رد: کیست دشمن من؟ فرمود: کسی که بیزاری می جوید از تو . 
ـ یا علی انت و اصحابک فی الجنة و شیعتک فی الجنة.
 یا علی، تو و اصحاب و شیعیانت در بهشت می باشید.
ـ مثلک فی امتی مثل امسبح عیسی بن مریم .
 یعنی، مَثَل تو در امت من مَثَل عیسی بن مریم است.
ـ فرقه شیعتک و هم المؤمنون ؛یعنی، فرقه ای شیعیان تو هستند و آنها مؤمنین اند.
ـ فانت یا علی و شیعتک فی الجنة و محبوا شیعتک فی الجنة و عدوک و الغالی فیک فی النار. 
یعنی: یا علی تو و شیعیان تو و دوستان شیعیانت در بهشت خواهید بود و دشمنان و غلوکنند گان در بارۀ تو در  آتش جهنم هستند.
- یا علی ستقدم علی الله انت و شیعتک راضین مرضین و یقدم علیه عدوک غضباً مقمحین.
 یا علی زود است که تو و شیعیانت بر خدا وارد شوید، در صورتی که از خدا راضی و خدا از شما راضی است و دشمنانت بر خدا خشمناک وارد می شوند در حالی که دستها بر گردنشان بسته می باشد ...  
جواب ما:
  تمام حدیث هایی که آورده است یا متروک است یا ضعیف یا موضوع یا ساختۀ خودش که باز از همان رفقای همیشگی خود نقل قول کرده است که معرف حضور تان هستند. مثل :
1- خوارزمی 
2- الحسکانی 
3-  گنجی 
4- سبط ابن جوزی
5- سیوطی 
6- این حجر مکی 
7- ابن صباغ 
8- سلیمان بلخی 
9 – سبط ابن جوزی 
ما در این جا تمام نوشته های او را ذکر کردیم تا خواننده دریابد که او با چه حقه ای کتاب خود را نوشته است. به طوری که بیش از هزار صفحه را از پرگویی ها پر کرده و یک حرف را ده بار آورده است. 
ارباب فن می دانند که پرگویی و بیهوده گویی یک راه موفق، برای به کرسی نشاندن یک حرف باطل و خسته کردن طرف مقابل است. چیزی که از کتاب حسکانی روایت کرده است چه لزومی دارد که دوباره از کتاب سلیمان بلخی هم نقل کند. احادیث آورده شده ، همه ضعیف یا دروغ  و ساختگی است و خودتان ببینید که طوفان حقه بازیها در میان امواج کلمات و جملات چه غوغایی می کند. 
و برای همین آقایان خوارزمی  و حسکانی و گنجی  و ابن صباغ را می بینید که راوی حدیث شده اند و افراد غیر مشهور مانند میر سید علی همدانی هم هستند. خلاصه یک حدیث صحیح هم در این میان نیست. شیعه تا کی می خواهد به  این تقلب ادامه دهد.
جالب است بدانید که در کتب اهل سنت حدیثی مشابه داریم اول حدیث را ببینید :
وعن أم سلمة قالت: كانت ليلتي، وكان النبي صلى الله عليه وسلم عندي، فأتته فاطمة فسبقها علي، فقال له النبي صلى الله عليه وسلم: "يا علي أنت وأصحابك في الجنة، إلا أنه ممن يزعم أنه يحبك أقوام يرفضون الإسلام ثم يلفظونه، يقرؤون القرآن لا يجاوز تراقيهم، لهم نبز يقال لهم: الرافضة، فإن أدركتهم فجاهدهم فإنهم مشركون". قلت: يا رسول الله ما العلامة فيهم؟ قال: "لا يشهدون جمعة ولا جماعة، ويطعنون على السلف الأول".
رواه الطبراني في الأوسط وفيه الفضل بن غانم وهو ضعيف.
ام المومنین ام سلمه روایت میکنه که شب، رسول الله در خانه من و نوبت من بود پس فاظمه در پشت سر علی آمد ای علی تو و دوستدارانت در بهشت هستید اما بدان که کسانی گمان میکنند ترا دوست دارند اما عملآ  اسلام را رد میکنند بزبان میگویند مسلمانیم و  اما قران خواندن آنها تا گلویشان است (درک  و فهم ندارند)  مردم آنها را رافضی میگویند اگر آنها را دیدی با آنها جهاد کن آنها مشرکند 
البته ما این حدیث را با آنکه در کتاب ماست و معنیش نیز درست است ،  قبول نداریم چون ضعیف است 
اما سوال این است :  شیعه که به این سلسله احادیث استناد میکند چرا این رانمینویسد؟ چرا ؟  چون صد درصد معنی حدیث بر آنها منطبق است!! 

