ری و شعرش را می بینی و شاهد می آوری (دروغ و راست) . او می گوید: من دوستار علی هستم و تو بر باطلی . او که سنی بود پس معنی او از دوستی علی، حق است و برداشت دیگران ( شیعه ها ) از دوستی علی باطل. 
پس شعر این امام برای شما فایده ای ندارد جز آنکه ایشان تفسیر شما را از دوستی اهل بیت باطل می داند و می گوید: منتظر روزی باشید که  حقیقت آشکار شود .
ادعای80 - استسقاء عمر به کمک اهل بیت پیغمبر دلیل است بر جایز بودن وسیله گیری
  در این جا اشاره کرده است به کار مشهور حضرت عمر که برای نمازِ طلب باران، عموی رسول الله را پیش نماز کرد ...   
جواب ما:
  خبث باطن این مرد اجازه نداد که راه کج نرود و عوض آن که از کتب درجه یک ما نقل قول کند از ابن حجر مکی صوفی آورده است که دروغ و راست در آن جمع است. گویی این کتاب «صواعق محرقه» از کتب حدیث ماست. 
  جالب است بدانیم که ابن حجر این کتاب صواعق محرقه را در  رد شیعه ها نوشت و خیلی هم کوبنده نوشت اما شیعه ها برای انتقام گیری از او نیمی از حرف هایش را نقل می کنند. و ابن حجر نیز، خود را پایبند نکرده که تنها حدیث درست بنویسد و همین کتابش را بی ارزش کرده است.
  القصه  داستان این است که حضرت عمر به دعای عباس متوسل شد برای طلب باران ...
و شیعه از شادی در پوست خود نمی گنجد؛ زیرا رفیق پیدا کرده است و این را دلیلی گرفته تا سر قبر امام رضا برود و از او بخواهد تا الله زن و خانه و ماشین و باران و برف، به او بدهد.
اما این قیاس باطل است. اگر رفتن بر سر قبر و توسل به آن جایز بود، قبر پیامبر کنار مردم مدینه بود، اما آنها به عموی [زندۀ] پیامبر متوسل شدند. در دعای باران باید عاجزانه دعا شود. پیرمردی چون عباس با آن ریش سفید مناسب تر بود تا عمری که سلطان نصف جهان بود. پیش نماز کردن عباس، دلیلی است بر تواضع عمر. 
ما می گوییم: طلب دعا از زنده ، جایز و حتی خوب است و دعا را زودتر اجابت می کند. حدیثی داریم که در آن رسول الله  می گویند:
 «هل تنصرون او ترزقون الا بضعفائکم»
آیا گمان می کنید جز این است که به خاطر ضعیفانتان یاری می شوید و روزی می خورید؟
این کجا و رفتن سر قبر رضا کجا ؟ این قیاس باطل است مثل این که بت پرست، سجده برای بت را شبیه سجده مسلمان ها بداند. آیا فرق مرده و زنده را درک نمی کنید؟ این که مثلِ سیاه وسفید و روز وشب واضح است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:110.txt">ادعای 81 شیعه مشرک نیست و دعا هایش توحیدی است</a><a class="text" href="w:text:111.txt">ادعای 82 - سنی ها شیعه ها را مظلومانه می کشند</a><a class="text" href="w:text:112.txt">ادعای 83- پیروی سنی ها  از چهار مذهب ، بی دلیل و باطل است </a><a class="text" href="w:text:113.txt">ادعای 84-شیعه ، سنی را نمی کشد</a><a class="text" href="w:text:114.txt">ادعای 85 - و سنی ، شیعه را می کشد</a><a class="text" href="w:text:115.txt">ادعای 86- رفتار امراء افاغنه با شیعیان افغانستان ظالمانه است</a><a class="text" href="w:text:116.txt">ادعای 87- امیر امان الله خان ، قابل تقدیر است</a><a class="text" href="w:text:117.txt">ادعای 88 - سنی ها ، قاضی سید نور الله شوشتری را کشتند</a><a class="text" href="w:text:118.txt">ادعای 89 - نماز شیعه  در سر قبر برای راضی کردن الله است </a><a class="text" href="w:text:119.txt">ادعای 90 - ما رو به قبر نماز نمی خوانیم</a></body></html>حقه بازی ششم : ستودن راوی و نادید گرفتن سند حدیث 
  گاهی حدیثی می آورد اما به جای این که از سند حدیث تعریف کند که صحیح است یا نه ،  از نویسندۀ کتابی که حدیث را ذکر کرده است، تعریف می کند که آدم معتبری است.  
