ل طر و دستى بين دوستان و جلبِ آن براى ديگران و كسيكه آنرا انجام دهد، و يا از آن راضى شود كافر گردد و دليل قول تبارك و تعالى است كه ميفرمايد: وما يعلمان من أحد حتى يقولا إنَّما نحن فتنة فلا تكفر . [البقرة 102] .
[اين دو شخـص صالح كسى را آموزش نمى دادند تا آنكه قبلاً بـه او گوشـزد مى كردند كه ما به حقيقت براى امتـحان آمده ايم تا دانسته شود چـه كسانى كفر را بر ايمان ترجيح مى دهند و طالب فراگرفتن سحر مى شوند، پس تو اى شنونده كافر مشو(3)] .
هشتم: پشتيبانى كـردن از مشركان و يارى كردن آنان بر ضد مسلمانان، و دليل آن قول باريتعالى است كه مى فرمايد: ومن يتولهم منكم فإنَّه منهم إنَّ الله لا يهدى القوم الظالمين . [المائدة 51] .
[و هر كسى كه از شما مسلمانـان آنانرا ـ يهود و نصارى ـ دوست گيرد او از جمله آنان بشمار مىرود، يقيناً خدا براه راست نمى رساند گروه ستمكار را(4)] .
نهم: كسيكه معتقد باشد كه بعضى از مردم مىتوانند از شريعت و دين محمد ص خارج شوند كافر مى باشد .
خـداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: ومن يبتغ غير الإسلام ديناً فلن يقبل منه وهو في الآخرة من الخاسرين . [آل عمران 85] .
[و هر كسيكه غير اسلام ـ براى ديندارى ـ دينى ديگر بخواهد پس هرگز از او پذيرفته نمى شود و او در آخرت از زيانكاران است] .
دهم: روى گردانى و اعراض نمودن از دين خدا و نياموختن اسلام و عمل نكردن به آن .
و دليل آن قول خداوند مى فرمايد: ومن أظلم ممن ذُكِّر بآيات ربه ثم أعرض عنها إنَّا من المجرمين منتقمون . [السجدة 22] . [چه كسى ستمگرتر است از كسيكه آيات پروردگارش به او ياد آورى شود سپس او از آيات روى گردانى كند (هيچ كس ستمگرتر از او نيست) ما از جنايتكاران انتقام مى گيريم] .
و در تمامى اين نواقض و مخالفتها بين اينكه انسان جـدى باشـد و يا اينكه شوخى كنـد و يا از انجام آن بترسد، هيچ فرقى وجود ندارد، مگر كسيكه مكره يعنى مجبور شود به انجام آن عمل در حاليكه او راضى نيست .
و همه اينها از امور خطرناكى است كه ممكن است مردم در آن واقع گردند .
پس بر مسلمان لازم است از آنها بر حذر باشد و بترسد از اينكه در اين گناهان بيفتد و بايد از آن اجتناب و دورى ورزد.
...................
(1) مانند كسيكه بر سر قبرستانها قربانى كند.
(2) قوانين رسمى كشورى.
(3) و سـحر طلب مكن زيرا با عمل كردن به سحر كفر شخص ظاهر مى شود.
(4) كسانيكه بخود ستم مى كنند و با كافران دوستى بر قرار مى كنند.در مخالفت و نواقض چهارم بعضى از مسائل وارد مى شود كه برايتان توضيح مى دهيم .
هر كس اعتقاد داشته باشد كه قوانين وضعى و رسمى كشور كه مردم آنرا اختراع كرده اند و از ساختهء بشر است از دين مبين اسلام بهتر است .
يا اينكه بگويد دستور اسلام براى قرن بيستم غير قابل قبول است .
و يا اينكه بگويد شريعت الهى ـ دين اسلام ـ سبب خسارت و عدم پيشرفت، و سبب عقب ماندگى مسلمانان در قرن بيستم شده است .
يا اينكه بگويد دين اسـلام فقط واسطه و رابطه اى است بين خدا و بنده، و هيچ ربطى در ساير شؤون زندگى ندارد، پس كسيكه اين اعتقاد را داشته باشد نيز كافر است .
هر كس معتقد باشـد كه بريدن دست دزد و سنگسار كردن زن يا مرد زنا كارى كه قبلاً ازدواج كرده و يا در حال حاضر متأهل است براى اين زمان غير قابل قبول است نيز كافر مى باشد .
هر كس عقيـده داشته باشد كه حكم نمودن و قضاوت كردن در معاملات خريـد و فروش و حدود الهى بغير از حكم خداوند عز وجل جايز است كافر مىشود، اگر هم به اين عقيـده نباشد كه آن حكم از حكم خداوند بهتر است .
