مه این کارها را می‌کند در حالی که می‌بیند باطلی وجود دارد و هر خلیفه‌ای آن را برای دیگری به جای می‌گذارد؟! 
بار الها! تو پاکی، این بهتان بزرگی است!! 
چهارم: اینکه، شما گفته‌اید: (اهل سنت همان مسلمین صدر اسلام هستند، ولی آنها با وصیت پیامبر مخالفت کردند و وصیت پیامبر را در مورد علی و اهل بیتش اجرا نکردند). 
می‌گویم: اگر منظور شما از وصیت امامت است، باید بگوییم که این وصیت از نظر ما دروغ است و در حقیقت وجود خارجی ندارد. 
و اگر منظور شما این است که اهل سنت اهل بیت را دوست نمی‌دارند و فضیلت آنها را قبول ندارند، باید گفت که این ادعای باطلی است. اهل سنت اصحاب پیامبر(ص) را گرامی می‌دارند چون آنها به پیامبر ایمان آورده و با او همراهی کرده‌اند، و اهل سنت معتقدند که اصحاب(رض)  به برکت صحبت آن حضرت (ص) مقام والایی دارند، سپس چطور اهل سنت اهل بیت پیامبر را گرامی نمی‌دارند؟! کجا یکی از اهل سنت را دیده‌اید که نسبت به اهل بیت توهین کرده باشد؟! 
اهل سنت با محبت خداوند عزوجل و پیامبرش و با دوست داشتن صالحین اهل بیت به خدا تقرب می‌جویند، و در هر نمازی برای همه اهل بیت دعا می‌کنند، و هر نمازی که در آن برای اهل بیت دعا نشده باشد در صحت آن اختلاف است. 
و اگر فردی یا افرادی یافت شوند که به اهل بیت توهین می‌کنند، این گناهی است که بر گردن کسانی است که مرتکب آن می‌شوند، و چنین افرادی از هزاران و صدها هزار اهل سنت که دل‌هایشان سرشار از ذکر فضایل اهل بیت و دعای نیکی برای آنهاست، و در همه کتاب‌هایشان از روی عقیده و ایمان، نه از روی تقیه می‌گویند: خداوند از اهل بیت راضی باد، نمایندگی نمی‌کنند. 
اما اتفاقاتی که در صدر اسلام رخ داده‌اند فتنه‌هایی هستند که کسانی از اصحاب که در آن مشارکت داشته‌اند قصد آن را نداشته‌اند. و اگر شیعه براساس عقیدة امامت حزب گرایی نمی‌کردند موضع آنها در مورد این فتنه‌ها همان موضع اهل سنت می‌بود. 
و اتفاقات فردی افتاده است که جمهور صحابه و اهل سنت از آن راضی نیستند. 
---------------------------------------------------------------------------
1) قرطبی (18/31). 
2) تفسیر ابن کثیر (8/98). 
3) تفسیر الرازی (29/510). 
4) تفسیر الثعالبی – سورة حشر. 
5) تفسیر البغوی – سورة حشر. 107- شما گفته‌اید: (تا اینجا مفاد و مفاهیم آیات روشن می‌گردد، و ثابت می‌شود که امامیه به اندازة سرمویی با آن مخالفت ندارند، و امامیه نسبت به هیچ مرد و زن صحابی کینه ندارند؛ ولی به عدالت همه معتقد نیستند، و می‌گویند: آنها چون تابعین هستند). 
می‌گویم: (تا وقتی شیعه معتقدند که اصحاب (رض) خیانت کرده‌اند و با وصیت پیامبر(ص) که آنها جان‌هایشان را فدای ایشان می‌کردند و با شمشیر و اموالشان او را یاری می‌کردند و در هیچ فرمانی از او سر پیچی نمی‌کردند و هیچ اهل و مالی را برایشان مقدم نمی‌داشتند، مخالفت ورزیده‌اند این ادعا را نمی‌توان قبول کرد. سپس به گفتة شما آنها فرمان او را اطاعت نمی‌کنند و فضیلت آن حضرت را فراموش می‌کنند و حال آن که خداوند عزوجل آنها را به سبب پیامبر از کفر نجات داد و از گمراهی بیرون آورد. 
این خیال عجیب و غریبی است؛ عقل سلیم و قلب پاک آن را نمی‌پذیرد و در دلی که معتقد به عدالت آنها باشد جای نمی‌گیرد؟! 
