عروفترین کتاب‌هایی که در رد او نوشته شده است کتاب: (ظلمات أبی ریه أمام أضواء السنة المحمدية) أثر عبدالرزاق حمزه، و (الأنوار الكاشفة لما في أضواء السنة من الزلل والتضلیل والمجازفة) و دکتر سباعی نیز در کتابش (السنة ومکانتها فی التشریع الإسلامی) در رد او مطالبی بیان کرده است، و در مقدمة کتابش منابع ابوریه را در تألیف کتابش ذکر کرده است، و گفته که منابع و مراجع کتاب او مصادر ذیل می‌باشند: 
1-	آرای ائمة معتزله.
2-	آرا و نظریات غلاة شیعه. 
3-	نظرات مستشرقین (خاورشناسان). 
4-	داستان‌هایی که در بعضی از کتاب‌های ادبی ذکر می‌شوند. 
5-	کینه های پنهانی که سالها در سینة مؤلف می جوشید(2) . 
آیا پس از این شایسته است که به سخنان چنین شخصی اعتماد کرد؟! 
چهارم: اینکه، در مورد سخن شیخ محمد عبده و رشید رضا، باید بگویم که من در این جلد و در این صفحه و در دیگر صفحات چیزی ندیدم که ارتباطی با این موضوع داشته باشد، و تنها چیزی که من دیدم مذمت شیعه و تأکید بر اینکه مذهب درستی ندارند بود .... (ص 11- 135). 
------------------------------------------------------------------
1) إرشاد الفحول (ص 26). 
2) السنة ومکانتها فی التشریع الإسلامی (ص 18). 
=============================
65- شما گفته‌اید: (و این درست همان نظریة شیعة امامیه است). 
می‌گویم: منظور شما را از این سخن تان متوجه نمی شوم؟! 
شما ما را به سخنی حواله می‌دهید که قبلا ذکر شده است، بخشی از این سخنان را کسانی گفته‌اند که از دایرة اسلام خارج هستند، و بخشی از سخنان ائمة اسلام است، شما متناقضات را جمع کرده‌اید، ای کاش، منظور خود را واضح می نمودید؛ چون شما به اقوال متناقضی حواله داده‌اید. بعضی از این اقوال، بزرگان اصحاب را تعظیم می‌کند و در مورد دیگران توقف می‌نماید، و بعضی از آرا و نظریات صحابه حرف می‌زنند و می‌گویند: گرفتن این نظریات واجب نیست... آیا شما همه اینها را می‌پذیرید و می‌گویید؟! 
اما اینکه شما ادعا کرده‌اید که این همان نظریة شیعة امامیه است باید توضیح بدهید تا منظور تان دانسته شود. آنچه شما ذکر کرده‌اید بخشی از آن از دیدگاه شما مورد قبول است و برخی از آن مردود است، آیا نظر شما همین است؟!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8.txt">مقدمه‌ای در مورد فضایل صحابه</a><a class="text" href="w:text:9.txt">کجاست آن سرزمین‌هایی که شیعیان فتح کرده‌اند؟!</a><a class="text" href="w:text:10.txt">حدیث حوض</a><a class="text" href="w:text:11.txt">حدیث: «إنما فاطمة بضعة مني»</a><a class="text" href="w:text:12.txt">آیه: وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ</a><a class="text" href="w:text:13.txt">حدیثی که پیامبر(ص) خواست هنگام مرگش نامه ای بنویسد (حدیث قرطاس)</a></body></html>66- شما گفته‌اید: (برخی گفته‌اند که کسی که بعد از آنها می‌آید از آنها افضل و برتر می‌شود، چنانچه قرطبی گفته است، و ابن عبدالبر (متوفای سال 463 هـ) می‌گوید: ممکن است فردی بعد از صحابه بیاید و از کسی که از زمرة صحابه است برتر و افضل باشد، و اینکه پیامبر (ص) فرمود: (بهترین مردم کسانی هستند که در قرن من زندگی می‌کنند) کلی و عام نیست، چون در یک قرن افراد فاضل و مفضول قرار دارند، و در قرن و عصر پیامبر گروهی از منافقان بوده‌اند که تظاهر به ایمان می‌کرده‌اند، و کسانی بوده‌اند که مرتکب گناهان کبیره شده‌اند و بر آنها یا بر برخی از آنها حد جاری شده است). [تفسیر قرطبی (4/171)]. 