ادعای 48 - این حدیث سنی ها در بارۀ اصحاب ، دلیل حقانیت شیعه است
  بر اساس حدیث « ان اصحابی کانجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم»  مذهب شیعه بر حق است؛ زیرا این حدیث می گوید از عمل هر صحابی که پیروی کنید، هدایت یافته هستید و ما از سلمان و ابوذر و مقداد و عمار پیروی می کنیم پس برحقیم ...  
جواب ما:
  ادعای ( ادعای 254 ) را بخوانید تا ببینید شیطان چگونه بر دوش این مرد سوار شده است.
ادعای 49 - سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هم شیعه بودند
  ابو حاتم رازی در کتاب «الزینه» گفته است که اولین نامی که در زمان رسول الله به وجود آمد، نام شیعه بود و آنها چهار نفر بودند ... ابوذر ، مقداد ، سلمان و عمار .
جواب ما:
   حدیثی در حق اصحاب آورده است تا مقام شامخ عمار و ابوذر و مقداد را نشان دهد که البته ما قبول داریم و به مقام والای آنها اعتراف می کنیم، اما او چه می خواهی بگوید!
او می خواهد بگوید: آنها از ابتدا در حزب علی بودند و دشمن خلفاء ؛ که دروغ است. حضرت عمر اگر می دانست  سلمان در حزب او نیست و با او دشمن است، چرا او را حاکم مدائن  نمود؟!
از آن جا که ترک عادت موجب مرض است در این جا نیز، این همه آیات و احادیث صحیح را رها کرده و یک حدیث دروغ را از یک کتاب غیر معروف به عنوان شاهد آورده است!		
 ادعای 50 - علت توجّه و تشیع ایرانیان در زمان خلفاء ، هوش سرشار بود
  دراین جا سخنان بی پایه گفته است از جمله:
هر کس از ایرانیان که به مدینه می رفت! به دلیل  هوش و ذکاوت خاص ایرانیان، حق و حقیقت را در علی می دید! ...  
این دلیلش است !
جواب ما:
   این هوش و ذکاوت خاص ایرانیان وقتی پیامبر ظهور کرد، کجا بود که در مقابل لشکر اسلام جنگها کردند؟! و تا شکست نخوردند دست از مبارزه برنداشتند. آیا ایرانیان، با هوش و ذکاوت خود، بعد از جنگ و بعد از شکست ایمان آوردند؟
 اگر ایرانیان در آن زمان هوش و ذکاوت سرشاری داشتند، چرا مسیحی نشدند که در زمان خود دین برتر بود ؟ چرا بر آتش پرستی باقی ماندند؟ چرا با خواهر زاده و برادر زاده و حتی خواهر ازدواج می کردند؟ چرا جامعۀ طبقاتی داشتند؟ چرا از عمر شکست خوردند ؟!
حضرت علی همان قدر با ایرانیانِ مشرک ، بد بود که حضرت عمر . 
بعد نوشت :
علت علاقۀ ایرانیان به علی این است که حسین داماد آخرین پادشاه ساسانی بود. 
جواب ما:
پس ای نادان، معلوم شد که علت علاقۀ مجوس ها به علی به گواهی خودت برای دین نبود و سبب اصلی، علاقۀ آنها به پادشاهان ساسانی بود.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:78.txt">ادعای51  - شیعه شدن مغولها به خاطر مناظرۀ علمی سنی و شیعه بود</a><a class="text" href="w:text:79.txt">ادعای 53 - منظور از یس در سورۀ یاسین همانا حضرت محمد است</a><a class="text" href="w:text:80.txt">ادعای 54- مراد از آل یس آل محمد است</a><a class="text" href="w:text:81.txt">ادعای 55 - صلوات بر آل محمد سنت  و در تشهد نماز واحب است پس شیعه برحق است ...  </a><a class="text" href="w:text:82.txt">ادعای 56 - سنی گواه می دهد بر فضایل اهل بیت پس مذهب ما درست است ...  </a><a class="text" href="w:text:83.txt">ادعای57 - ما نمی گوییم: شناخت امام؛ یعنی شناخت  الله</a><a class="text" href="w:text:84.txt">ادعای 58 - شناخت امام ، بزرگترین عبادات است</a><a class="text" href="w:text:85.txt">ادعای 59 -سنی عقیده دارد که الله قابل دیدن است</a><a class="text" href="w:text:86.txt">ادعای 60  - آیۀ ( لا تدرکه و الابصار) ، دلیل است  که ما در دنیا و آخرت نمی توانیم الله را ببینیم</a></body></html>ادعای51  - شیعه شدن مغولها به خاطر مناظرۀ علمی سنی و شیعه بود
  غازان مغول به اهل بیت