ین قسم نقل نموده اند: «یا ایها البلغ ما انزل الیک» آیه ای است در ولایت و امامت علی چنانکه جلال الدین سیوطی که از اکابر علمای شماست در «در المنثور» آن احادیث را جمع نموده است ...  
جواب ما:
  دلیلی بی نهایت سست آورده و گفته است: اگر حق با علی نبود، حضرت علی به کلمۀ مولا استناد نمی کرد تا حق خود را ثابت کند. اما سوال این جاست که چه کسی گفته است که علی به این حرف استناد می کرد تا خلافت خود را ثابت کند ؟!
بفرما ! اینها شاهدند: ابن ابی الحدید ،خوارزمی ،حموینی ،سلیمان بلخی ،گنجی شافعی ، ابن قتیبه دست دوم! و باز ابن ابی الحدید !
اما این که نوشته است، احمد حنبل و ابن حجر عسقلانی گفته اند؛ دروغ محض است . دلیلت کجاست که آنها گفته اند؟ اگر گفته باشند: علی خلیفۀ بلا فصل پیامبر است؛ پس شیعه بودند! شیعه چطور امام اهل سنت شده است!
ادعای 275 - فرمودۀ رسول که من حق تقدم دارم
  دلیلی است بر منظور ایشان که علی جانشین من است . قرینۀ کلام در خود حدیث اثبات مرام می نماید که مراد از مولی، اولی به تصرف می باشد؛ زیرا در خطبۀ غدیریه حدیثی است که رسول الله قبل از بیان مطلب فرمود:
« ألست اولی بکم من انفسکم»؛ یعنی، آیا من اولی به تصرف نیستم به شما از نفس های شما؟  اشاره به آیۀ 6 در  سوره احزاب است که فرموده است:
النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ ...
پیامبر به مومنان از خودشان سزاوارتر است ...
در حدیث صحیح و هم در کتب فریقین ثبت است که رسول اکرم فرمود :
ما مؤمن الا انا اولی به فی الدنیا و الاخرة ...   
جواب ما:
  بدان که ما منکر فضایل علی نیستیم، منتهی اختلاف ما با شما در دو چیز است: اول این که این حرفی های تو دروغ محض است دروغ شاخدار است در کتب ما این حرفها نیست از کتاب های خودت نقل قول کرده و بدان  کتابهای تو به اندازه دستمال کاغذی هم ازرش ندارد همه دروغ است ولی حیا در وجود تو نیست  
اما با تکرار ادعاهای دروغ نمیتوان حقیت را پنهان نمود! و دوم اینکه شما تنها فضایل علی را میگویید و ما خوبی های همه اصحاب را قبول داریم
و تفاوت سوم و مهم ما و شما این است که شما علی را اله میدانید ( اگرچه که بزبان نگویید و ما او را بنده ای خوب میدانیم 
و در باره کلمه مولی  قبلآ هم گفتم که اگر منظور پیامبر جانشینی میبود باید از جمله دو پهلو استفاده نمیکردند و بهانه بدست عمر نمیدادند 
مگر عربی یک زبان ناقص است یا مگر رسول الله عربی نمیدانستند ؟
یا مگر ایشان از دشمنی اصحاب ( بزعم شما ) با علی بیخبر بودند که کلمه چانشینم و ولیعهدم  را بکار نبردند؟ جواب بده اگر جواب داری ! 


ادعای 276 - اشعار حسّان در حضور رسول اکرم
  قرینۀ پنجم، اشعار حسان بن ثابت انصاری است که در حضور رسول اکرم در همان مجلس که علی را به ولایت نصب و معرفی نمود با اجازۀ خود آن حضرت انشاء نمود که سبط ابن جوزی و دیگران می نویسند. حضرت وقتی اشعار را شنید، فرمود :
یا حسان لا تزال مؤیداً بروح القدس ما نصرتنا او نافحت بلسانک
ای حسان، مادامی که به ما اهل بیت یاری نمودی به مدحی یا کلمۀ خوبی، مؤید به روح القدس می باشی (یعنی، این اشعار تو امروز از نفحة روح القدس بود.) ...  
جواب ما:
  می گوییم: چون روایت از سبط ناخلف ابن جوزی است، پس مردود است و باز در جواب می گوییم: تو به عوض آوردن قرینۀ 1 و  2 و 3  4  و 5 نمی شد یک آیۀ صریح بیاوری که نام علی در آن باشد؟ ! 