پاسخ: 
ابن عبدالبر -رحمه الله- اصحاب را به دو نوع تقسیم می‌کند: 
نوع اول: سابقین اولین، کسانی که مسلمان شدند و هجرت کردند و در بدر و حدیبیه حضور داشتند. 
دوم: کسانی که بعد از اینها بودند. ابن عبدالبر معتقد است که هیچ کس به گروه اول نمی‌رسد، ولی ممکن است در عمل کسی به گروه دوم برسد و به اندازة آنها عمل صالح انجام دهد – اما نمی‌تواند به فضیلت صحابی بودن هم برسد – در زمانی که زمانه فاسد و خراب است. 
و او رحمه الله بعد از ایراد احادیثی در ستایش کسانی که بعد از پیامبر (ص) می‌آیند می‌گوید: (گروهی گفته‌اند: این احادیث با آنچه از پیامبر (ص) روایت شده که: «بهترین مردم کسانی هستند که در عصر من زندگی می‌کنند و سپس کسانی که بعد از آنها می‌آیند» تعارض دارد، حدیث مذکور حدیث حسنی است، و از نظر من تعارضی با آن احادیث ندارد، چون که گفتة پیامبر (ص) که فرمود: «بهترین مردم کسانی هستند که در عصر من زندگی می‌کنند» عام و کلی نیست، به دلیل اینکه بصورت جمع آمده است... . سپس این حدیث را که «لاتسبوا أصحابی» اصحاب مرا ناسزا نگویید و آیه ﴿کُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ﴾. (آل عمران: 110). «شما بهترین امتی هستید که به سود انسان‌ها آفریده شده‌اید». و قولی از عمر (رض) را ذکر کرده و سپس گفته است: (ابن عباس در مورد این آیه که ﴿کُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ﴾. گفته است که آنها کسانی هستند که از مکه به مدینه هجرت کردند و در بدر و حدیبیه حضور داشته‌اند. و این دلیلی است بر اینکه بهترین افراد عصر پیامبر (ص)، اصحاب او هستند، و گفته آن حضرت که «بهترین مردم کسانی اند که در عصر من زندگی می‌نمایند» این جمله در لفظ آن کلی ذکر شده است، اما معنای آن خاص است)(1). 
او رحمه الله می‌خواهد بیان کند که لفظ حدیث «کسانی که در عصر من هستند» جمله‌ای عام و کلی است، اما منظور از آن خاص است، تا منافقان و غیره از آن بیرون شوند. 
و شاید او به این اشاره می‌کند که وقتی زمانه فاسد می‌شود و مؤمنان دوباره مورد ابتلا و آزمایش قرار می‌گیرند، پاداش آنها چند برابر می‌شود همان طور که پاداش اصحاب در آغاز اسلام چند برابر گردید؛ به جز اهل بدر و حدیبیه که کسی با آنها برابر نخواهد بود.
در پایان سخنشان چنین گفتند: در این حالت پیشینیان این امت با آخرینهای آن در پاداش برابر خواهند شد، بجز کسانی که در غزوة بدر و صلح حدیبیه شرکت داشتند، و خداوند داناتر و برتر است(2). 
بنابراین، عبارت شما با کلام و مذهب ابن عبدالبر -رحمه الله- انطباق پیدا نمی‌کند چون شما نص و عبارت را کاملاً نقل نکرده‌اید. 
------------------------------------------------------------------
1) التمهید (بترتیب فتح البر) (2/314- 315). 
2) حوالهء گذشته (2/321). 
=============================
67- شما گفته‌اید: (و همین طور نووی از قاضی عیاض، و او از ابن عبدالبر نقل کرده است [شرح مسلم (3/138)]، و مناوی در فیض القدیر، و مبارکفوری در تحفة الأحوذی، و ابن حجر در فتح الباری، همین را نقل کرده و سپس در مورد آن بحث کرده است...)، [فتح الباری (7/6)].
می‌گویم: در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، نووی بعد از این حدیث: «دوست داشتم که برادران خود را می‌دیدم». گفتند: ای پیامبر خدا، مگر ما برادران تو نیستیم؟! فرمود: «شما اصحاب من هستید، و برادران ما کسانی هستند که هنوز نیامده‌اند»(1) ، به سخن ابن عبدالبر اشاره کرده است، بدون اینکه سخن او را کامل بیاورد. سپس نووی کلام باجی را در تفسیر «شما اصحاب من هستید» ذکر کرده است که او می‌گوید: (و معنای آن این نیست که آنها برادرانش نیستند، بلکه در اینجا به رتبه و مکانت والای 