دیث را آورده است:
من مات على حب آل محمد مات شهيدا . ألا ومن مات على حب آل محمد مات مغفورا له . ألا ومن مات على حب آل محمد مات تائبا . ألا ومن مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الإيمان . ألا ومن مات على حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر ونكير . ألا ومن مات على حب آل محمد يزف إلى الجنة كما تزف العروس إلى بيت زوجها . ألا ومن مات على حب آل محمد فتح له في قبره بابان إلى الجنة . ألا ومن مات على حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائكة الرحمة . ألا ومن مات على حب آل محمد مات على السنة والجماعة 
ألا ومن مات على بغض آل محمد جاء يوم القيامة مكتوب بين عينيه : آيس من رحمة الله . ألا ومن مات على بغض آل محمد مات كافرا . ألا ومن مات على بغض آل محمد لم يشم رائحة الجنة 
خلاصه معنی حدیثش این است که اگر کسی با حب محمد و ال محمد بمیرد بعد از مرگ ،همه خوبی ها به او میرسد و کسیکه بر بغض محمد و آل محمد بمیرد همه بدبختی ها به اومیرسد 
جواب ما:
  این حدیث را داعی در صفحه 66 از کتاب شبهای پیشاور نقل کرده است و آلبانی آن را باطل و موضوع و جعلی می داند .
می گوید:
«لا أسألكم على ما أدعوكم إليه أجرًا إلا أن تحفظوني في قرابتي علی و فاطمه و الحسن و الحسین و ابناهما»  در کتب شماست. 
من از شما اجری نمی خواهم مگر این که رعایت فامیل مرا بکنید که علی و فاطمه و حسن وحسین می باشند.
عکرمه که مفسر بزرگ شماست، این طور گفته ...  

جواب ما:
  آیا  منظور پیامبر در این آیه  این بود که رعایت همسرم را نکنید و هرچه فحش بلد هستید به او بگویید؟ این است تفسیر شما از آیه و قول نبی ؟
  دیگر این که من این حدیث را در کتب خود ندیدم ، اما این گفتۀ عکرمه را دیدم: 
«وقال عكرمة: لا أسألكم على ما أدعوكم إليه أجرًا إلا أن تحفظوني في قرابتي بيني وبينكم  ، وليس كما يقول الكذابون.»
یعنی: عکرمه گفت : من از شما اجری نمی خواهم جز این که به خاطر قرابتی که بین من و شماست، مرا حفظ کنید. تمام قریش با یکدیگر فامیل و خویشاوند بودند و عکرمه می گوید: معنی آیه این است نه آن که دروغ گویان می گویند.
پس می بینید که نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور حرفها را دروغ یا  حتی برعکس نقل می کند.
 می گوید: این حدیث سنی هاست:
 النجوم أمان لأهل السماء وأهل بيتي أمان لأمتي
یعنی: ستارگان، امان اهل آسمانند و اهل بیت من، پناهگاه اهل زمین.
جواب ما:
این حدیث، اسنادش درست نیست. این را حافظ ابن حجر گفته است نه من .
اما من کم کم دارم به این نتیجه می رسم که یک دلیل برای درست نبودن حدیث این است که این شیاد به آن استناد کند زیرا ندیدم به یک حدیث درست متوسل شود.
می گوید: این حدیث در حق اهل البیت است و سنی این را می گوید:
«الزموا مودتنا أهل البيت فإنه من لقي الله عز وجل وهو يودنا دخل الجنة بشفاعتنا والذي نفسي بيده لا ينفع عبدا عمله إلا بمعرفة حقنا»
یعنی: پایبند باشید به حب اهل البیت که هر کس الله را ملاقات کند و محب ما باشد، به سفارش ما داخل بهشت می شود و قسم به الله که هیچ عملی بدون معرفت به حق ما ، سودی ندارد ...  
جواب ما:
  و منظورش از معرفت به حق ما؛ یعنی، اعتقاد به اله بودن امامان است. وگرنه ما که اهل بیت را دوست داریم و زنان رسول هم از اهل بیت هستند.
و در «مجمع الزواید» آمده است که این حدیث درست نیست.
