ی ندارد. 
4 – اگر امامت از پیامبری بالاتر است، با توجه به این که حجم بزرگی از قرآن داستانهای پیامبران است، باید حجم بزرگتری به بیان فضل ائمه شیعه اختصاص پیدا می کرد اما دریغ! از ذکر یک نام خشک وخالی در قرآن.   
5 –  این آیه را در قرآن ببینید :
«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا»  (نساء/69)
و هر کس اطاعت الله و رسولش را بنماید پس آنها با کسانی خواهند بود که الله به آنها نعمت داده است؛ یعنی، انبیاء و صدقین و شهیدان وصالحین و آنها چه خوب دوستانی هستند.
در این آیه ، گروه های مهمی از میان آدمیان ذکر شده است و امامان نه در اول آیه هستند و نه در آخر آیه .
پس به کدامین دلیل می گویید که امام ها از  از انبیاء برترند!
شما در هر جایی نیاز به تاویل دارید و این است دلیل اول ما بر باطل بودن شما .
ادعای 105 - دو نوع نبوت داریم : خاصه و عامه
  در این جا، قرار شد که فرق بین نبوت خاصه و عامه را که خود مبتکر این تقسیم بندی است، بیان کند . معلوم است این تقسیم بندی را کرده است تا بگوید: مقام علی از حضرت محمد پایین تر و از حضرت ابراهیم بالاتر است ...   
جواب ما: 
  اگر منظورت این است که پیامبری برای قومی فرستاده شد و پیامبری برای تمام ابناء بشر. باز علی از هیچ پیامبری بالاتر نیست؛ زیرا علی به سوی قومی فرستاده نشد. 
ادعای 106- حدیث منزلة ،  دلیل است  بر اثبات مقام نبوت برای علی
  این حدیث  را از کتب اهل سنت ذکر کرده است که پیامبر فرمود:
«یا علی اما ان تکون منی بمنزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی» 
ای علی، آیا راضی نیستی که تو برای من مثل هارون باشی برای موسی؟ جز این که بعد از من پیامبری نمی آید ...  
جواب ما: 
1 – پیامبر شاید هرگز فکر نمی کردند روزی هم می آید که مردم می گویند: مقام امامت از نبوت بالاتر است! برای همین به علی گفت که ای علی، تو مثل هارون هستی اما بعد از من پیغمبری نیست.
در ظاهر ، منظور رسول این است که ای علی، حد خود را بشناس؛ زیرا بعد از من پیامبری نیست. 
اما شیعه می گوید: امام بهتر از پیغمبر است. این حدیث را نباید قبول کرد؛ زیرا با این تفصیل باید پیامبر می فرمود: ای علی تو برای من مثل هارون هستی اما از هارون هم بهتری زیرا هارون پیامبر بود و تو امامی!
2 – مثل این که من به پسر دوستم بگویم که تو مثل پسر منی جز این که از من ارث نمی بری. حالا بعد از مرگم  این پسر خوانده ادعا کند که من از پسر تو هم بهترم و چون بهترم پس وارثم. هرچند که اسماً نامم وارث (پیامبر) نیست، اما رسماً و عملاً این قدر اختیارات دارم که صد تا وارث در جیبم جا می شود. به نظر شما این حرف معقول است؟!
3 – شیعه حرف حق را نصفه می گوید و گفتیم که با این روش حتی شیطان پرستان هم می توانند ادعا کنند که شیطان موجود خوبی بود. این روش، بی ارزش و بچه گول زن است. 
باید دید که پیامبر این حرف را به چه مناسبتی گفت؟ سر و ته حدیث را قطع کرده اند و تنها، منظور خود را استنباط کردند .
4 –  رسول الله به  جنگ تبوک رفتند و علی را فرماندار مدینه کردند. این شغل چندان مهمی نبود؛ زیرا شهر از مردان خالی بود و با روحیه سلحشوری علی ناسازگار ... حرف مردم هم به آن اضا فه شد که « ببینید  رسول الله  علی را امیر زنان و کودکان کرده است».
 علی آمد پیش رسول که مردم چنین می گویند و پیامبر این حدیث عظیم را در مدح علی گفت.
