َؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ }                                                                                            (النور/26)
زنان بدکار ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشتکار ناپاک نیز، شایسته زنانی بدین وصفند و زنان پاکیزه نیکو لایق مردانی چنین و مردانی پاکیزۀ نیکو لایق زنانی همین گونه و این پاکان از سخنان و بهتانی که ناپاکان دربارۀ آنان می گویند، منزه هستند 
شما حق ندارید به عایشه تهمت بدکاری بزنید 
 داعی شیاد میگوید :ما به عایشه تهمت بدکاری نمی زنیم؛ زیرا این اهانت به رسول است.
و  این گفته دروغ و تهمت  است . و هر کس بین ما چنین کند، ملعون مرتد و واجب القتل است ...  

جواب ما:
  قبول دارم که این را  داری  راست می گویی؛ اما این روز ها شیعه ها در اینترنت تهمت بدکاری هم می زنند که علمای شما در تاریخ این را نگفته اند. البته تهمت خیانت و ارتداد و منافق بودن از تهمت فحشاء بدتر است.
ادعای340 - زن و شوهر بودن به معنای متقی بودن هر دو نیست؛ پیامبر متقی بود و عایشه نبود
  خلاصۀ حرفش این است که این آیه ، این معنی را ندارد که زن و مرد در مدح و ذم مثل هم هستند و مثال آورده است: زن لوط و زن نوح و زن فرعون ...  

جواب ما:
 حرفت درست است اما یک اشتباه داری و آن این است که استمرار زندگی زناشویی فرد خوب با  فرد بد امکان ندارد؛ چنانکه بین نوح و زنش و لوط و همسرش و آسیه و شوهرش جدایی افتاد. اگر زن حضرت محمد نیز، چون زن لوط بود باید این جدایی اتفاق می افتاد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:399.txt">ادعای341 - زن نوح و زن لوط به جهنم می روند و زن فرعون به بهشت می رود در مورد عایشه هم چنین است</a><a class="text" href="w:text:400.txt">ادعای342 - خیانت آن دو زن ، تمرّد از دستورات پیامبر وقت بود</a><a class="text" href="w:text:401.txt">ادعای343  - عایشه پیغمبر را آزار می داد</a><a class="text" href="w:text:402.txt">ادعای344 - اگر با همۀ زنان پیامبر بد بودیم، چرا به سوده توهین نمی کنیم</a><a class="text" href="w:text:403.txt">ادعای345  - جنگ با علی بزرگترین گناه عایشه بود</a><a class="text" href="w:text:404.txt">ادعای346 - فضایل علی قابل شماره نیست</a><a class="text" href="w:text:405.txt">ادعای347  - کشتار صحابه و مؤمنین پاک در بصره به امر عایشه</a><a class="text" href="w:text:406.txt">ادعای348  - اصحاب چون ستارگانند از هر کدام که پیروی کنید، هدایت یافته اید. دروغ است </a><a class="text" href="w:text:407.txt">ادعای349  - عایشه اجازه نداد  امام  حسن در جوار پیغمبر دفن شود</a><a class="text" href="w:text:408.txt">ادعای350  -سجده و شادی نمودن عایشه در شهادت امیر المؤمنین علی</a></body></html>ادعای341 - زن نوح و زن لوط به جهنم می روند و زن فرعون به بهشت می رود  
  در مورد عایشه هم چنین است ...  