اگر شما به عدالت صحابه معتقد می‌بودید روایات آنها را قبول می‌کردید. و اگر روایات آنها را قبول کنید عقاید شما از هم فرو می‌پاشد. 108- شما گفته‌اید: (از ابو سعید خدری روایت است که می‌گوید: پیامبر (ص) فرمود: (به اصحاب من ناسزا نگویید، اگر هر کس از شما به اندازة کوه احد طلا انفاق کند به اندازة مد آنها و نصف آن نمی‌‌رسد). [صحيح بخاری (3673) و صحیح مسلم 2541]. 
این حدیث واضح‌ترین دلیل برای این است که اصحاب به یکدیگر ناسزا می‌گویند، و به خاطر این، پیامبر (ص) خالد را از ناسزا گفتن به عبدالرحمان بن عوف نهی کرد، و آنها هر دو از صحابه بودند، و این روشن‌ترین دلیل برای این است که همه اصحاب به طور عام و کلی عادل نیستند. 
و سعد بن عباده سردار خزرج خطاب به سعد بن معاذ می‌گوید: (سوگند به خدا دروغ گفتی! و اسید بن حضیر پسر عموی سعد بن معاذ خطاب به سعد بن عباده می‌گوید: سوگند به خدا او را می‌کشیم، تو منافق هستی). [صحيح بخاری تفسیر سورة نور]. 
اما مهم این است که باید بین ناسزا گفتن صحابه و نقد زندگی آنها فرق گذاشت، اسلوب و شیوه فحش و ناسزا غیر از اسلوب و شیوة نقد است، فحش و ناسزا گفتن بر آمده از تعصب است، و نتیجه کینه و دشمنی و هوا پرستی می‌باشد. اما انتقاد براساس و پایه‌های درست و معیارهای سالمی استوار است، و طالبان حقیقت به آن روی می‌آورند). 
در پاسخ می‌گویم: چند نکته در اینجا قابل تأمل است. 
اول: اینکه، اصحاب (رض) بشر و انسان بوده‌اند، و با پذیرفتن اسلام تبدیل به فرشته نشده‌اند، و بشریت و انسان بودن از پیامبران هم جدا نشده است، چه برسد به دیگران، خداوند عزوجل در مورد موسی (ع) می‌گوید:(وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ)(قصص: 15).
موسی بدون اینکه اهالی شهر مطلع شوند وارد آن جا گردید. در شهر دید که دو مرد می‌جنگند که یکی از قبیلة او و دیگری از دشمنان او است. فردی که از قبیله او بود، علیه کسی که از دشمنانش بود از موسی کمک خواست (و موسی کمکش کرد) و مشتی بدو زد و او را کشت. موسی گفت: این از عمل شیطان بود واقعاً او دشمن گمراه‌کنندة آشکاری است. 
اصحاب (رض) هم اشتباهاتی گاهی از آنها سر می‌زد که خداوند (جل جلاله) یا پیامبرش  آن را تصحیح می‌کرد. 
اما این ادعا که این دلیلی بر علیه عدالت عموم اصحاب است؛ پذیرفته نیست. همان طور که از مقام و جایگاه موسی (ع) به خاطر خطایی که از او سر زد و به آن اعتراف کرد که از عمل شیطان است کم نمی‌گردد؛ صحابی نیز همین طور است. و هیچ کس نگفته است که از صحابی خطا سر نمی‌زند، چون سر نزدن خطا یعنی عصمت، و اهل سنت نمی‌گویند که اصحاب (رض) معصومند. 
و همه کاری که از آنها سر زده همین است که از بعضی از آنها نقل می‌شود، و این کار در مقابل نیکی‌ها و فضایل آنان اندک و ناچیز است. 
دوم: اینکه، شما گفته‌اید: (مهم این است که بین ناسزا گفتن به صحابه و بین نقد کردن زندگی آنها باید فرق گذاشت...) این فقط یک تئوری است و در واقعیت وجود خارجی ندارد. 
این ادعا که اصحاب به وصیت خیانت کرده‌اند و از اجرای آن امتناع ورزیده‌اند، و همه اصحاب به جز چهار نفر با هم توطئه کرده و وصیت را پنهان کرده‌اند، بزرگترین ناسزا و دشنام است. 
شما اگر به کسی ناسزا بگویید، این یک کار فردی است که ضرر بزرگی از آن بر نمی‌آید. اما وقتی انسانی را متهم کنید که در دین خیانت کرده و از فرمان پ