 ـ را بيشتر مي‌نمايند و به يأس و سرخوردگي آنها مي‌افزايند و در نتيجه آنان از اقدام به ازدواج خودداري مي‌كنند.
چنانچه موانع و مشكلات ديگري را كه در راه ازدواج وجود دارند به اين مورد اضافه كنيم، همه اين‌ها زمينه را براي بي‌توجهي جوانان به ازدواج و ماندن دختران در خانه پدري و گسترش فساد و بي‌بندوباري و فروپاشي زندگي فراهم مي‌شود.
ضعف انگيزه‌اي ايمانی: كم‌توجهي به رابطه مشروع و كانون خانواده، زمينه را براي سوار شدن بر طوفان سهمگين كشش‌هاي نارواي نفساني فراهم نموده و فرصت انديشيدن به عواقب آن را از كم خردان گرفته است. اما اگر كسي بر اين باور باشد كه دينداري و پايبندي به ارزش‌هاي ايماني و اخلاقي آرامش و آسودگي فكري و رواني و اجتماعي همه‌جانبه‌اي را براي انسان به ارمغان مي‌آورد و درِ اميدواري و پيروزي در مقابل مشكلات زندگي را بر روي خود بگشايد، به ازدواج و تشكيل خانواده روي مي‌آورد.
اما اگر انساني در ضعف ايماني و اخلاقي قرار داشته و اميدش به ياري خداوند لرزان باشد، مدام در اضطراب و پريشاني به سر مي‌برد و روحيه و اراده اقدام به تشكيل خانواده را ندارد و در جهان معاصر متأسفانه بسياري از جوانان از اين بيماري رنج مي‌برند و روح ماده‌پرستي و طمع‌ورزي بر‌ آنان چيره گرديده است.
و تعداد اين‌گونه جوانان در عصر ما كم نيستند. چرا كه گرايش‌هاي مادي‌گرايانه و تسلط انواع گوناگون طمع و چشم‌ورزي رو به فزوني گذاشته‌اند. در اين صورت چگونه يك جوان تازه به بلوغ رسيده‌اي كه از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده مي‌تواند ازدواج كند در حالي كه هيچ كاري ندارد. اين‌ها از جمله مسائلي است كه رسم ازدواج را از رونق انداخته و تمايل افراد را نسبت به آن كم كرده‌اند.
ناهنجاري‌هاي اجتماعی: پديده شيوع فساد اخلاقي و روابط نامشروع ـ‌ كه حتي بسياري از حيوانات به آن تن نمي‌دهند ـ‌ پيامد طبيعي بي‌حجابي و بي‌حرمتي و پوشيدن لباس‌هاي زشت، قاطي بودن زنان و مردان، دختران و پسران نامحرم در مدرسه و دانشگاه و محل كار، پخش فيلم هاي مبتذل تلويزيوني و ويديويي و در كنار آن بي‌توجهي بسياري از اولياء و مربيان و در رأس آنها حكومت‌هاست.
بي‌حجابي و بي‌حرمتي برخي از دختران و هرزگي و ولگردي عده‌اي از پسران زمينه را براي بي‌اعتمادي بسياري ديگر فراهم كرده و تعداد بسيار كمي حاضرند با پسران و دختران هرزه و ولگرد و پوچ و بي‌خاصيت ازدواج نمايند. و در نتيجه بسياري از آنها دچار انواع بيماري‌هاي جسمي و رواني مي‌شوند و غالباً روز به روز بيشتر در باتلاق فساد غرق مي‌گردند و در بسياري موارد هم دست به خودكشي مي‌زنند.
لازم است كه اولياء و مسئولان از عقده خودبرتربيني خود را نجات بدهند و از بردگي مال و ثروت دست بردارند و بيشتر به تربيت درست فرزندان خود توجه كنند.