جواب ما:
  درست است؛ اما رفتاری الله با آنها در دنیا داشت دربارۀ عایشه تکرار نشد. اگر می گویی لوط ، پیش الله عزیزتر بود تا پیامبر ما، آن حرفی دیگر است والا طبق سنت الهی باید زن نافرمان محمد (صلی الله علیه وسلم) هم  نابود می شد یا طلاق داده می شد. اما نشد؛ پس شما دروغ می گویید.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله وحده و السلام و الصلاة علی من لا نبی بعده
مقدمه
تمام ستایش ها تنها برای الله است؛ برای او که یکی است و بی همتاست و سلام و درود بر آن پیامبری باد که بعد از او دیگر پیامبری نخواهد آمد.
مردی به نام «سلطان الواعظین شیرازی» مدعی شده است که در سال 1345 هـ .ق؛ یعنی، تقریبا 83  سال پیش  سفری به شهر پیشاور پاکستان داشته و در آن شهر ،ده شب با علمای سنی دربارۀ حق بودن مذهب شیعه و باطل بودن مذهب اهل سنت ، بحث و گفتگو کرده است و حاصل این مناظره را در کتابی به نام «شبهای پیشاور» جمع آوری نموده و 30 سال بعد، آن را برای اولین بار در تهران به چاپ رسانده است. کتاب او چندین و چند بار تجدید چاپ شده و در محافل شیعیان شهرتی به هم زده است. 
   نویسنده ،15  سال بعد از چاپ اول کتابش، از جهان رخت بربست و به جمع مردگان پیوست! اما کتابش پیوسته تجدید چاپ می شود و شیعیان به آن می بالند و آن را بسیار باور دارند و هر جا با آنها بحث می کنی، می گویند: کتاب شبهای پیشاور را بخوان .
   برای من که در 23 سالِ گذشته در پیشاور زندگی می کنم، مثل روز روشن است که مناظره به صورتی که نویسنده مدعی است، محال است که انجام شده باشد، مثلاً یک جا طرف مناظرۀ اش  خود را شافعی معرفی می کند در حالی که در پیشاور که سهل است در تمام پاکستان هم یک نفر بر مذهب شافعی نیست؛ البته در هند، شافعی هست و اگر خیلی خوش گمان باشیم، می توانیم بگوییم: چیزکی بوده و نویسنده از آن یک مناظرۀ عظیم ساخته است که خودش هم قاضی است و هم مدعی.
    این کتاب، ظلمانی  و پر از دروغ است. وقتی مقدمۀ رد بر کتاب شبهای پیشاور را می نوشتم، به طور تصادفی از صفحۀ 501 تا 520 کتاب را بررسی کردم و متوجه شدم که در این 20 صفحه ، سخنان اهل سنت، کمتر از یک صفحه  است و در 19 صفحۀ دیگر ، گفته های این مرد پرحرفست.
 فقط نمی دانم چرا نام این سخنرانی را مناظره گذاشته است؟! تازه در آن نیم صفحه هم، مناظره گران  سنی یا از او می خواهند بیشتر توضیح دهد یا حرفش را تایید می کنند یا ایراد های مبهم و ناقص و کوتاه می گیرند! یا سوالاتی می پرسند که باب دل اوست  یا دلایلی ارائه می دهند که خلاف عقیدۀ اهل سنت است و دلیلی است بر جعلی بودن مناظره .
اکنون 83  سال از زمان  این مناظره می گذرد!  اما هنوز دیر نشده است و من به جای آن سنی های  خیالی جواب ایراد های او را می گویم! 
   کسانی که کتاب او را حلوا حلوا می کنند، اگر تعصب را یک سو نهند، با خواندن جواب ما قانع خواهند شد که نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور طرار و حیله گر و شیاد و  حقه بازی  بیش نبوده است.
البته آنچه او گفته به اعتراف خودش  تکرار نوشته های پیشینیانش است که به سبکی نو نگاشته شده است و جای بسی شگفتی است، آنانی که بعد از او آمده اند نیز، همین ایراد ها را تکرار کرده اند؛ گویی حرف جدیدی ندارند. پس پاسخ به این کتاب،  پاسخ به بسیاری از کتب شیعه است. 
 از الله می خواهم، چشم بصیرت مخالفان را باز کند تا دریابند که دیر یا زود همۀ ما به جمع مردگان می پیوندیم شاید این بصیرت باعث شود که  حق را بپذیرند و بدانند حافظ و رازق فقط و فقط الله است. این دو صفت الهی را که بدانند، پذیرش حق آسانتر می شود! از الله تبارک و تعالی می خواهم در این عمل، برکتی قرار دهد تا این کتاب سبب هدایت شیعیان حیران و سر در گم شود.
 نویسنده کتاب شبهای پیشاور « سلطان الواعظین شیرازی »
منظور اصلی نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور چیست؟  
کاملاً مشخص است که او این کتاب را برای هدایت اهل سنت ننوشته است! زیرا هر طلبۀ مبتدی سنی هم می داند که سخنان سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید در مقابل بخاری و مسلم پشیزی ارزش ندارد!
او حتی برای تحقق هدفی که این کتاب را به خاطر آن نوشته ، الفاظ احادیث اهل سنت را تغییر داده است ! بدون آن که باکی داشته باشد که سنی ها در آینده دست او را رو خواهند کرد. 
پس هدف او از نوشتن این کتاب چیست؟!
همانا مقصود نویسنده این بوده است که شیع