تند: اشهد ان مهدیاً ولی الله ! تبرک است و جایز است !!

ادعای394 - علی از همۀ امت با تقواتر بود …  

  حالا از زبان ابن ابی الحدید دروغ دیگری را به رسول الله نسبت می دهد. 
ابن ابی الحدید در شرح «نهج البلاغه» و محمد بن طلحه شافعی در «مطالب السئول» نقل می نمایند از عمر بن عبدالعزیز اموی معروف که در تزهید  سر آمد اهل زمان خود بود که گفت:
«ما علمنا احداً کان فی هذه الامة بعد النبی ( ص ) ازهد من علی بن ابیطالب» 
ندیدیم در امت محمد با تقواتر از علی کسی را .
  یک قصۀ صوفیانۀ پر از غلو از سلیمان بلخی روایت کرده است که معلوم نیست سلیمان خودش از کی گرفته است:
  از سوید بن غفله نقل نموده اند که گفت: روزی خدمت امیر المؤمنین مشرف شدم؛ دیدم ظرف شیر تراشیده ای که بوی ترشیدگی آن به مشام من می رسید در مقابل آن حضرت گزارده شد و قرص نان خشکیدۀ پر سبوسی در دست مبارکش است و به قدری آن نان خشک بود که شکسته نمی شد. حضرت با زانوی مبارک آن را می شکست و در همان شیر ترشیده نرم می کرد و میل می فرمود؛ به من هم تعارف کرد و عرض کردم روزه هستم. فرمود: شنیدم از حبیبم رسول الله که هر کس روزه باشد و میل به طعامی کند و برای خدا نخورد، خداوند از طعام های بهشتی به او بخوراند .
سوید گوید: دلم به حال علی سوخت. فضه، خادمه آن حضرت ،نزدیک من بود. گفتم: از خدا نمی ترسی که سبوس جو را نمی گیری و نان می پزی؟ گفت: به خدا قسم خودش امر فرمود سبوسش را نگیرم .

جواب ما :
  زهد و تقوی علی را قبول داریم اما به غلوی که دوستان سنی نمای  تو گفته اند، کافریم ! این افسانه ، دو اشکال دارد: اول این که خوردن شیر فاسد، جایز نیست؛ زیرا  الله فرمود :
کلوا مما رزقناکم حلالاً طیباً» شیر فاسد نه پاک است و نه حلال؛ چون برای سلامتی ضرر دارد .
دوم،در این داستان ، این تقوی با داشتن نوکر در تضاد است ! علی نوکر داشت؟ علی زن داشت؛ علی کینزها داشت؛ علی از زندگانی دنیا بهره می گرفت؛ اما نه آنگونه که در خور یک پادشاه یا خلیفه بزرگ است .
ما نیز، تقوای علی را باور داریم؛ اما باور ما با باور شما فرق اساسی دارد:
  اول این که ما فقط آن را مختص به علی نمی دانیم؛ مانند او ، متقیان فراوانی بودند. دوم این که غلو نمی کنیم و شبیه به نصاری نیستیم. سوم این که مثل شما بی سند داستان  سازی نمی کنیم .
جلوی معاویه مردم از علی تعریف می کردند و علی را مدح  می کردند...                                             
جواب ما :
  این کذاب کم حافظه یادش رفته است که در تمام کتاب مدعی است که معاویه پول می داد تا ابو هریره و کعب در مذمت علی حدیث جعل کنند و بر منبرها علی را لعنت می کرد! حالا می گوید: معاویه گفته است: زنان دنیا عاجزند که چون علی بزایند!
ادعای 395 - خدا و پیغمبر ،علی را امام المتقین خواندند ...   		
جواب ما :
  حدیثی در این جا، نقل کرده است که راوی آن، گنجی شافعی است و حدیثی دیگر از زبان ابن ابی الحدید که دروغ دیگری را به رسول الله نسبت می دهد که تکلیف هر دوی آنها معلوم است . نوشته است: 
ادعای396 - علی سید و آقای مسلمانان و پیشوای اهل تقوا و سوق دهنده به بهشت است
  حاکم در «مستدرک»  و بخاری و مسلم در صحیحین خود نقل می نمایند که رسول اکرم فرمود: سه چیز دربارۀ  علی به من وحی شد که «انه سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین.»
بدرستی که علی سید و آقای مسلمانان و پیشوای اهل تقوای و کشاننده دو  دست و پای سفید است (به بهشت).