زيرا با اين عمل و اعتقاد آنچه بطور اجماع مسلمانان خداوند آنرا حـرام كرده، او آنرا حلال دانسته است، و كسى چيزى از آنچه خداوند حرام دانسته و حرمت آن واضح و آشكار باشد، مانند زناكارى و شرابخوارى و رباخوارى و قضاوت و حكم بغير از شريعت الهى آن شخص به اجماع مسلمانان كافر است .
بار الهى ما از غضب و خشم و عقاب دردناك تو، به تو پناه مى بريم .
وصلى الله على عبده ورسـوله نبينا محمد وعلى آله وأصحابه وأتباعه بإحسان .
عبدالعزيز بن عبدالله بن باز
مفتى عام عربستان سعودى ورئيس كبار علماء 
و رئيس دايرهء بحثهاى علمي و فتواى شرعى1 ـ (لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهو على كل شيءٍ قدير (يكبار يا ده بار يا صد بار) . نيست معبودى بحق مگر خدا، يگانه است، شريكى براى او نيست، از آن اوست ملك هستى، و ستايش از آن اوست، و او بر هر چيز تواناست .
2 ـ سبحان الله وبحمده (صد بار) . خدا پاك و منزه است، و او را ستايش ميكنم 
3 ـ بسم الله الذي لا يضر مع اسمه شيء في الأرض ولا في السماء وهو السميع العليم (سه بار) . بنام خدائى كه با نامش چيزى در زمين و در آسمان ضرر نمى رساند و او شنوا و داناست .
4 ـ أعوذ بكلمات الله التامات من شر ما خلق (سه بار) . پناه مىبرم به كلام كامل خدا از شر آنچه آفريده است .
5 ـ رضيت بالله رباً، وبالإسلام ديناً وبمحمد ص نبياً ورسولاً (سه بار) . به پروردگارى خدا، و ديانت اسلام، و پيامبرى محمد ص خشنودم .
6 ـ حسبي الله لا إله إلاَّ هو عليه توكلت وهو رب العرض العظيم (هفت بار) . خدا برايم كافى است، معبودى بحق مگر خدا نيست، بر وى توكل كردم، و او پروردگار عرش بزرگ است .
7 ـ أصبحنا (أمسينا) على فطرة الإسلام، وعلى كلمة الإخلاص، وعلى دين نبينا محمد ص، وعلى ملة أبينا إبراهيم حنيفاً مسلماً، وما كان من المشركين . با دين اسلام، و كلمه توحيد، و دين پيامبرمان محمد ص، و شريعت پدرمان ابراهيم كه مايل بدين حق و مسلمان بود و از مشركان نبود به بامدام وارد شديم .
8 ـ أصبحنا وأصبح الملك لله، والحمد لله، لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير، رب أسألك خير ما في هذا اليوم، وخير ما بعده، وأعوذ بك من شر ما في هذا اليوم، وشر ما بعده، رب أعوذ بك من الكسل، وسوء الكبر، رب أعوذ بك من عذاب في النار، وعذاب في القبر . وفي المساء يقول: أمسينا وأمسى  …رب أسألك خير ما في هذه الليلة وخير ما بعدها وأعوذ بك من شر ما في هذه الليلة وشر ما بعدها ) . به بامداد وارد شديم و كائنات به بامداد وارد شدند در حاليكه كائنات از آن خدا هستند و ستايش از آن خداست، و معبودى بحق مگر خدا نيست، يگانه است، شريكى بـراى او نيست، و ملك از آن اوست، و ستايش از آن اوست، و او بر هر چيز تواناست، پروردگارا از تـو خير آنچه در اين روز است، و خير آنچه بعد از آن است مى خواهم، و به تو از شر آنچه در اين روز است، و شر آنچه بعد از آن است پناه مى برم، پروردگارا از تنبلى و بدى و كهنسالى بتو پناه مى برم، پروردگارا از عذاب جهنم و عذاب قبر بتو پناه مى برم . 
(و در شب مى گويد: به شامگاه وارد شديم … تا آخر) .
9 ـ اللهم بك أصبحنا، وبك أمسينا وبك نحيا، وبك نموت، وإليك النشور . وفي المساء يقول: اللهم بك أمسينا وبك أصبحنا وبك نحيا وبك نموت وإليك المصير) . خدايا به امر تو صبح كرديم، و به امر تو شام كرديم، و به امر تو زنده مى شويم، و به امر تو مى ميريم، و بسوى تو است زنده شدن . (و هنگام شا