 داستان اخدود پسر بچه‌ای به خاطر احیای دین خود به مرگ تن نمی‌دهد؟! 
آیا خمینی را ندیدید که برای تأسیس حکومتی برای مذهبش تلاش و کوشش نمود؟! 
آیا زنان فلسطینی و زنان چچنی به خاطر حمایت و یاری کردن سرزمین و دین خود دست به عملیات استشهادی نمی‌زنند؟! 
عملکرد علی (رض) نشانگر دو چیز است: یا اینکه ادعای وصی بودن او ادعایی دروغین است. و یا اینکه علی(رض)  ضعیف بوده است، که هرگز او چنین نبوده و او پاک است. بنابراین گزینه اول درست است یعنی ادعای وصی بودن او دروغ است.
به حسن بن حسن بن علی گفته شد: (آیا پیامبر به علی نگفت که: هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست؟ گفت: سوگند به خدا اگر منظور پیامبر از این حکومت و پادشاهی بود آن را به صراحت برای شما توضیح می‌داد، چنان که نماز و زکات وروزه و حج و ... را به صراحت و شفافیت برای شما بیان کرده است، و اگر آن طور ‌بود که شما می‌گویید، علی بیشتر از همه مردم در این مورد مرتکب جرم و اشتباه شده است؛ زیرا او آنچه را که پیامبر (ص) او را بدان فرمان داده بود ترک کرد)(1). 
دوم: اینکه شیعه ادعا می‌کنند که فاطمه رضی الله عنها مورد اذیت و آزار قرار گرفته و حقش پایمال شده است و کتک خورده و عمر (رض) او را تهدید کرده که خانه‌اش را آتش خواهد زد. 
آیا این توهین به علی(رض)  نیست؛ که او با چشمان خودش ببیند که همسرش را می‌زنند و شکنجه می‌کنند و بر اثر آن بچه‌ای که در شکم دارد را سقط می‌نماید و او سکوت می‌کند؟! 
کجاست شجاعتی که علی بدان مشهور است؟! 
چرا غیرت علی (رض) به خاطر همسرش فاطمه رضی الله عنها به جوش نمی‌آید؟! 
دختر پیامبر (ص) و همسر علی (رض) مورد اهانت و ضرب و شتم قرار می‌گیرد و علی تماشا می‌کند؟! 
آیا غیرت علی(رض)  به خاطر زنش به جوش نمی‌آید؟! 
پاک است علی (رض)، سوگند به خدا او بزرگتر از این است که چنین کارهایی با خانواده‌اش انجام شود و او سکوت کند!! اگر به حیثیت فاطمه رضی الله عنها توهین می‌شد شهسوار و قهرمان میدان‌های نبرد و دلیر مرد بنی هاشم و اولین جوانی که به اسلام مشرف گردید هرگز نمی‌پسندید که فاطمه مورد اهانت قرار بگیرد و زده شود و او سکوت اختیار کند، و مرگ از چنین زندگی بی‌ارزشی بهتر است. 
و عجیب است که شیعه می‌گویند: (امام باید از همه مردم شجاع‌تر باشد)(2)، سپس ادعا می‌کنند که امام این گونه نبوده است!! 
اما قضیة میراث فاطمه رضی الله عنها، اگر علی نمی‌دانست که اجتهاد فاطمه این گونه است و اجتهاد او با نص پیامبر (ص) متعارض است، علی اولین کسی بود که آن را مطالبه می‌کرد و علی بعداً وقتی زمام فرمانروایی را به دست گرفت میراثی را به عنوان میراث پیامبر تقسیم نکرد، اگر علی (رض) معتقد ‌بود که پیامبر (ص) از خود ارث به جا می‌گذارد پس چرا وقتی خودش به خلافت رسید میراث آن حضرت را تقسیم نکرد؟! 
و چگونه فاطمه رضی الله عنها سهمية خود را از میراث می‌خواهد و به خاطر آن خشمگین می‌شود، و به خاطر امر دینی که بزرگتر از مال و ثروت است یعنی امامت خشمگین نمی‌شود، امامتی که شما ادعا می‌کنید صحابه بعد از وفات پیامبر مانع از تحقق آن گردیدند، چگونه فاطمه در مورد امامت اصلاً حرفی نمی‌زند، آیا او هم می‌ترسد و تقیه می‌کند؟! چرا از مطالبه میراث خودش نترسید؟! 