پس علی هم می دانست که شغل مهمی نیست، اما با این حرفپیامبر، طعنه زنان ساکت شدند. حالا تو به این متوسل شدی که علی با پیامبر در نبوت شریک است! پس طعنۀ مردم و ناراحتی علی چه دلیلی داشت؟ 
5 – از این حرفها بیشتر و بهترش را رسول الله در حق اصحاب دیگرش گفته است که در کتب ما ذکر شده است. اگر ما هم مانند شما استنباط کنیم، پس جانشینان پیامبر زیاد می شوند.
  حضرت محمد، ابوبکر را به ابراهیم و عیسی تشبیه کرده است. این که دلیل نمی شود حالا ابوبکر مثل آنها یا از آنها بهتر باشد یا عمر را به موسی و نوح تشبیه کرده است و علی را به هارون . شما زمین را می برید آسمان ، آسمان را می آورید زمین تا باور های فاسد خود را تاویل کنید. می دانم که حالا می گویی: حدیث های مربوط به ابوبکر و عمر را از کتاب شما قبول نداریم.
کتاب ما را که  قبول نداری، حدیث های  مربوط به علی را هم قبول نداشته باش و فقط با قرآن و حدیث  با  ما بحث کن !
میگوید:
 سنی ها می گویند: اسناد حدیث منزلة، صحیح است
    دو صفحه را از سند پر کرده است که این حدیث را سنی ها روایت کرده اند ...  
جواب ما: 
1 ـ  این دلیل دیگری است بر صداقت سنی ها ... تو  که این همه سند از سنی ها داری، چرا فقط دربارۀ یک حدیث در مدح علی سخن می گویی ... 
اگر همۀ احادیثی را که در مدح علی است و سنی ها جمع کرده اند، بیاوریم؛ مثنوی هفتاد من کاغذ می شود! پس چرا علمای سنی را دشمن علی می دانید؟ و چرا روایات این راویان صادق را دربارۀ ابوبکر نمی پذیرید؟
2 ـ سند بازی تو خالی از حقه بازی نیست. مثل همیشه  از ابن مغازلی و خوارزمی و ابن صباغ  و سلیمان بلخی و ...  نقل قول کرده ای که قبلاً آنها را معرفی کرده ام .
دوباره بگویم که ما این حدیث را قبول داریم که رسول الله وقتی به جنگ تبوک می رفت علی را در مدینه باقی گذاشت و چون در این جنگ اجازه نداد احدی از مسلمانها به مرخصی بروند، این بر علی گران آمد. به خصوص که منافقان شایعه کردند که حضرت محمد از علی خسته شده بود و او را پادشاه کودکان و زنان کرد. علی آمد و گفت: «یا رسول الله مرا می گذاری با زنان کودکان؟»
 رسول دلجویی کرد و حرف عظیمی زد که منافقان ساکت شدند؛ گفت:
«تو برای من مثل هارون هستی برای موسی. جز این که بعد از من پیامبری نمی آید.»
پس ما قبول داریم که این حدیث با این سند درست است. البته به طرق دیگر هم روایت شده است که همه ضعیف یا ساختگی است. 
  در حق ابوبکر و عمر هم عین همین حدیث هست که «آن دو به من مثل هارون هستند به موسی» که آن هم ضعیف است و ما به آن استناد نمی کنیم.  اما در مجموع، قبول داریم که این حدیث دربارۀ علی صحیح است. حالا این داعی چرا حرص می خورد تا آن را صحیح ثابت کند. در حالی که ما درستی آن را قبول داریم. پشت این اصرارش چه حقه بازی نهفته است؟
حقه بازی نهم: تحریف معنی 
  امام ذهبی  یکی از دانشمندان بزرگ  ماست. او در کتاب «میزان اعتدال» برای رسوا کردن شیعه ، بعضی از احادیث دروغ آنها را ذکر کرده و بلافاصله ردّش را نوشته است. 
  شیعه بدون آنکه به منظور نویسنده اشاره کند، حدیث را می آورد و می گوید: ذهبی در «میزان اعتدال» نوشته است .......... مثل این که یکی بگوید: خداوند در قرآن در آیۀ 24 از سورۀ نازعات فرموده است: « انا ربکم الأعلی » ؛ یعنی، فرعون، رب است. بعد نتیجه بگیرد که فرعون، خداست.
آیا این روش علمی است یا مکر و حیله؟! البته نویسندۀ شیعه، خود، می داند که دروغ می گوید وهمۀ هدفش فریب دادن مخاطبان است و بس.
ادعای