الله که این همه آیات را به اشاره آورده است، پس به گفتۀ تو صفات علی قرآن را پر کرده است! به جای این همه اشاره ، نمی توانست یک اشارۀ صریح به نام علی می فرمود .
می گویید: از مردم می ترسید؟ اگر ترس در کار بود، دیگر این شعر و شاعری در مدح علی و تحسین آخرین رسول چیست ؟! به جای یک خروار شعر یک آیۀ کوچک بهتر نبود ؟
و می نویسد: پس آقایان انصاف دهید که سکوت آن حضرت در هنگام شنیدن این اشعار علاوه بر بیانات خود آن حضرت دلیل قاطعی است که مقصود آن حضرت محب و ناصر نبود، بلکه همان بود که حسان ضمن اشعار بیان نمود؛ یعنی، امام و هادی اولی به تصرف در امور مسلمانان . همچنین فرمود: ای حسان، به تأیید روح القدس این حقیقت بر زبان تو جاری گردید .
جواب ما:
  آیا جانشینی علی را با سکوت و با شعر باید ثابت کنی؟!  به کمک جمله و کلمۀ دو معنی و دو پهلو باید اثبات شود؟! یا با آیۀ قرآن ؟ آیا این اتفاق آن قدر مهم نبود که در قرآن ذکر شود ؟!
ادعای 277 - صحابه عهد شکنی کردند در حالی که اول عهد کرده بودند
  بنابر استدلات واهی گذشته ، نتیجه گرفته است که صحابه، عهد شکنی کرده اند ! و ادعای دروغ خود را تکرار کرده که صحابه خانۀ علی را بعد از وفات پیامبر آتش زدند و زنش را زخمی کردند ...  
جواب ما:
   ارزش جواب دادن ندارد؛ چون علی  بخشنده و زاهد و فقیر بود و به احتمال زیاد خانه ایشان در نداشت چون  خانۀ فقرا در آن زمان  نداشت؛ بلکه پرده داشت. و این ادعایش را در جای دیگر نیز  جواب داده ایم .
ادعای 278 - صحابه در احد و حنین و حدیبیه نیز، نقض عهد نمودند
  در غزوۀ احد و حنین که رسول اکرم از تمامی اصحاب عهد گرفت که امروز فرار ننمایید، آیا فرار ننمودند؟ آیا این فرار و تنها گذاردن پیغمبر در مقابل اعداء که طبری و ابن ابی الحدید و ابن اعثم کوفی و دیگر مورخان خودتان نوشته اند، نقض عهد نبود؟ ...  
جواب ما: 
  چرا به جنگ بدر اشاره نمی کنی که 313 نفر در مقابل 1000 نفر قرار گرفتند؟ چرا به مکه اشاره نمی کنی که 12 سال در بدترین شرایط فرار نکردند ؟ چرا به خندق به خبیر به فتح مکه اشاره نمی کنی؟
دوم، کسی آنها را به زور به احد نبرد که فرار کنند! آیا مثل شما نظام سربازی اجباری بود یا  داوطلبانه رفتند؟
سوم، تو خدایی ؟ هان ! پرسیدم تو خدای ؟آنهایی که فرار کردند را ، الله بخشید (إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ
کسانى که در روز روبرو شدن دو جمعيت با يکديگر (در جنگ احد)، فرار کردند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت؛ و خداوند آنها را بخشيد. خداوند، آمرزنده و بردبار است.
چهارم، هر کس می داند که جنگ پیشروی و عقب نشینی دارد؛ مگر کسی که جنگ نکرده باشد.  البته او این حقیقت را نمی داند !
پنجم این که فرار کنندگان در احد گمان کردند که شکست خوردند و رسول کشته شد و در این حالت فرار آن قدر گناه نیست .
  ابن ابی الحدید در وقت حمله مغول ها در خدمت آنها بود و تو هم که پدرانت وقتی روسها حمله کردند  و یک چهارم خاک ایران را با خود بردند!! در حال رو بوسی با زنان بودید! شما که نمی دانید جنگ یعنی چه ؟
پسرت هم که وقتی صدام به ایران حمله کرد، به جنگ نرفت ! این همه ملاهای بزرگ در ایران هستند؛ چرا بچۀ یکی از آنها در جنگ کشته نشد؟!
ادعای 13 -  سنی در فضیلت ابوبکر حدیث جعل کرده است.
  او  از حدیثی نوشته است که در آن پیامبر می گوید: اگر قرار بود، دوستی انتخاب کنم، آن ابوب