سوم: اینکه علی (رض) دخترش ام کلثوم را به ازدواج عمر (رض) در آورد، و عمر از دیدگاه شما کافر یا فاسق است و شما ادعا می‌کنید که عمر به زور دختر علی را گرفته است و علی (رض) از دخترش دفاع نکرد و راضی شد که به ناحق او را ببرند، این بزرگترین توهین به علی (رض) است!! 
راضی شدن به چنین چیزی یعنی ترس و بزدلی و علی (رض) هرگز چنین نبوده است! و اگر عمر مؤمن نمی‌بود او دخترش را به ازدواج عمر در نمی‌آورد. 
چهارم: علی (رض) به همه این عقب‌نشینی‌ها - به گفتة شما – بسنده نکرد، بلکه او اسم کفار و فساق را از روی تقیه بر فرزندانش گذاشت؟! 
لا حول ولا قوة إلا بالله! 
آیا همین کافی نبود که در برابر الغای وصیت، و توهین به فاطمه در مقابل چشمانش سکوت اختیار کرده بود و نتوانست دخترش را از ازدواج با کسانی که مؤمن نبودند نجات دهد، آیا اینها کافی نبودند که او اسم کافران و فاسق را بر فرزندانش گذاشت، و اسم آنها را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشت؟! 
این چه بدبختی است که شیعه گرفتار آن هستند؟! 
آیا اینها صفاتی هستند که شایستة امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (رض) می‌باشند؟! 
ما گواهی می دهیم که او (رض) بسیار پرهیزگارتر از این بود و بسیار پاکتر از تصویری است که روایات و عقاید شیعه امامیه از او ارائه می‌دهند. 
لالکائی از دو طریق از علی بن حسین زین العابدین رحمه الله روایت می‌کند که او گفت: (ای اهل عراق! ما را براساس اسلام دوست بدارید، سوگند به خدا همچنان در دوستی ما پیش رفتید تا اینکه دوستی شما توهینی شد به ما)(3). 
پنجم: چرا علی(رض)  در سرزمینی باقی ماند که در آن او مورد توهین قرار می‌گیرد و حتی به دین و آبرو و حیثیت و ناموس او توهین می‌شود، چرا او از این سرزمین هجرت نکرد، آن گونه که خداوند متعال می‌فرماید:(إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِکَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ کُنتُمْ قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا(97) إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً(98))(نساء: 97- 98).
«بیگمان کسانی که فرشتگان (برای قبض روح) به سراغشان می‌روند. (و می‌بینند که به سبب ماندن با کفار در سرزمین کفر، و هجرت نکردن به سرزمین ایمان) بر خود ستم کرده‌اند، بدیشان می‌گویند: شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید در صف کفار جای داشتید)  گویند: ما بیچارگانی در سرزمین (کفر) بودیم، گویند: مگر سرزمین خدا وسیع نبود تا در آن کوچ کنید؟ جایگاه آنان دوزخ است و چه بد جایگاهی و چه بد سرانجامی! مگر بیچارگانی از مردان و زنان و کودکانی که کاری از آنان ساخته نیست و راه چاره‌ای نمی‌دانند».
آیا علی(رض)  از این افراد معذور بوده است؟! و خداوند او را به عنوان امام مقرر نموده و وصی قرار داده است، و حال آن که خداوند می‌داند که او قدرت اجرای وصیت را ندارد؟! 
آیا دیده‌اید که پادشاهی مرد ناتوانی را که قدرت فرماندهی ندارد به عنوان فرمانده و امیر مقرر کند؟! 
ما معتقدیم که اگر علی (رض) می‌دانست که او امامی است که از سوی خدا مقرر و تعیین شده است، سوگند به خدا او به این چیزها راضی نمی‌شد و در برابر کسانی که با امامت مخالفت کردند مواضع روشنی اتخاذ می‌کرد، و اگر به همسر او تجاوزی صورت می‌گرفت از او یعنی از فاطمه رضی الله عنها، - دختر رسول الله (ص) - دفاع می‌کرد، و اگر عمر دخترش را به زور به ازدواج خود در می‌آورد علی از نوة پیامبر یعنی ام کلثوم دفاع می‌کرد. 
خداون