آن‌ها بليغ‌تر و آگاه‌ترند؟» رسول‌خدا فرمودند: «به آن‌ها نياز دارم كه همين‌جا باشند؛ آنان، به منزله‌ي چشم و گوش دين هستند.»(مترجم)
13) سوره‌ي زمر، آيه‌ي33: «كساني كه حقيقت و صداقت را (از سوي خدا با خود) آورده و كساني كه حقيقت و صداقت (تبليغ شده از سوي پيامبران را) تصديق كرده‌اند، پرهيزكاران واقعي هستند.»
14) التبصرة از ابن‌جوزي (1/477-479)؛ نگاه كنيد به: اصحاب الرسول (ص) (1/108)
15) تاريخ الاسلام ذهبي، عهد الخلفاء الراشدين، ص120
16) طبقات ابن‌سعد (3/203)
17) تاريخ الاسلام ذهبي، عهد الخلفاء الراشدين، ص120
18) اصحاب الرسول(ص) (1/106)1ـ  سيرت خلفاي راشدين، از قوي‌ترين مصادر ايماني است كه عاطفه و احساس درست اسلامي به همراه فهم و شناخت صحيح از دين را به ارمغان مي‌آورد. امت اسلامي، هم‌چنان از تاريخ شكوهمند آن دوران، انوار ايمان برمي‌گيرد و از آن، به عنوان زاد و توشه‌ي دعوت، بهره مي‌برد تا پرتو حق را در قلوب مردم، بتاباند و حق و حقيقت را در برابر طوفان دسيسه‌‌گري دشمنان امت بر ضد دعوت و تاريخ مسلمانان، مصون و محفوظ بدارد.
2ـ  اينك مسلمانان و بلكه تمام انسانيت، نيازمند شناخت فضايل ياران پيامبر(ص) و كانِ وجودي آن‌ها هستند و بايد به ميزان اثرپذيري آنان از آموزه‌هاي رسول‌خدا(ص) پي برده و به بازشناسي دلايلي بپردازند كه صحابه را در چنان جايگاهي قرار داد كه به عنوان نسلي نمونه و بي‌نظير در تاريخ بشريت، مطرح شدند.
3ـ  دشمنان اسلام اعم از يهوديان، مسحيان، مادي‌گرايان و… به تأثير عميق و وافر تاريخ اسلامي در ايجاد و پرورش شخصيت‌هاي قوي فكري و عملي و هم‌چنين خيزش و فوران نيروهاي دروني امت، پي برده‌ و از اين‌رو همواره كوشيده‌اند تا با ايجاد تغيير و دگرگوني در تاريخ اسلام و زشت جلوه دادن گذشته‌ي پرافتخار امت، در آن، شك وشبهه ايجاد كنند؛ دست‌هاي ناپاك دشمنان ‌گذشته‌ي امت و هم‌چنين دست‌هاي خاورشناسان عصر حاضر، در پسِ اين تلاش شوم، هويدا است. بنابراين از آن‌جا كه تاريخ اسلام، همواره به‌طور عمومي و تاريخ صدر اسلام، به‌طور خاص و ويژه از طريق كم و زياد كردن گزارش‌هاي تاريخي، در معرض تحريف و زشت‌نمايي قرار گرفته، اين وظيفه فراروي اهل علم و كارشناسان متعهد تاريخي و مذهبي، قرار مي‌گيرد كه به تصحيح تاريخ صدر اسلام پرداخته و بازنگاري درست و اصولي تاريخ را از برترين عبادت‌ها به شمار آورند تا تصويري درست و الگوساز از پيشينيان نيك اين امت، در برابر ديدگان مسلمانان قرار بگيرد و بدين ترتيب، آحاد امت، بتوانند با الگوگزيني از سيرت نيكان گذشته، به پويايي و بالندگي برسند.
4ـ  سيرت ابوبكر صديق(رض)، آكنده از درس‌ها و آموزه‌هايي است كه نشان مي‌دهد: ابوبكر(رض)، برترين فرد اين امت، پس از رسول‌خدا(ص) است. ابوبكر(رض) پيش از ظهور اسلام نيز از صفات و ويژگي‌هاي پسنديده‌اي برخوردار بود كه از آن جمله مي‌توان به عدم باده‌نوشي و يا عدم سجده در برابر بت‌ها اشاره كرد.