جواب ما :
  آشکار است که این حدیث نه در بخاری است نه در مسلم و آشکار است که داعی خود این مطلب را می داند و آشکار است که با آگاهی نوشته است تا شیعه ها را فریب بدهد؛ زیرا مردم عادی شیعه  نمی دانند بخاری چیست؟ و مسلم کیست؟ و کتابشان را در عمر خود ندیده اند و یک صفحه اش را نخوانده اند! آشکار است که داعی نمی خواهد بحث علمی کند، می خواهد شیعه ها را فریب دهد. ای شیعه ها ، این، عالم شماست! چرا دنبال او به سمت جهنم روان و دوانید ؟!
ادعای 24 - متقی هندی که از علمای بزرگ سنی است، گواهی داده است که خیلی از ادعا های  شیعه برحق است. 
جواب ما:
  او کتابی دارد به نام «کنز الاعمال» که در آن بدون توجه به راست یا دروغ بودن احادیث، هر چه از کتب حدیث به دستش آمده ، نقل کرده است. 
شیعه به عوض آنکه به مصدر اصلی حواله دهد از کنز الاعمال سخن می گوید. نمی دانم چرا ؟
گاهی هم که از مصدر اصلی سخن می گوید، در کنارش کنز الاعمال را به عنوان شاهد ذکر می کند تا شیعیان فکر کنند که در کتب اهل سنت همه به یک شکل حرف می زنند و به این ترتیب، شهود خود را زیاد می کند. در حالی که اگر امروز  کتاب کنز الاعمال از صفحۀ هستی محو شود، یک حدیث هم کم نمی شود؛ زیرا او از کتب دیگر  نقل کرده است. 
ادعای397 - علی شش ماه بیعت نکرد و این دلیلی است بر بطلان خلافت  ابوبکر
   او بحث خود را بر روی یک فرض نادرست نهاده است. می گوید: علی اشتباه نمی کند ( به عبارت دیگر، معصوم است ). بعد از ما قضاوت منصفانه می خواهد که اگر علی با ابوبکر شش ماه بیعت نکرد، پس خلافت ابوبکر باطل است ...  
جواب ما :
  قضاوت ما بر اساس کتب ماست که تو در ظاهر به آنها علاقه داری و می خواهی از کتب ما حقانیت علی و باطل بودن ابوبکر را ثابت کنی. پس بشنو : در کتب ما نوشته است که ابوبکر از همۀ امت محمد افضل است و وزن اعمال نیک ایشان به تنهایی از وزن تمام امت که علی و فاطمه و 12 امام تو هم شامل آن هستند در ترازوی قیامت سنگین تر است !
  حالا یک سخن دیگر بشنو : با وجود مقام رفیع ابوبکر ، باز اگر او با دزدی دعوا کند و کارشان به قاضی بکشد، قاضی ادعای ابوبکر را قبول نمی کند؛ چون ابوبکر معصوم نیست و ممکن است در این دعوای خاص بر حق نباشد. بله ، این است حال علی و بیعت نکردن او در آغاز کار و برگشت علی به بیعت بعد از 6 ماه    ( بنا بر یک روایت ) .
این خود دلیل دیگری است بر این که علی تصمیم اول خود را اشتباه دید و آن را اصلاح فرمود ! وگرنه زوری در کار نبود !
  داعی دروغ عجیبی می گوید. هرگز عالم دین ما ، معترف به این نیست که خلافت ابوبکر، باطل است! چه برسد به عموم علمای ما !
اگر آدم یاوری نداشته باشد، باید سکوت کند. این امر الله است و علی نیز، چنین کرد …   
  می گوید: سکوت علی در مقابل ابوبکر و عمر مانند سکوت حضرت نوح است که گفت: یا الله من مغلوبم؛ یاری ام کن .
جواب ما :
در جواب می گویم :
  علی خیالی شما با نوح قابل مقایسه نیست به این دلایل:
1 ـ دعای نوح قبول شد و قومش غرق شد. در حالی که دعای علی خیالی شما قبول  نشد و عمر و ابوبکر غرق نشدند که هیچ ، بلکه تا آخر عمر با عزت زندگی کردند و نام نیک آنها تا امروز باقی است . و این هم هیچ!!! علی خودش وزیر اونها شد و تو داری علی را مقایسه میکنی با نوح، که پسرش را حتی سوار کشتی نکرد
2 ـ حضرت نوح با قوم خود سازش نکرد و همیشه با آنها در حال جنگ زبانی بود تا این که تهدیدش کردند که اگر بس نکنی، سنگسارت می کنیم. حضرت علی خیالی شما با قوم بیعت کرد ، وزیر شد ، سازش کرد و به عمر دختر داد !
  او علی را با ابراهیم مقایسه کرده است که آن هم د