ادعای 35 -سنی ها حدیثی دارند که بعد از وفات پیامبر کینه های پنهان صحابه آشکار می شود
  شیخ سلیمان حنفی بلخی  در کتابش  و در باب 75 حدیثی نقل کرده است:
  یا علی بترس از کینه هایی که در دل ها پنهان است، ظاهر نمی کنند الا بعد مرگ من. آنها کسانی هستند که لعنت می کند آنها را خدا و هر لعنت کننده ای ...    
جواب ما:
 منظورش کیست؟ معلوم است ابوبکر و عمر و عثمان .
  باز شیعه حیا ندارد و سلیمان بلخی را همچنان حنفی و سنی می داند تا شیعیان را بفریبد. 

  ادعای 36- فرزندان فاطمه اولاد رسول الله هستند پس ما می توانیم به آنها بگوییم: ابن رسول الله .
نویسنده می گوید: من  از دودمان رسول الله هستم ! و بعد شجره نامۀ خود را بیان کرد تا منتهی شد به حضرت علی.
سنی اعتراض کرد که جدّ تو علی است نه رسول الله. گفت: از طرف مادر به رسول الله می رسیم. پس اولاد رسول الله هستیم.
سنی گفت: درست است که با رسول الله  نسبت دارید، اما نسل  آدمی از اولاد ذکور است !
نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور در جواب ، این آیه را به عنوان دلیل می آورد: 
«وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ  وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ » ( الأنعام/85 و84)
و از فرزندان ابراهیم  برگزیدیم داوود و سلیمان و یوسف و موسی و هارون  و  زکریا و یحیی و عیسی را... ؛
یعنی، قران کریم، عیسی را که پدر نداشت از اولاد ابراهیم می داند ! 
چرا؟ چون از طرف مادر با ایشان نسبت داشت .
در این آیه، حضرت عیسی ذریۀ ابراهیم به شمار آمده است در حالی که از طرف مادر با ابراهیم نسبت داشت نه پدر . پس وقتی عیسی از طرف مادر، ذریۀ ابراهیم است، حسین هم می تواند از طرف مادرش ،فاطمه، ذریۀ نبی باشد .
چنانکه  ابوبکر رازی در تفسیر خود همین مطلب را می گوید:
  امام فخر رازی در ص 123 ،جلد چهارم تفسیر کبیر  می گوید: بر اساس این آیه، حسن و حسین ذریۀ  رسول الله هستند ...  
جواب ما:
اول = ما قبول داریم که حضرت محمد، پدر بزرگ حسن و حسین بوده اند ! و ایشان آن دو را پسرم خطاب کرده اند، اما این حرف را قبول نداریم که شما می گویید: یا ابن رسول الله ! بلکه باید بگویید: حسین بن علی. 
دوم = تعجب آور است که نویسنده اصلاً به آیه ای که صراحتاً به موضوع بحث مربوط است،  اشاره نمی کند. آیه این است:
« مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ »  (الأحزاب/40)
و نیست محمد پدر احدی از مردان شما. 
چون پدر هیچ مردی نیست پس ما حق نداریم به مردان بگوییم: ابن رسول الله .
 پس حق نداریم کسی را فرزند حقیقی رسول الله بدانیم .
سوم = مقایسۀ بین عیسی و حسن  و حسین نادرست است؛ زیرا عیسی بدون پدر به دنیا آمد و هیچ بشری  چون او نیست. لذا الله او را با نام «عیسی بن مریم» معرفی می کند؛ اما ما هر گز نمی گویم و حق نداریم که بگوییم: حسین بن فاطمه. چون امر شده ایم که پسر را با نام پدر بخوانیم .
این قیاس های  باطل از عادات عجیب شیعه است . عیسی ،عیسی بود و حسین ،حسین است ! 
عیسی بدون پدر متولد شد؛ لذا نسبت او  از طرف مادر است !
 آیا اکنون زنی می تواند، بگوید: بچه ام را بی پدر به دنیا آوردم و تعجب نکنید چون حضرت مریم نیز، بی شوهر بار دار شد !
 این قیاس های عجیب شیعه حیرت آور و شرم آور است !
حقه بازی اول علمای شیعه: استناد به حدیث دروغ
نمی توان گفت احادیثی که در کتب اهل  سنت جمع آوری شده است، همگی بی کم و کاست صحیح هستند. مکر اول علمای شیعه این است که برای اثبات عقاید خود به ضعیف ترین احادیث یا احادیث کاملاً ساختگی در کتب اهل سنت استدلال می کنند ! این عادت خیلی عجیب است ! اما آنها بدون هیچ خجا