5 ـ  ابوبكر(رض)، يكي از نسب‌شناسان و تاريخ‌دانان عرب بود؛ وي، در اين زمينه توانايي و دانش چشم‌گيري داشت كه او را در رتبه‌ي استادي نسب‌شناساني چون عقيل‌ بن‌ ابي‌طالب قرار داده‌ بود. او، در اين پهنه، از مزيت و امتيازي برخوردار بود كه او را در دل عرب‌ها، محبوب و دوست‌داشتني مي‌كرد؛ آن امتياز، اين بود كه وي، هرگز بر نسب و تبار كسي خرده نمي‌گرفت و بر خلاف ديگران، از نسب و تبار مردم عيب‌جويي و عيب‌گويي نمي‌كرد. تجارت و بازرگاني و هم‌چنين سخاوت و گشاده‌دستي از ديگر عوامل شهرت و چيرگي ابوبكر(رض) در دوران جاهليت بود.
6 ـ  ابوبكر(رض) گنجينه‌اي بود كه خداوند، او را براي پيامبرش، از پيش آفريده و ذخيره‌ كرده‌ بود تا در خدمت آن حضرت(ص) قرار بگيرد؛ او، در نزد قريش محبوبيت زيادي داشت؛ خلق و خوي والايش كه موهبت و ارزاني الهي بود، او را در نزد همه به‌گونه‌اي محبوب كرده‌ بود كه همگان، دوستش داشتند.
7ـ  تلاش و فعاليت ابوبكر(رض) در عرصه‌ي دعوت الي الله، تصوير روشني از ايمان، ترسيم مي‌كند و اين حقيقت را روشن مي‌سازد كه پذيرش دين‌خدا، قرار و آرام مؤمن را مي‌گيرد و او را آسوده‌خاطر نمي‌گذارد تا اين‌كه در دنياي مردم، آن‌چه را كه به آن ايمان آورده، محقق نمايد. البته اين خيزش و حركت ابوبكر، يك حركت صرفاً عاطفي و گذرا نبود كه زود، فرو كشد و سرد و زايل شود. بلكه نشاط، هيجان و دليري ابوبكر(رض) در پهنه‌ي دعوت تا هنگام وفاتش، ماندگار ماند و هرگز در مسير دعوت، دچار خستگي، ضعف و سستي نشد.
8 ـ  ابوبكر(رض) به شدت مورد اذيت و آزار كفار قرار گرفت؛ بر سرش خاك و خاكستر ريختند و در مسجدالحرام او را طوري كتك زدند كه بيني و صورتش، زخمي و خونين ‌شد و او را در حالي كه درميان مرگ و زندگي بود، بر روي پارچه‌اي نهاده و به ‌خانه‌اش بردند.
9ـ  جرأت و شجاعت، از ديگر ويژگي‌هاي ابوبكر(رض) بود كه او را از ديگران، متمايز و متفاوت مي‌ساخت. او، در راه حق از هيچ چيزي نمي‌هراسيد و در مسير نصرت دين خدا، فعاليت ديني و هم‌چنين حمايت و پشتيباني از رسول‌خدا(ص)، از هيچ سرزنش و توبيخي، متأثر نمي‌شد.
10ـ ابوبكر صديق(رض)، استراتژي آزاد كردن بردگان مسلمان و تحت شكنجه را دنبال كرد و اين رويه را به عنوان يك برنامه‌ي منظم و هدفمند اسلامي به منظور مقاومت در برابر شكنجه‌گري‌ها و خشونت‌هاي كفار، ادامه داد و بدين‌سان، دعوت اسلامي، مورد حمايت و پشتيباني مالي و انساني قرار گرفت. ابوبكر(رض)، بردگان مسلمان اعم از زن و مرد را خريداري و آزاد مي‌كرد.
11ـ ابوبكر صديق(رض) از دانش نسب‌شناسي خود در عرصه‌ي دعوت استفاده مي‌كرد. چنان‌چه همراه رسول‌خدا(ص) به ميان قبايل مي‌رفت و دانش نسب‌شناسي خود را در دعوت آنان به سوي خدا، به‌كار مي‌گرفت.
12ـ صديق(رض) از هنگام طلوع دعوت تا وفات رسول اكرم(ص) و در سفر هجرت، بازوي آن حضرت و دستيار ايشان بود. وي، به‌خوبي از منابع و چشمه‌هاي نبوت، سيراب گشت و از آن‌ها حك