تم الأنبياء لكنت شريكاً في النبوة ، فإن لم تكن نبياً فإنك وصي نبي ووارثه ، بل أنت سيد الأوصياء وإمام الأتقياء. 
از امام جعفر صادق نقل کرده است که در پیش از  بعثت، علی هم همراه رسول الله  صدا را می شیند و نور را می دید و پیامبر به او گفت: اگر من خاتم النبین نبودم، تو هم پیامبر می شدی.  به هرحال وارث نبی هستی... 
و این را در کتابش نوشته:
وعن جابر بن عبد الله : قال رسول الله ( صلَّى الله عليه و آله ) : " يا جابر إن أوصيائي و أئمة المسلمين من بعدي أولهم علي ، ثم الحسن ، ثم الحسين ، ثم علي بن الحسين ، ثم محمد بن علي المعروف بالباقر ـ ستدركه يا جابر ، فإذا لقيته فأقرأه مني السلام ـ ثم جعفر بن محمد ، ثم موسى بن جعفر ، ثم علي بن موسى ، ثم محمد بن علي ، ثم علي بن محمد ، ثم الحسن بن علي ، ثم القائم ، اسمه اسمي و كنيته كنيتي ، محمد بن الحسن بن علي ذاك الذي يفتح الله تبارك و تعالى على يديه مشارق الأرض ومغاربها ، ذاك الذي يغيب عن أوليائه غيبة لا يثبت على القول بإمامته إلا من إمتحن الله قلبه للإيمان "  
 خلاصه معنی   در این حدیث،این است که  سلیمان بلخی نام 12 امام شیعه را با اسم و رسم ذکر می کند. آیا او باز هم سنی است؟ جالب است که دربارۀ مهدی هم می نویسد: او غایب است و ظهور می کند؛ یعنی، صد در صد حرف شیعیان را می زند. 
در یک جا می نویسد که پیامبر فرمود: علی خلیفۀ من است،
 پس این مرد علی را جانشین پیامبر می داند.

  فقال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) : أنت أخي ووصيي و وزيري وخليفتي.
آیا هنوز در شیعه بودن او شک دارید؟ پس این را بخوانید: 
باب الثاني والثمانون في بيان الامام أبو محمد الحسن العسكري أرى ولده القائم المهدي لخواص مواليه وأعلمهم أن الامام من بعده ولده (رضي الله عنهما) وفي كتاب الغيبة: عن أبي غانم الخادم قال: ولد لابي محمد الحسن مولود فسماه محمدا، فعرضه على أصحابه يوم الثالث وقال: هذا إمامكم من بعدي، وخليفتي عليكم، وهو القائم الذي تمتد عليه الاعناق بالانتظار، فإذا امتلات الارض جورا وظلما خرج فملاها قسطا وعدلا. 
عن جعفر بن مالك قال معاوية بن حكيم ومحمد بن أيوب ومحمد بن عثمان: إن أبا محمد الحسن عرض ولده علينا ونحن في منزله، وكنا أربعين رجلا، فقال: هذا إمامكم من بعدي، وخليفتي عليكم، أطيعوه ولا تتفرقوا من بعدي فتهلكوا في أديانكم، أما إنكم لا ترونه بعد يومكم هذا.  
خلاصه ترجمه جملات عربی بالا  این است که در باب 82  از کتابش، این آقای سلیمان بلخی به این راضی نشده است که تنها از امام مهدی بنویسد،نام و شغل  یارانش را هم نوشته است!!!! 
  با این وجود باز می بینیم که شیعیان همچنان سلیمان بلخی را سنی می دانند و به او حنفی می گویند. نمی دانم آیا با این روش می توانند برای یک مدت طولانی شیعیان را گول بزنند. 
جالب این که نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور ، مناظرۀ خود را 80 سال پیش انجام داد , با  سلیمان بلخی  تنها 70 سال فاصلۀ زمانی داشت. با وجود این، او را از احمد بن حنبل بالاتر دانسته است و بیش از دویست بار به او استناد کرده و او را در کنار بخاری و مسلم و احمد بن حنبل قرار داده تا خواننده ها  باور کنند که این مرد، کاره ای است و از افراد معتبر اهل سنت است !
 حال به روش مناظرۀ شیعیان و چگونگی مکر آنان پی بردید !
این سناریو فقط به شیخ سلیمان بلخی محدود نمی شود؛ این را برای نمونه ذکر کردیم و مشت نمونه خروار است.