اما جواني كه نور ايمان در قلب او تابيده و چراغ هدايت اسلام را فراراه زندگي خويش نموده و به آداب و مسئوليت‌هاي ديني خود عمل مي‌نمايد، در پي يافتن همسري متدين و برخوردار از ارزش‌هاي ايماني برمي‌آيد. به كتاب خداوند و سنت رسول خداص متوسل مي‌شود و خداوند را بر كردار و گفتار خويش حاضر و ناظر مي‌داند و از گناه و نافرماني پرهيز مي‌كند و با عزمي قاطع و نيتي پاك تصميم به ازدواج مي‌گيرد. و اين فرموده رسول خداص را آويزه گوش خويش قرار مي‌دهد كه فرموده است:
«اي جوانان! هر يك از شما كه توانائيش را دارد ازدواج كند، زيرا سبب سر به زيري بيشتر و پاكدامني افزون‌تر مي‌گردد و اگر كسي از عهده آن برنمي‌آيد لازم است روزه بگيرد، زيرا روزه باعث تقليل نياز او به همسر مي‌شود». 
جواناني را كه از عهده تأمين مخارج ازدواج برنمي‌آيند به صبر و شكيبايي و پاكدامني و پرهيز از مسايلي كه غريزه آنها را تحريك مي‌كند، سفارش مي‌نماييم. زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:‏ وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ	(النور / 33)
«آنهايي كه امكانات ازدواج را ندارند، بايد راه عفت و پاكدامني را در پيش بگيرند تا زماني كه خداوند آنان را بي‌نياز مي‌نمايد». 
حاكم و ابن ماجه از ابن عباس روايت مي‌نمايند كه: «هيچ چيزي به اندازه ازدواج مايه آرامش خانوادگي و اجتماعي نيست». و امام احمد و ابوداود و حاكم از ابن عباس نقل مي‌نمايند كه: «اسلام ترك ازدواج را تأييد نمي‌كند». بدين معنا كه اسلام با رهبانيت و گوشه‌نشيني و ترك مسايل اجتماعي مخالف است. و در حديثي متفق عليه آمده است كه رسول خداص فرموده است: «من با زنان ازدواج مي‌نمايم هركس از سنت من روي‌گردان شود، جزو ما به شمار نمي‌آيد».
لازم است جوانان از پاره‌اي عادات زيان‌آور و ناپسند مانند: استمنا و عمل قوم لوط به شدت پرهيز نمايند. زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:
‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ‏ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‏(مؤمنون / 5-6)
«آنهايي كه شرمگاه‏هايشان خود را (از فساد و فحشا) مصون مي‌دارند * مگر با همسران يا كنيزان (به نكاح درآمده) كه در اين صورت مورد ملامت قرار نمي‌گيرند». 
و در روايتي آمده است كه: «كسي كه با دست خود استمنا مي‌نمايد، ملعون است». 
هم‌چنين دختران مسلمان و اهل ايمان از عادت سري و هم‌جنس‌گرايي پرهيز مي‌نمايند، و خود را در معرض بيماري‌هاي جسمي مانند: سل، تيفوئيد و بيماري‌هاي رواني مانند: اضطراب و پريشاني قرار نمي‌دهند. زيرا رسول خداص مي‌فرمايد: «استمناي ميان زنان برايشان زنا به شمار مي‌رود».  لازم به يادوري است كه عمل «استمنا» گناه و خلافكاري به شمار مي‌آيد و رأي اكثريت علما بر تعزير و مجازات مرتكب آن است.
عمل قوم لوط: عمل قوم لوط حتي با همسر يا هم‌جنس‌بازي جنايت و معصيتي خطرناك است كه يكي از پيامدهاي آن شيوع بيماري‌هاي «ايدز» يا از بين رفتن مقاومت بدن در مقابل بيماري است. قرآن در ارتباط با اين عمل زشت و ناپسند خطاب به قوم لوط و دنباله‌روان آنها مي‌فرمايد:‏‏ أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ ‏وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ‏	(الشعراء / 165-166)
«آيا در ميان جهانيان (راه انحراف را در پيش مي‌گيريد) و به سراغ ذكور مي‌رويد * (و به جاي زنان با آنان آميزش مي‌نماييد؟!) و همسراني را كه پروردگارتان برايتان ‌آفريده است رها مي‌كنيد». 
و در نهايت به خاطر عناد و لجاجت‌شان خداوند آنان را نابود گردانيد.‏ كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ ‏‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ‏	(القمر / 33-34)
«قوم لوط به هشدارهاي پيامبر (لوط) بي‌توجهي كردند و او را تكذيب نمودند *‌ما هم تندبادي كه ريگ‌ها را به حركت درمي‌آورد، فرستاديم (و همه آنها) را نابود كرديم به جز