در حالی که خوب بودن نویسنده دلیل بر درست بودن حدیث نیست. اگر قرار بود حدیث را از خوب بودن نویسندۀ کتاب قبول کنیم، پس چرا می گوییم غیر از بخاری و مسلم، بقیه ی کتب حدیث ما ضعیف و صحیح دارد! چرا تمامی روایت های امام احمد حنبل را حتی خود حنبلی ها که پیرو مذهب اویند، قبول ندارند. چرا ؟! چون آدم خوب می تواند دچار اشتباه شود! در ضمن آن بزرگواران  خود نیز، در مقابل بعضی احادیث می نوشتند، ضعیف است. 
  تمام گردآورندگان احادیث از نسائی تا ابوداود و  ترمذی و غیره نزد ما بهترین مردم هستند. اما می گوییم فلان حدیث را در کتاب مالک قبول نداریم؛ چون فلان راوی ضعیف است! از بخاری و مسلم هم به همین خاطر قبول کرده ایم؛ زیرا آنها کوشش فراوانی نمودند تا در کتابشان احادیث ضعیف ثبت نشود و به خاطر همین احتیاط بیش از اندازه ، بسیاری از احادیث صحیح را هم ذکر نکردند.  اما این دلیل نمی شود که بخاری را مثلاً از احمد بن حنبل بهتر بدانیم !
  تصور کنید کنفراسی برگزار شده است تا آخرین اکتشافات را دربارۀ  مبارزه با ایدز  بررسی کنند و هرکس رای خود را می گوید؛ یکی بلند می شود و به جای این که راه حلش را بگوید به تعریف از خود که همه مرا دکتر حاذقی می دانند، می پردازد. در حالی که پزشک حاذق بودن، دلیل نمی شود که راه حل مرض ایدز هم نزد او باشد.
مثال دیگر: شیعه می گوید که امام زمان گفته است: کتاب کافی برای شیعۀ ما کافی است. اما همین شیعه وقتی در بحث گیر می کند، می گوید: فلان حدیث کافی ضعیف است؛ یعنی، تزکیه همۀ علمای شیعه وحتی  امام زمان دلیل نمی شود که هر حدیث کافی درست باشد.
   اما نویسندۀ کناب شبهای پیشاور می خواهد ما به خاطر این که فلان آدم خوب است، قبول کنیم که احادیث روایت شده به تمامی صحیح است. اگر حدیث درست بود، نویسندۀ کتاب بدون هیچ مکر و حیله ای می گفت: علمای شما گفته اند که حدیث صحیح است.
ادعای 81 شیعه مشرک نیست و دعا هایش توحیدی است ...  
جواب ما:
  این مرد سعی می کند حقایق کتابهای خویش را پنهان کند و آن جملاتی را نقل کند که بهترین هستند.      ما نمی گوییم: شیعه توحید ندارد؛ دارد؛ اما شرک هم دارد. و این دو با هم سازگار  نیستند پس آن توحید به دردش نمی خورد؛ زیرا با شرک فاسد شده است.  
این یک حقه بازی است؛ مثل زن فاحشه ای که در حجاب خود افراط می کند تا کسی به او شک نکند. اگر کسی او را در حال بدی دید، سردرگم می شود که این، همان است؟ و می گوید: نه بابا اون که با حجاب بود! حسبی الله .
پدر این ملت با این حقه بازی ها در آمد. این سالوس سعی کرده است شیعه را از شرک پاک کند و از کتابهای  مجلسی و قمی شاهد بیاورد. ما هم دور نمی رویم و از همین دو کتاب، شرک شیعه را ثابت می کنیم. 
  این جمله را مجلسی درباب زیارات مطلقۀ بحار الانوار نقل کرده است : 
«متعوذآ بک من نار استحققتها بما جنیت علی نفسی» 
پناه می برم به تو ای امام، از نار به خاطر جنایاتی که در حق خود کرده ام ومستحقش شده ام .
البته علمای شیعه برای ماست مالی می گویند: منظور زایر این است که شفیع شوید تا از آتش نجات یابم ! اما در زیارت نامه، این طلب مستقیم است و الله در این قضیه جایی ندارد. همه چیز در امام و و زایر خلاصه شده است .
 واین جمله را هم هنوز از کتاب «مفاتیح الجنان» قمی به یاد دارم که می گفت :
«یا علی یا محمد و یامحمد یا علی اکفیانی و انتما لی کافیان» 
ای علی و ای محمد و ای محمد و ای علی، مرا کفایت کنید که شما برای من کافی هستید.
سبحان الله ! به یاد دارم وقتی شیعه بودم و این دعا را م