 طریقۀ نقشبندی1 نام یکی از سلسله های صوفیه است که پیرو خواجه بهاءالدین محمد بن محمد بخاری ازاکابر عرفا و صوفیان قرن هشتم می باشند . (ویراستار)ادعای 306  - مأمون عباسی  فدک را به وارثان فاطمه پس داد
  مامون آن را به اولاد فاطمه برگرداند ؛ پس حق آنها بود ...  
 جواب ما:
  کار مامون حجت نیست. او به گفتۀ شما ،امام رضا را ولیعید کرد و بعد کشت؛ پس کارهای او سیاسی بود نه از روی ایمان و اعتقاد . دست کم شما باید چنین برداشتی داشته باشید .
ادعای 307 - چون ابوبکر نپذیرفت، بخشش است. پس فاطمه فرمود: ارث است ...  
چون قبول نکردند که فدک هبه فاطمه است . فاطمه از راه ارث وارد شد !
  فدک بر طبق کتابهای شما هبه بود، اما شما قبول نمی کنید؛ مثلاًدر صفحه 39سیره الحلیه تالیف  علی بن برهان الدین حلبی شافعی متوی سال  1044 ، و خوارزمی ، یاقوت حمدی ، ابن ابی الحدید مقنرلی و ابن حجر مکی هم  گفته اند که هبه بود. 

جواب ما:
  پس منظور این 5 نفر سنی های محترم! این بود که ابوبکر ، غاصب حق فاطمه بود. پس اینها سنی نیستند؛ زیرا سنی نمی تواند ابوبکر را غاصب بداند. همان طور که شیعه ممکن نیست علی را دروغگو بداند و همچنان شیعه باشد. این یک جواب کافی و شافی .
دوم این که فاطمه نباید دروغ می گفت؛ اگر هبه بود، باید تا آخر می گفت: هبه است! زیرا اگر ارث باشد، کسان دیگر هم با او  شریک بودند؛ مثل زنان پیامبر ! 
 عالمان شیعه هرجا که فکرمی کنند کفۀ ترازو به نفع ایشان است، مسأله را به آن سمت می برند. در صورتی که این مسأله را حل نکنند، غرض ورزی و پیش داوری آنان در نزد هر آزاد اندیشی کاملاً مشخص است. پس به خودشان زحمت ندهند و خودشان را خسته نکنند.
ادعای 308- شاهد خواستن از متصرف خلاف شرع است
  فاطمه، متصرف در فدک بود. از متصرف که کسی شاهد نمی خواهد. چرا ابوبکر از او شاهد خواست...   
جواب ما:
  کی گفته است: فاطمه متصرف در فدک بود؟ هرگز نبود. آدم که متصرف باشد، 10 شاهد دارد. آن هم اگر متصرف ملکی بزرگ مثل فدک باشد، شاهدها زیاد خواهند بود. کسی که درو کرد و کسی که محصول را آورد و همسایه ها همه شاهد خواهند بود. و انگهی کارگرانش چه کسانی بودند ؟!
دوم، چرا پیامبر برای فاطمه درد سر درست کرد؟ نه نوشته ای به او داد و نه 10 نفر شاهد گرفت که این فدک را به فاطمه بخشیدم !
ادعای 309 - چرا ابوبکر دربارۀ شاهد با فاطمه و علی مثل زنهای دیگر رفتار کرد
  مگر او مثل زنهای دیگر است که در شمارش نصف شهادت مرد باشد؟ آیا علی شهادتش به تنهایی کافی نبود؟ در حالی که رسول الله شهادت خزیمۀ ذو شهادتین   را قبول کرد ...  
جواب ما:
  اول، اگر داستان خزیمه را بخوانیم، می بینیم که در آن جا نیز گواهی، بدون قسم قبول نشد .
 دوم، به فرض که درست باشد، باز نمی توان قیاس کرد که چون فلانی بهتر است پس در شمارش هم قبول می شود. این طوری باشد باید شهادت خیلی های دیگر را قبول کنیم و قانون به هم می خورد .
سوم، شما می گویید: خود علی در دعوا با یهودی سر پسر چون شاهد نداشت قاضی به نفع عدویش رای داد و علی خوشحال و یهودی مسلمان شد !
چهارم، اصلاً قصه از اول دروغ است و فاطمه نگفت که این هبه است. مثلاً اگر پدرم ماشینی به من هدیه بدهد و غیر از من هم کسی شاهد نباشد، آیا استفاده از ماشین، خودش این را ثابت می کند که آن، مال من است؟ دوستانم ،برادرا نم ،خواهرانم ،همه شاهدند. همان سائلانی که از فاطمه محصول فدک را می گرفتند، همه فهمیدند که فدک مال فاطمه است. آیا فاطمه به زن عثمان (خواهرش) نگفت که بابا فدک را به من داد؟ اگر فاطمه پنهان کرد، علی هم پنهان کرد؟ این دیگر عجیب است ! 